خانه نشینی

یک هفته ای من و رادبد دو تایی رفته بودیم تبریز غیر از یکی دو روز اول که ترجیح میداد فقط تو بغل من با بقیه بازی کنه در مجموع خیلی
خوب بود و اصلا اذیتم نکرد
با اینکه تمام وقتم تو خونه با رادبد میگذره و کمتر وقت سرخاروندن پیدا میکنم اما گاهی وقتها که حرف برنامه نویسی و کامپیوتر میشه خیلی از عقب موندن از علم روزدنیا میترسم
چیزی که تو ده سال گذشته سعی کردم پیش نیاد برای همین هم گاهی عصبی و سردرگم میشم من هیچ وقت آدم خونه نشینی نبودم
تمام عمرم چه دوره تحصیل تو مدرسه و دانشگاه و حتی همه تابستونها و حتی وقتی که کار و دانشگاه باهم بود باز هم من فعالیتهای فوق برنامه داشتم
و حالا گاهی اوقات از صبح تا شب نمیدونم اسمون ابریه و یا صاف همه اینهایی که گفتم به معنی گله کردن از خونه نشینی نبود چون خودم با کمال میل این انتخاب رو کردم
قصدم یه نهیب به خودمه که از خونه نشستنم بهتر استفاده کنم خونه نشستن اگه صد تا عیب داشته باشه یه حسن بزرگ داره و اون هم اینکه از استرس کار
و رانندگی و سیاست و هزار تا چیزه دیگه به دوری و اوقاتت رو با موجود شگفت انگیزی میگذرونی که تمام مدت در حال کشف چیزهای جدیده و اونقدر از این کشفیات غرق لذته که ناخودآگاه تو رو هم هیجانزده میکنه
راستی تا یادم نرفته بگم پسرک دیروز لبه تختش رو گرفت و ایستاد و یه چند قدمی هم دور تخت قدم زد

مادرانه ها

قانون شماره 1: بچه ها از هیچ دو دو تا چهارتایی پیروی نمیکنند بنابراین سعی نکنید از قبل در مورد عکس العملهاشون پیش بینی کنید چون ممکنه با سر برید تو دیوار
قانون شماره 2 : به حرف هیچ متخصص اطفالی چه مندرج در کتاب و چه به صورت حضوری بیش از اندازه اعتماد نکنید واقعیت اینه که در مورد نوزادان هنوز دکترها با سعی و خطا جلو میرن و به همین دلیل هر چند وقت کلاٌ میزنند زیر نظریاتشون پس نه از دست قدیمیتر ها عصبانی بشید نه فکر کنید با خوندن چند تا کتاب علامه دهر شدید نه عزیزان باور کنید بعضی وقتها تجربه قدیمی ها جواب میده
قانون شماره 3 :هر کسی در نحوه بزرگ کردن فرزندش تجربه شخصی خودش رو داره ولی هیچ چیز به اندازه صحبت کردن با کسی که شرایط مشابه تو رو داره بهت آرامش نمیده
فوق فوق تخصص اطفال خانم شین

نسل آینده

رادبد اینروزها یاد گرفته مانیتور رو خاموش و روشن کنه حالا ببینید من چه مصیبتی دارم موقع کار با کامپیوتر البته هنر کار با کیبوردش هم که از قدیم داره رو به مصیبت من بیافزایید من و آقای الف خیلی به این موضوع فکر میکنیم که کودک امروز که بازیچه اش موبایل و کامپیوتر و کنترل وسایل الکترونیکی است فردا از داشتن چه چیزی شاد میشه شاید یه جت خصوصی!!!!!!!!

بی عنوان

دوباره اینجا نوشتن کار سختیه مخصوصا که هنوز نمیدونم ادامه دار خواهد بود یا نه نمیدونم چرا
اینمدت حتی یکبار هم این وبلاگ رو باز نکردم باهاش قهر نکرده بودم اما کاری هم باهاش نداشتم شاید بخاطر این اینترنت ذغالیه که با وجود این پسر شیطون هم که همین الان داره خودش رو به در و دیوار میزنه تا من بغلش کنم نوشتن سخت شده بود
بگذریم پسرم سه روز دیگه وارد 11 ماهگی میشه ومن هفته گذشته رسما اعلام کردم که دیگه سر کار نمیرم میبینی همیشه میگیم زندگیمون یکنواخته و هیچ تغییری نمیکنه در صورتیکه هر روز مون دستخوش تغییره راستی سال نو همگی مبارک

دنیای کوچک ما آدمها

جالبه خیلی جالب بعد از بدنیا آوردن رادبد میخواستم تمام لحظات قبل و بعد از رفتن به اتاق عمل رو بنویسم و احساسم رو ولی اینقدر درگیر شدم که فرصت نشد وقتی به دنیای وبلاگستان برگشتم دیدم خانم شین بزرگ اینکار رو کرده حالا هم درست وقتی داشتم دنبال یه دایره المعارف برای کنار اومدن با بچه ها و شناخت بهترشون میگشتم دیدم ناتالی از سختی روزهای اول گلایه کرده چقدر قصه آدمها در کلیات شبیه همه. منم تو روزهای سخت اول خیلی دلم میخواست یکی بهم ارامش بده .بنده خداها مادر من و آقای الف که چون کلی از آخرین تجربه بچه داریشون گذشته بود میترسیدند نظری بدند و فقط سعی میکردند بچه رو از من بگیرند تا من کمی استراحت کنم و من چون احساس میکردم اگه پسرکم رو لحظه ای از خودم دور کنم چه ظلمی در حقش کردم عینهو کنه چسبیده بودم بهش از شدت خستگی و بی خوابی هم همه حرصهام رو سر آقای الف بینوا خالی میکردم ولی به نظرم همه چیز از وقتی عادی تر شد که دور و برم کمی خلوت شد و من فرصت کردم با پسرک بیشتر تنها باشم و بهتر بشناسمش. باورتون نمیشه ولی ماه اول بدنیا اومدن رادبد من 4 بار بچه رو بردم پیش دکتر و چون روم نمی شد هر روز اینکار رو بکنم روزی 3 دفعه هم زنگ میزدم به موبایل و مطب دکتر. از ترس اینکه غذایی که میخورم باعث دل درد بیشترش نشه تقریبا هیچی نمی خوردم خلاصه الان یه وقتایی قیافم تو اون روزها رو که نگاه میکنم خودم وحشت میکنم حالا همه چیز خیلی بهتر شده و من دیگه خودم رو نمیبازم و هنگام بروز مشکل از هر چیز که میدونم برای کنترلش استفاده میکنم و نه خودم و نه پسرک رو اذیت نمی کنم حالا ما میتونیم ساعتها تو چشمهای همدیگه نگاه کنیم من براش حرف بزنم و اون به من لبخند تحویل بده. براش آهنگ میذارم و میرقصم و اون شروع میکنه به دست و پا زدن و غش و ریسه رفتن تازگیها هم که یاد گرفته از کمر خودش رو میده بالا و به سمت پایین خودش رو سر میده و من دیگه میترسم تنهاش بذارم خلاصه که مادر شدن هم برای خودش عالمی داره

تجربه ها

تا می خواهی چیزی از زندگی و روزمرگی هایت بنویسی همه ذهنت پر میشود از شیرینکاریهای آقا پسر و بعد فکر میکنی مردم چه گناهی کرده اند که تو ندید بدیدی و همش میخواهی بنویسی که پسرت چه کارهای خارق العاده ای که انجام نمی دهد. یادش بخیر آنروزها وقتی می دیدیم یکی مرتب از کودکش می نویسد هی در دلمان غر میزدیم که چه لوس و یا اگر طرف کمی از قیافه بچه اش تعریف می کرد یاد خاله سوسکه می افتادیم حالا کسی جرات نمی کند کلمه ای در مورد پسرک ما بد بگوید خودمان شخصاٌ خرخره اش را میجویم چه روزگاری شده آدم حتی یک سال هم نمی تواند پای شعارهایی که می دهد بایستد و هر روز هزار بار زیر حرفهایش می زند همین است که تازگیها محافظه کار شده ام و درباره هیچ چیز با قطعیت نظری نمی دهم
راستی اگر دایره المعارفی در مورد بچه ها سراغ داشتید ما رو هم خبر کنید. یه منبع، که لازم نباشه برای اینکه بفهمی ناف بچه تا 40 روز ترشح داره و یا چشم بچه به خاطر تنگی کیسه اشک ممکنه قی(غی) کنه و فقط کافیه گوشه چشم رو ماساژ داد و یا دل درد تو بچه ها طبیعیه و........... هزار تا چیزه طبیعی دیگه تو ماه اول تولد 10 بار بجه رو نبری پیش دکتر و یا شب و نصف شب شماره موبایل دکتر بدبخت رو نگیری
البته طبیعیه اگر هم نباشه چون اونوقت دکترها چطوری نون بخورند ولی بدک نیست هرکدوم از ما از تجربه هامون یه چیزهایی بنویسیم که حداقل آیندگان استفاده کنند

سالمرگی های خانم شین


بعد از 5 ماه ننوشتن چقدر نوشتن سخت به نظر میرسه میخواستم از خیلی چیزها بنویسم
که فرصت نشد از سزارین و لحظات قبل و بعدش و از پسرک که هرروز بزرگ و بزرگتر میشه و میترسم که کارهاش رو از یاد ببرم تمام روزهام پر شده از این موجود کوچولوی دوست داشتنی که با چشمهای تیز بینش من رو نگاه میکنه و حالا میون همه ،مادرش رو میشناسه و دستاش رو باز میکنه و از من میخواد بغلش کنم باید بشینم همه این لحظات رو ثبت کنم تا میون روزمرگی هام گم نشه
بی خبری از سیاست و اقتصاد و اخبار روز البته به استثنای اخبار ورزشی هم برای خودش عالمی داره امتحان کنید بهتون بد نمی گذره اعصابتون راحت و آروم میشه و دنیا رو آب ببره شما رو خواب میبره
Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes