<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901</id><updated>2012-01-25T14:51:21.593+03:30</updated><title type='text'>روزهاي با هم</title><subtitle type='html'>اين يك وبلاگ شامل روزمرگي هاي من خانم شين و همسرم آقاي الف
است</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>212</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-2841540324377565349</id><published>2012-01-25T14:23:00.005+03:30</published><updated>2012-01-25T14:51:21.599+03:30</updated><title type='text'>چرا بايد از آقاي اصغر فرهادي سپاسگزار باشيم؟</title><content type='html'>وقتي داشتم برنامه اهداي جوايز گلدن گلوب رو تماشا مي كردم، زمانيكه نوبت به اهداي جايزه فيلم "جدايي نادر از سيمين" رسيد با ديدن آقاي اصغر فرهادي و آقاي پيمان معادي، به عنوان يك ايراني ابتدا احساس غرور كردم اما اين احساس لحظه به لحظه جاي خودش رو به احساس سپاس از اين افراد داد. راستش اين فيلم تنها فيلمي هست كه من و خانم شين طي قريب 4 سال گذشته در سينما ديده ايم. به خاطر ديدن اين فيلم يك روز جمعه صبح زود از خواب پا شديم (!)، رادبد رو سپرديم دست مادر بزرگش، بدو بدو رفتيم سينما، خواهش و تمنا كرديم بليط گرفتيم و با دلهره نشستيم اين فيلم رو تماشا كرديم بعدش هم بدو بدو برگشتيم كه مبادا حضرت آقا از خواب بيدار شده و زندگي شيرين سايرين را در نبود ما به امولوسيون عسل و فلفل تبديل كنند. خلاصه، الان كه فكر مي كنم مي بينم ارزشش رو داشته. البته اينها كه گفتم ربطي به احساس سپاس و قدرشناسي من نسبت به عوامل فيلم نداشت. راستش خواستم لابه لا يه حرفي هم از خودمون زده باشم تا نوشته ام بيشتر يك متن شخصي و خصوصي به نظر بياد تا سياسي و اجتماعي و نظاير اون. باري، دلايلي كه به خاطر اون از آقاي فرهادي بايد ممنون باشيم:&lt;br /&gt;1- به جهانيان نشان دادند كه ما هم در ايران اولاً آدم به ويژه مرد خوش تيپ به خصوص از نوع مرتب و اصلاح كرده اش داريم، ثانياً اين گروه بلدند كت و شلوار و كروات و پاپيون بپوشند و الزاماً دشداشه و لباس هاي بلند باديه نشنين ها را نمي پوشند.&lt;br /&gt;2- به همه نشان دادند كه ايراني ها در بدترين حالت بهتر از فرانسوي ها و برخي از ديگر اروپايي ها، مي توانند انگليسي صحبت كنند.&lt;br /&gt;3- به دنيا نشان دادند كه ما در ايران مشكلات انساني، اجتماعي و فرهنگي زيادي داريم كه اولاً به اونها كم وبيش آگاهيم و ثانياً براي اصلاحش با تمام توانمون و البته هر كدوممون به روشي تلاش مي كنيم.&lt;br /&gt;4- نشان دادند كه هنر در اين سرزمين همچنان زنده است و هنرمندان و هنرشناسان در خور احترامي در آن زندگي مي كنند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-2841540324377565349?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/2841540324377565349/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=2841540324377565349&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2841540324377565349'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2841540324377565349'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2012/01/blog-post_25.html' title='چرا بايد از آقاي اصغر فرهادي سپاسگزار باشيم؟'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8665064584798826187</id><published>2012-01-05T10:35:00.003+03:30</published><updated>2012-01-05T11:16:31.596+03:30</updated><title type='text'>آداب معاشرت</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خيلي وقت ها از اين كه ارتباطات ما با هم از قواعد و اسلوب خاصي پيروي نمي كنه در عذابيم. قواعد خاصي هم بر رفتارهامون حاكم نيست و همين موضوع خيلي چيزها را به هم مي ريزه. تكليفمون با هم معلوم نيست. نمي فهميم بالاخره واقعاً با كسي خودموني هستيم يا نه. وارد يك مهموني كه مي شيم معلوم نيست بالاخره اين يك مهموني خصوصي و ساده است يا يك مهماني رسمي يا نيمه رسمي. تكليف با خانم ها و آقايون توي جمع معلوم نيست. موضوعات بحث نامعلومه و البته در اغلب موارد موضوعاتي كه نبايد ترجيح داده مي شه به ويژه موضوعات سياسي و اقتصادي واعتقادي. تو رستوران و ساير امكان عمومي هم وضعيت تعريفي نداره. وتقريباً اوضاع به همين منواله (لطفاً آخرين باري رو كه خودتون يا همراهتون با گارسون رستوراني كه توش غذا ميل كرديد صحبت كرده رو بخاطر بياريد). در مورد غذا و اشربه و امثالهم هم نگو و نپرس. قاعده هر كي زودتر رسيده يا زورش بيشتره، اعمال مي شه (در اين مورد هم چند تا عروسي آخرو بياد بيارين). خلاصه از اين دست زياده. دردسرتون ندم. خيلي گشته بودم كه مستند كلاسه و خلاصه اي از آداب معاشرت رو پيدا كنم. اغلب خيلي مفصل و اشرافي و راستش در نهايت به درد نخور بودن. مثلاً بفرماييد چقدر احتمال داره بنده توفيق ملاقات اعضاي خانواده سلطنتي انگليس رو داشته باشم يا با ملكه اليزابت يا حداقل ديگه با آقاي ساركوزي (به جان خودم به كمتر از اين بابا راضي نمي شم اصرار نكنيد) قرار ملاقات و صرف غذا داشته باشم. لذا ديگه داشتم كم كم نا اميد مي شدم كه ناگهان از طرف برادرم آقاي ر يك ايميل خوب به دستم رسيد. نمي دونم كدوم آدم خوش ذوق و فهميده اي بوده و گشته يك كتاب به اسم "آداب معاشرت" نوشته آقاي "منصور احمدي" رو پيدا كرده  و خلاصه نويسي اش كرده و روي وب هم منتشرش كرده. جالب اينكه مطالب اين كتاب اولاً كاملاً با فرهنگ ما سازگاره. دوماً كاملاً كاربردي، ساده و خلاصه است ثالثاً سالها در ارتش اين مملكت تدريس مي شده (الان البته بعيده چون اين نظامي هاي جديد اساساً خودشون تئوريسين آداب معاشرت و در بسياري موارد مجسمه  زنده اون هستند و البته براشون ضرورتي هم نداره) و ما (حداقل من) ازش بي خبر بوديم. مطالعه اش خالي از لطف نيست. لينكش رو براتون نمي زارم چون يه جستجويي رو وب كردم فراوان موجوده. از دوستان كسي اگر متن كامل يا نسخه فيزيكي اين كتاب رو داره ممنون مي شم اگر به عنوان امانت (و البته هديه اگر قابل بدونن) دراختيار ما قرار بده&lt;br /&gt;به اميد روزهاي پراميد&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8665064584798826187?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8665064584798826187/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8665064584798826187&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8665064584798826187'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8665064584798826187'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2012/01/blog-post.html' title='آداب معاشرت'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4030461695215645959</id><published>2011-11-13T12:02:00.002+03:30</published><updated>2011-11-13T12:05:50.118+03:30</updated><title type='text'>محض خالی نبودن عریضه</title><content type='html'>می خواهی چیزی بنویسی از کسی یا اتفاقی اما مهر سنگین سکوت روزگاری است بر لبهایمان نقش بسته است &lt;br /&gt;بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4030461695215645959?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4030461695215645959/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4030461695215645959&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4030461695215645959'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4030461695215645959'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2011/11/blog-post.html' title='محض خالی نبودن عریضه'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8565234380516381258</id><published>2011-09-20T14:24:00.002+04:30</published><updated>2011-09-20T14:28:58.171+04:30</updated><title type='text'>ثبت نام حج عمره</title><content type='html'>اميدوارم آنچه كه مي نويسم حمل بر اهانت و بي ادبي نشه اما از وقتي شنيدم حدود 4 ميليون نفر در كمتر از 3 روز براي حج عمره ثبت نام كرده اند و هر كدامشان 800 هزار تومان پول به حساب واريز كردند راستش شب خوابم نمي بره&lt;br /&gt;همش اين سوال تو ذهنم هست كه اگر يك فراخوان ملي بود براي اين كه هر خانوار ايراني حتي اگه شده از شكم زن و بچه اش بزنه و هشتاد هزار تومان بريزه به حساب يه مرجع مورد وثوقي تا تو سيستان و بلوچستان، كهكيلويه و بوير احمد، خوزستان، هرمزگان، خراسان جنوبي و خيلي جاهاي ديگه براي بچه هاي بيگناه، معصوم و با استعداد اين ممكلت مدرسه ساخته بشه واقعاً چند نفر حاضر بودند اين پول را به حساب بريزند. چند نفر دنبال بهانه نبودند. چند نفر مي گفتند ما به خاطر خدا اين كار مي كنيم و به فكر اينكه نكنه دولت اين پول رو ببره صرف لبنان و غيره بكنه نمي افتادند.&lt;br /&gt;به خدا تو اين مملكت تعداد بچه هاي زير شش سالي كه شبها جاي ثابتي واسه خوابيدن ندارند كم نيست. پدرها و مادرهاي زحمت كشي كه در پايان روز با شرمندگي پيش همسر و فرزندشون مي رن كم نيست. به خدا خيلي جاهاي واجبتر از مكه، خيلي جاهاي بهتر از جيب اين اعراب حرومزاده واسه پول ريختن هست. تعداد آدم هايي كه كنار دستمون به تكه نوني كه دستمون گرفتيم با ولع نگاه مي كنن كم نيست. اگه نديدي كافيه يكبار سوار مترو و اتوبوس شي. يا يه ذره از بالا شهرتون فاصله بگيري. زياده. نمي خواد بگردي. فقط نگاه كن.&lt;br /&gt;مي دوني با 4 ميليون تا 800 هزار تومان چند تا مدرسه، بيمارستان، خانه بهداشت و امثال اينها ميشه ساخت. مي دوني هزينه تحصيلات ابتدايي، راهنمايي، دبيرستان و دانشگاه چند تا دختر و پسر و داد. باورش براي من هم سخت بود. ولي يه حساب سر انگشتي بكني همه چيز برات روشن مي شه. يه چيز بگم كه بد جوري رو دلم مونده. مي دوني اگه هفت تا خونه اين ور و اون ورت هموطني، همسايه اي، آشنايي، رفيقي، كسي به پولي كه واسه مكه رفتن كنار گذاشتي احتياج داره، يا پسر و دختر و خواهر و برادرت خونه ندارن يا بدهكارن (به خصوص دارن بهره ميدن)، يا پدر و مادر پيري داري كه دارن در تنگنا زندگي مي كنن و  خيلي چيزهاي ديگه، اونوقت مكه نه تنها به تو واجب نيست كه شايد حرام هم هست.&lt;br /&gt;كمي فكر كنيم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8565234380516381258?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8565234380516381258/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8565234380516381258&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8565234380516381258'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8565234380516381258'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2011/09/blog-post.html' title='ثبت نام حج عمره'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-3827399658619537419</id><published>2011-07-18T11:57:00.000+04:30</published><updated>2011-07-18T11:59:00.866+04:30</updated><title type='text'>زخمي كه نمي  بينيم</title><content type='html'>&lt;p&gt;اين متن رو خ شين ايميل كرده بود. حيفم اومد با دوستانمون مطرح نشه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزار گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که ارام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته خشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد سکسی تر باشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده خشونت، آزار، تحقیر امتداد همان "مادر ... ها، ... ها، خواهر ...ها، مادرش را فلان ها، عمه اش را بیسار"هایی است که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم. خشونت، آزار، تحقیر همان "زن صفت، مثل زن گریه می کردی"هایی است که بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند خشونت، آزار، تحقیر، پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون... فلان لباس را نپوش چون...است.  چون هایی که اسمشان می شود " عشق". عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود.   خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها.   می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود خشونت دست سنگین پدری است که بر صورت دخترک 9 ساله اش بلند می شود اما هرگز فرود نمی آید. خشونت گردنکشی برادری است که نگاه پسرک معصوم همسایه را کور می کند و خواهر را ناامید می کند از عشق پاک و دیوار به دیوار همسایگی . خشونت آروغ زدن های شوهر است به جای دستت درد نکند برای دستپخت عالی یک صبح تا ظهر حبس شدن در آَشپزخانه . خشونت قانون نابرابر حق قیومیت پدربزرگی است که در فقدان پدر ، صاحب بلامنازع نوه ی دختری اش می شود بی اینکه حضور مادر در جایی دیده شده باشد. خشونت حق ارثی است که پس از مرگ پدر به تو داده می شود نیم آن چیزی که برادرت می گیرد و تازه منت بر سرت می گذارند که نان آور خانه ات دیگری است . خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم . خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست . &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-3827399658619537419?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/3827399658619537419/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=3827399658619537419&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3827399658619537419'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3827399658619537419'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2011/07/blog-post.html' title='زخمي كه نمي  بينيم'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8814840977649494211</id><published>2010-08-10T11:48:00.004+04:30</published><updated>2010-08-10T11:58:16.436+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_ytwE4nJowo4/TGD_b4dSnOI/AAAAAAAAADQ/49J7N3fcVr0/s1600/jeld+2.JPG"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 290px; DISPLAY: block; HEIGHT: 400px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5503679599123537122" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_ytwE4nJowo4/TGD_b4dSnOI/AAAAAAAAADQ/49J7N3fcVr0/s400/jeld+2.JPG" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8814840977649494211?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8814840977649494211/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8814840977649494211&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8814840977649494211'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8814840977649494211'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2010/08/a.html' title=''/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_ytwE4nJowo4/TGD_b4dSnOI/AAAAAAAAADQ/49J7N3fcVr0/s72-c/jeld+2.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-3686554089315680322</id><published>2010-05-04T13:35:00.002+04:30</published><updated>2010-05-04T13:49:58.101+04:30</updated><title type='text'>شرکت رایساز - برگزاری کنسرتها و فروش اینترنتی بلیط</title><content type='html'>&lt;p&gt;یکی از دوستان قدیمی من یک شرکت آی تی خیلی خوب و های تک به اسم &lt;a href="http://www.raysaz.com"&gt;رایساز&lt;/a&gt; داره که یکی از حوزه های فعالیتش فروش اینترنتی بليط و پرداخت های اینترنتی هست. کارهای جالبی هم مثل فروش اینترنتی بليط های کنسرت های آقای محمدرضا شجریان یا همایون شجریان یا جشنواره موسیقی فجر و غیره و ذالک هم تو پرونده اشون هست.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حالا غرض اینکه این دوستان ما قرار است که روزهای 5و 6و7 خرداد در تالارهای وحدت ومیلاد کنسرت ارکستر سمفونی به رهبری آقای شهداد روحانی رو برگزار کنند و از 20 اردیبهشت هم فروش اینترنتی بليط های اون رو شروع می کنن. از اونجایی که من خودم از آخرين کنسرت این گروه به رهبری آقای شهداد روحانی خاطره خیلی خوبی دارم از همه دوستان علاقمند دعوت می کنم که این سه روز رو از دست ندن. برای گرفتن اطلاعات و خرید بلیط هم می تونید به آدرس زیر مراجعه کنید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://www.sigozar.com"&gt;www.sigozar.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;احیاناً اگر به کنسرت های استاد شجریان یا همایون شجریان یا کنسرت های برگزار شده توسط انجمن موسیقی ایران هم علاقمند بودید علاوه بر لینک های فوق می تونید از لینک زیر هم اقدام کنید&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://www.shajarianconcert.com"&gt;www.shajarianconcert.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-3686554089315680322?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/3686554089315680322/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=3686554089315680322&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3686554089315680322'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3686554089315680322'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2010/05/blog-post_04.html' title='شرکت رایساز - برگزاری کنسرتها و فروش اینترنتی بلیط'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4393906840398732745</id><published>2010-05-03T18:51:00.002+04:30</published><updated>2010-05-03T19:01:39.951+04:30</updated><title type='text'>آزادی خرمشهر و کتاب دا</title><content type='html'>&lt;p&gt;چند ماهی است که چاپ هشتاد و دوم کتاب حدود هشتصد صفحه ای دا زیر دستمه و من هنوز نتونستم که تمومش کنم. از بس که خوندن صفحه صفحه این کتاب برای سخته. هیچوقت بیشتر از 10 صفحه اش رو نمی تونم بخونم و وقتی می خونم اونقدر داغونم می کنه که بعضی وقت ها چند روز حالم خوب نیست.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;من از جنگ همیشه ترسیدم و همیشه از خدا خواستم که هیچ ملتی رو به جنگ دچار نکنه. هیچوقت هم نه از جنگیدن ونه ازهیچ پیروزی و شکستی در هیچ جنگی دچار غلیان احساسات و عواطف و غرور و اینجور قصه ها نشدم. اما برای اولین بار با خوندن واقعیت های ثبت شده در این کتاب به داشتن هموطنان گمنامی از آن دست که در این کتاب ازشون یاد شده و شاید امروز نیستن که جزو خانوادهای معظم ومعزز باشند با تمام وجود افتخار کردم. یادشون گرامی&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4393906840398732745?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4393906840398732745/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4393906840398732745&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4393906840398732745'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4393906840398732745'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2010/05/blog-post_03.html' title='آزادی خرمشهر و کتاب دا'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-990787977049347101</id><published>2010-05-03T18:39:00.002+04:30</published><updated>2010-05-03T18:51:13.685+04:30</updated><title type='text'>روز ملی خليج فارس</title><content type='html'>&lt;p&gt;به بهانه روز ملی خلیج فارس دلم می خواست این سکوت چند وقت اخیر خودم و خانم شین تو این وبلاگی که خیلی هم دوستش داریم شکسته بشه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; خلیج فارس همیشه فارسه. چه دل ما و دیگران بخواد چه نخواد. چه اماراتی های تازه به دوران رسیده تو مسابقات فوتبال براش پلاکارد جعلی درست بکنن چه نکنن. چه گوگل تو نتایج جستجوش پیداش بکنه چه نکنه. چه رییس جمهور ما زیر پرچمی که اسم جعلی خلیج فارس روش نوشته شده بایسته چه نایسته و چه ها و چه های دیگه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خلیج فارس تا روزی که حتی یک ایرانی در هر جای دنیا زنده اس خلیج فارسه. چون موقعی که عرب ها دخترهاشون دفن می کردن و سوسمار می خوردن و چادر نشین بودن و افتخارشون کشتن و تفریحشون تجاوز بود ایرانی ها بر عرصه این خلیج همیشه فارس کشتی راندن و با دنیا تجارت کردن. حیفه که این خلیج جاویدان فارس امروز کنام شغالان شده&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ز شیر شتر خوردن و سوسمار، عرب را به جایی رسیده است کار&lt;/p&gt;&lt;p&gt;که تاج کیانی کند آرزو، تفو بر تو ای چرخ گردون تفو&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-990787977049347101?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/990787977049347101/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=990787977049347101&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/990787977049347101'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/990787977049347101'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='روز ملی خليج فارس'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7565499191633448012</id><published>2009-11-19T13:07:00.006+03:30</published><updated>2009-11-22T13:44:59.651+03:30</updated><title type='text'>الگوي مصرف وقت</title><content type='html'>از پسرت كه نخواي بگي تمام روزت خلاصه ميشه توي اون 2 ساعت وسط روزي كه رادبد ميخوابه همين كه مطمئن شدي چشماشو بسته بلند ميشي اول بايد چيزهايي رو كه از صبح اقصي نقاط خونه پراكنده كرده جمع كني بعد نوبت ميرسه به شستن ظرفهايي كه از صبح جمع شده بعد هم نوبت مهيا كردن وسايل شام و يه چيزي براي عصرونه پسركه راستي نهار هم نخوردي پس  ناهارت رو هم ميخوري حالا ميشيني پاي كامپيوتر و يه سري به وبلاگ خودت و بقيه و هت تريك ميزني از پاي كامپيوتر كه بلند مي شي يه جدول مياري شروع ميكني به حل كردنش بعد هم نوبت خوندن كتاب البته اين وسط ها يه چند باري هم بايد بري به حضرت اجل شير بدي اينها كارهاي ثابتشه كه ممكنه بهش كارهايه ديگه م اضافه بشه اينجوريه كه وقتي به 31 سال پشت سر گذاشته برميگردم هيچ 2 ساعتي رو مفيد تر از اين 2 ساعت پيدا نميكنم&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;پي نوشت:سولماز جان ظاهرا يادت رفته آدرس وبلاگ دخترت رو بذاري لطفا دوباره بذار&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7565499191633448012?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7565499191633448012/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7565499191633448012&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7565499191633448012'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7565499191633448012'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2009/11/blog-post_19.html' title='الگوي مصرف وقت'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-3010047126472754411</id><published>2009-11-15T15:00:00.004+03:30</published><updated>2009-11-15T15:09:53.632+03:30</updated><title type='text'>my favorite</title><content type='html'>از همون روزهايي كه كمتر اومدم و اينجا نوشتم با يه سايت باشگاه داري فوتبال به اسم hattrick  اشنا شدم و بالاخره به  يكي از روياهام رنگ مجازي بخشيدم حالا من بعد از سه فصل حضور، صاحب يه تيم دسته پنجميم كه آكادميه جوانانش هم فعاله و به احتماله زياد اين فصل به دسته چهار صعود ميكنه دنياي جالبيه اگه علاقمند هستيد يه سر بزنيد در ضمن حريف ميطلبيم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-3010047126472754411?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/3010047126472754411/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=3010047126472754411&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3010047126472754411'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3010047126472754411'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2009/11/my-favorite.html' title='my favorite'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-3319967231494390980</id><published>2009-11-11T11:16:00.002+03:30</published><updated>2009-11-11T11:23:21.087+03:30</updated><title type='text'>عكس رادبد براي پاسپورتش</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_ytwE4nJowo4/SvptZwtMglI/AAAAAAAAACc/Krflp9MhF5A/s1600-h/img009.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 242px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_ytwE4nJowo4/SvptZwtMglI/AAAAAAAAACc/Krflp9MhF5A/s320/img009.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5402750992322953810" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-3319967231494390980?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/3319967231494390980/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=3319967231494390980&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3319967231494390980'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3319967231494390980'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2009/11/blog-post_11.html' title='عكس رادبد براي پاسپورتش'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_ytwE4nJowo4/SvptZwtMglI/AAAAAAAAACc/Krflp9MhF5A/s72-c/img009.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-9195847188218554301</id><published>2009-11-08T16:01:00.000+03:30</published><updated>2009-11-08T16:10:01.398+03:30</updated><title type='text'>خوشبختي</title><content type='html'>چند شب پيش باز داشتم با خودم ذكر مصيبت ميكردم از همه جا و همه كس گله و شكايت و به هر چي كه فكر كنيد داشتم تو ذهنم گير ميدادم از دندونهاي رادبد گرفته تا دير اومدن آقاي الف و هزار تا چيز ديگه. يك دفعه تمام سالهاي زندگيم مثل يك فيلم از جلوي چشمم گذشت و ناخودآگاه لبخند زدم براي اولين بار تو همه اين سي و يك سال من از كيفيت  زندگيم راضي بودم  و از هيچ اتفاقش پشيمون نبودم  و از همون شب هم يه آرامش خاصي دارم شما هم اينكار بكنيد همه چيز رو در كنار هم بچينيد و ببينيد آيا به برآيندش لبخند ميزنيد يا نه آره ممكنه ميتونسته خيلي بهتر باشه ولي با تجربه امروز كه نميشه براي ديروز نسخه پيچيد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-9195847188218554301?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/9195847188218554301/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=9195847188218554301&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/9195847188218554301'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/9195847188218554301'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2009/11/blog-post_08.html' title='خوشبختي'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-9157715518888392174</id><published>2009-11-02T15:04:00.005+03:30</published><updated>2009-11-02T15:26:46.703+03:30</updated><title type='text'>سرنوشت</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_OAnqNVrcYh4/Su7I39KQOCI/AAAAAAAAAE4/hq5isnMCuHQ/s1600-h/IMG_2718_1.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 240px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_OAnqNVrcYh4/Su7I39KQOCI/AAAAAAAAAE4/hq5isnMCuHQ/s320/IMG_2718_1.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5399473866899732514" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;زمان زود ميگذره و راست ميگفت هر كي ميگفت 1 سال اول بچه داري خيلي سخت ميگذره و بقيه اش به سرعت باد ميگذره پسركم بزرگ شده اونقدر بزرگ كه همه حرفهاي من رو كامل ميفهمه و آره و نه بهم ميگه اگه موبايل كسي زنگ بزنه و دم دست نباشه زود ميره برش ميداره مياره ميده بهمون. عاشق جارو برقي كشيدن و گردگيري خونه اس و به مامانش تو اين زمينه خيلي كمك ميكنه به باباش ميگه دابا صداي ببعي و هاپو و پيشي و آقا شيره رو  بلده و  مو و چشم و گوش و دندونش رو ميدونه كجاست و بهم نشون ميده و صداي پاش رو سنگ خونه من رو غرق شادي ميكنه و .....&lt;br /&gt;نفهميدم كي و چه وقت براي هميشه فقط شدم مادر اين پسرك تمام خوابهام شده پر از دلشوره براي اينكه الان كه از خونه دورم پس رادبد رو كجا گذاشتم ديگه خودم رو نميشناسم  از آينده ميترسم از اينكه تبديل شم به آدمي كه همه چيزش شده خونه داري ميترسم از اينكه از پسركم هم &lt;br /&gt;دور شم ميترسم شايد بايد همه چيز رو باز هم به دست سرنوشت سپرد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-9157715518888392174?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/9157715518888392174/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=9157715518888392174&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/9157715518888392174'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/9157715518888392174'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='سرنوشت'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_OAnqNVrcYh4/Su7I39KQOCI/AAAAAAAAAE4/hq5isnMCuHQ/s72-c/IMG_2718_1.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4364034483457269566</id><published>2009-05-09T16:31:00.010+04:30</published><updated>2009-05-09T18:20:43.004+04:30</updated><title type='text'>خانه نشینی</title><content type='html'>یک هفته ای من و رادبد دو تایی رفته بودیم تبریز غیر از یکی دو روز اول که ترجیح میداد فقط تو بغل من با بقیه بازی کنه در مجموع خیلی&lt;br /&gt;خوب بود و اصلا اذیتم نکرد &lt;br /&gt;با اینکه تمام وقتم تو خونه با رادبد میگذره و کمتر وقت سرخاروندن پیدا میکنم اما گاهی وقتها که حرف برنامه نویسی و کامپیوتر میشه خیلی از عقب موندن از علم روزدنیا میترسم &lt;br /&gt;چیزی که تو ده سال گذشته سعی کردم پیش نیاد برای همین هم گاهی عصبی و سردرگم میشم من هیچ وقت آدم خونه نشینی نبودم &lt;br /&gt;تمام عمرم چه دوره تحصیل تو مدرسه و دانشگاه و حتی همه تابستونها و حتی وقتی که کار و دانشگاه باهم بود باز هم من فعالیتهای فوق برنامه داشتم&lt;br /&gt; و حالا گاهی اوقات از صبح تا شب نمیدونم اسمون ابریه و یا صاف همه اینهایی که گفتم به معنی گله کردن از خونه نشینی نبود چون خودم با کمال میل این انتخاب رو کردم &lt;br /&gt;قصدم یه نهیب به خودمه که از خونه نشستنم بهتر استفاده کنم خونه نشستن اگه صد تا عیب داشته باشه یه حسن بزرگ داره و اون هم اینکه از استرس کار &lt;br /&gt;و رانندگی و سیاست و هزار تا چیزه دیگه به دوری و اوقاتت رو با موجود شگفت انگیزی میگذرونی که تمام مدت در حال کشف چیزهای جدیده و اونقدر از این کشفیات غرق لذته که ناخودآگاه تو رو هم هیجانزده میکنه&lt;br /&gt;راستی تا یادم نرفته بگم پسرک دیروز لبه تختش رو گرفت و ایستاد و یه چند قدمی هم دور تخت قدم زد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4364034483457269566?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4364034483457269566/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4364034483457269566&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4364034483457269566'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4364034483457269566'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2009/05/blog-post.html' title='خانه نشینی'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-3819032453061711234</id><published>2009-04-25T12:42:00.001+04:30</published><updated>2009-04-25T12:44:09.355+04:30</updated><title type='text'>مادرانه ها</title><content type='html'>قانون شماره 1: بچه ها از هیچ دو دو تا چهارتایی پیروی نمیکنند بنابراین سعی نکنید از قبل در مورد عکس العملهاشون پیش بینی کنید چون ممکنه با سر برید تو دیوار&lt;br /&gt;قانون شماره 2 : به حرف هیچ متخصص اطفالی چه مندرج در کتاب و چه به صورت حضوری بیش از اندازه اعتماد نکنید واقعیت اینه که در مورد نوزادان هنوز دکترها با سعی و خطا جلو میرن  و به همین دلیل هر چند وقت کلاٌ میزنند زیر نظریاتشون پس نه از دست قدیمیتر ها عصبانی بشید نه فکر کنید با خوندن چند تا کتاب علامه دهر شدید نه عزیزان باور کنید بعضی وقتها تجربه قدیمی ها جواب میده&lt;br /&gt;قانون شماره 3 :هر کسی در نحوه بزرگ کردن فرزندش تجربه شخصی خودش رو داره ولی هیچ چیز به اندازه صحبت کردن با کسی که شرایط مشابه تو رو داره بهت آرامش نمیده&lt;br /&gt;فوق فوق تخصص اطفال خانم شین&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-3819032453061711234?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/3819032453061711234/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=3819032453061711234&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3819032453061711234'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3819032453061711234'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2009/04/blog-post_25.html' title='مادرانه ها'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4254633171707499402</id><published>2009-04-19T13:11:00.003+04:30</published><updated>2009-04-19T13:17:13.176+04:30</updated><title type='text'>نسل آینده</title><content type='html'>رادبد اینروزها یاد گرفته مانیتور رو خاموش و روشن کنه حالا ببینید من چه مصیبتی دارم موقع کار با کامپیوتر البته هنر کار با کیبوردش هم که از قدیم داره رو به مصیبت من بیافزایید من و آقای الف خیلی به این موضوع فکر میکنیم که کودک امروز که بازیچه اش موبایل و کامپیوتر و کنترل وسایل الکترونیکی است فردا از داشتن چه چیزی شاد میشه شاید یه جت خصوصی!!!!!!!!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4254633171707499402?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4254633171707499402/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4254633171707499402&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4254633171707499402'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4254633171707499402'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2009/04/blog-post_19.html' title='نسل آینده'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-2019334190221322898</id><published>2009-04-16T13:28:00.001+04:30</published><updated>2009-04-16T16:56:23.185+04:30</updated><title type='text'>بی عنوان</title><content type='html'>دوباره اینجا نوشتن کار سختیه مخصوصا که هنوز نمیدونم ادامه دار خواهد بود یا نه نمیدونم چرا &lt;br /&gt;اینمدت حتی یکبار هم این وبلاگ رو باز نکردم باهاش قهر نکرده بودم اما کاری هم باهاش نداشتم شاید بخاطر این اینترنت ذغالیه که با وجود این پسر شیطون هم که همین الان داره خودش رو به در و دیوار میزنه تا من بغلش کنم نوشتن سخت شده بود&lt;br /&gt;بگذریم پسرم سه روز دیگه وارد 11 ماهگی میشه ومن هفته گذشته رسما اعلام کردم که دیگه سر کار نمیرم میبینی همیشه میگیم زندگیمون یکنواخته و هیچ تغییری نمیکنه در صورتیکه هر روز مون دستخوش تغییره راستی سال نو همگی مبارک&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-2019334190221322898?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/2019334190221322898/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=2019334190221322898&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2019334190221322898'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2019334190221322898'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2009/04/blog-post.html' title='بی عنوان'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-2918146977756772793</id><published>2008-09-25T11:14:00.002+03:30</published><updated>2008-09-25T11:21:50.443+03:30</updated><title type='text'>دنیای کوچک ما آدمها</title><content type='html'>جالبه خیلی جالب بعد از بدنیا آوردن رادبد میخواستم تمام لحظات قبل و بعد از رفتن به اتاق عمل رو بنویسم و احساسم رو ولی اینقدر درگیر شدم که فرصت نشد وقتی به دنیای وبلاگستان برگشتم دیدم &lt;a href="http://mrsshin.blogspot.com"&gt;خانم شین&lt;/a&gt; بزرگ اینکار رو کرده حالا هم درست وقتی داشتم دنبال یه دایره المعارف برای کنار اومدن با بچه ها و شناخت بهترشون میگشتم دیدم &lt;a href="http://nataliee.wordpress.com/"&gt;ناتالی&lt;/a&gt; از سختی روزهای اول گلایه  کرده چقدر قصه آدمها در کلیات شبیه همه. منم تو روزهای سخت اول خیلی دلم میخواست یکی بهم ارامش بده .بنده خداها مادر من و آقای الف که چون کلی از آخرین تجربه بچه داریشون گذشته بود میترسیدند نظری بدند و فقط سعی میکردند بچه رو از من بگیرند تا من کمی استراحت کنم و من چون احساس میکردم اگه پسرکم رو لحظه ای از خودم دور کنم چه ظلمی  در حقش کردم عینهو کنه چسبیده بودم بهش از شدت خستگی و بی خوابی هم همه حرصهام رو سر آقای الف بینوا خالی میکردم ولی به نظرم همه چیز از وقتی عادی تر شد که دور و برم کمی خلوت شد و من فرصت کردم با پسرک بیشتر تنها باشم و بهتر بشناسمش. باورتون نمیشه ولی ماه اول بدنیا اومدن رادبد من 4 بار بچه رو بردم پیش دکتر و چون روم نمی شد هر روز اینکار رو بکنم روزی 3 دفعه هم زنگ میزدم به موبایل و مطب دکتر. از ترس اینکه غذایی که میخورم باعث دل درد بیشترش نشه تقریبا هیچی نمی خوردم خلاصه الان یه وقتایی قیافم تو اون روزها رو که نگاه میکنم خودم وحشت میکنم حالا همه چیز خیلی بهتر شده و من دیگه خودم رو نمیبازم و هنگام بروز مشکل از هر چیز که میدونم برای کنترلش استفاده میکنم و نه خودم و نه پسرک رو اذیت نمی کنم حالا ما میتونیم ساعتها تو چشمهای همدیگه نگاه کنیم من براش حرف بزنم و اون به من لبخند تحویل بده. براش آهنگ میذارم و میرقصم و اون شروع میکنه به دست و پا زدن و غش و ریسه رفتن تازگیها هم که یاد گرفته از کمر خودش رو میده بالا و به سمت پایین خودش رو سر میده و من دیگه میترسم تنهاش بذارم خلاصه که مادر شدن هم برای خودش عالمی داره&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-2918146977756772793?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/2918146977756772793/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=2918146977756772793&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2918146977756772793'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2918146977756772793'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/09/blog-post_25.html' title='دنیای کوچک ما آدمها'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-6252733540717391671</id><published>2008-09-18T12:14:00.003+04:30</published><updated>2008-09-18T12:28:41.503+04:30</updated><title type='text'>تجربه ها</title><content type='html'>تا می خواهی چیزی از زندگی و روزمرگی هایت بنویسی همه ذهنت پر میشود از شیرینکاریهای آقا  پسر و بعد فکر میکنی مردم چه گناهی کرده اند که تو ندید بدیدی و همش میخواهی بنویسی که پسرت چه کارهای خارق العاده ای که انجام نمی دهد. یادش بخیر آنروزها وقتی می دیدیم یکی مرتب از کودکش می نویسد هی در دلمان غر میزدیم که چه لوس و یا اگر طرف کمی از قیافه بچه اش تعریف می کرد یاد خاله سوسکه می افتادیم حالا کسی جرات نمی کند کلمه ای در مورد پسرک ما بد بگوید خودمان شخصاٌ خرخره اش را میجویم چه روزگاری شده آدم حتی یک سال هم نمی تواند پای شعارهایی که می دهد بایستد و هر روز هزار بار زیر حرفهایش می زند همین است که تازگیها محافظه کار شده ام و درباره هیچ چیز با قطعیت نظری نمی دهم&lt;br /&gt;راستی اگر دایره المعارفی در مورد بچه ها سراغ داشتید ما رو هم خبر کنید. یه منبع، که لازم نباشه برای اینکه بفهمی ناف بچه تا 40 روز ترشح داره و یا چشم بچه به خاطر تنگی کیسه اشک ممکنه قی(غی) کنه و فقط کافیه گوشه چشم رو ماساژ داد و یا دل درد تو بچه ها طبیعیه و........... هزار تا چیزه طبیعی دیگه تو ماه اول تولد 10 بار بجه رو نبری پیش دکتر و یا شب و نصف شب شماره موبایل دکتر بدبخت رو نگیری  &lt;br /&gt; البته طبیعیه اگر هم نباشه چون اونوقت دکترها چطوری نون بخورند ولی بدک نیست هرکدوم از ما از تجربه هامون یه چیزهایی بنویسیم که حداقل آیندگان استفاده کنند&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-6252733540717391671?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/6252733540717391671/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=6252733540717391671&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6252733540717391671'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6252733540717391671'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/09/blog-post_18.html' title='تجربه ها'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-6638778812244637453</id><published>2008-09-10T21:52:00.003+04:30</published><updated>2008-09-11T11:22:01.784+04:30</updated><title type='text'>سالمرگی های خانم شین</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_OAnqNVrcYh4/SMi_7rx5v5I/AAAAAAAAADE/FPVKx_LzdtA/s1600-h/untitled.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://2.bp.blogspot.com/_OAnqNVrcYh4/SMi_7rx5v5I/AAAAAAAAADE/FPVKx_LzdtA/s320/untitled.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5244652798158159762" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بعد از 5 ماه ننوشتن چقدر نوشتن سخت به نظر میرسه میخواستم از خیلی چیزها بنویسم &lt;br /&gt;که فرصت نشد از سزارین و لحظات قبل و بعدش و از پسرک که هرروز بزرگ و بزرگتر میشه و میترسم که کارهاش رو  از یاد ببرم تمام روزهام پر شده از این موجود کوچولوی دوست داشتنی که با چشمهای تیز بینش من رو نگاه میکنه و حالا میون همه ،مادرش رو میشناسه و دستاش رو باز میکنه و از من میخواد بغلش کنم باید بشینم همه این لحظات رو ثبت کنم تا میون روزمرگی هام گم نشه &lt;br /&gt;بی خبری از سیاست و اقتصاد و اخبار روز البته به استثنای اخبار ورزشی هم برای خودش عالمی داره امتحان کنید بهتون بد نمی گذره اعصابتون راحت و آروم میشه و دنیا رو آب ببره شما رو خواب میبره&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-6638778812244637453?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/6638778812244637453/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=6638778812244637453&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6638778812244637453'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6638778812244637453'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/09/blog-post.html' title='سالمرگی های خانم شین'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_OAnqNVrcYh4/SMi_7rx5v5I/AAAAAAAAADE/FPVKx_LzdtA/s72-c/untitled.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-2569086910350284238</id><published>2008-07-10T13:07:00.002+04:30</published><updated>2008-07-10T13:18:17.996+04:30</updated><title type='text'>قدردانی از یک پزشک</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;من هیچوقت پزشک ها را دوست نداشتم و همیشه اونها رو آدمهایی حریص، بی تفاوت به جان آدمها و خودخواه و متکبر می دونستم. متاسفانه نمونه های مختلفی هم که باهاشون ارتباط داشتم همیشه این ذهنیت رو در من بیشتر تقویت می کردند. اما بارداری همسرم و آشنایی ما با یک پزشک شریف از طریق یکی از همین دوستان وبلاگی با عث شده تا من در این باور خودم تجدید نظر کنم. این مرد بزرگوار آقای دکتر نادر حشمتی هستند. ایشان متخصص بیماری های زنان و زایمان و فوق تخصص نازایی از پاریس اند. راستش منش ایشون من رو یاد منش پزشک خوبهای سریال و فیلم های تلویزیونی انداخت. زیاد تعریف و تمجید نمی کنم که خدای ناکرده حمل بر بعضی چیزها نشه. فقط خواستم بهانه ای بشه تا از یک انسان خوب و یک پزشک نمونه تشکر کنم.برای ایشون طول عمر با عزت و توفیق خدمت بیشتر به  انسانها رو صمیمانه آرزو می کنم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;پی نوشت: از آلوچه خانم که با راهنمایی خوبشون ما رو به بهترین نحو ممکن کمک کردند از طرف خودم، خانم شین و آقای رادبد (معظم له) صمیمانه تشکر می کنم. امیدوارم در کنار همسر و فرزندشون همیشه پایدار و سعادتمند باشند&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-2569086910350284238?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/2569086910350284238/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=2569086910350284238&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2569086910350284238'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2569086910350284238'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/07/blog-post_10.html' title='قدردانی از یک پزشک'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-5941627364733785287</id><published>2008-07-03T23:35:00.001+04:30</published><updated>2008-07-03T23:40:22.109+04:30</updated><title type='text'>رادبد</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_ytwE4nJowo4/SG0kASzxNkI/AAAAAAAAABk/pdnMda3CCJ8/s1600-h/IMG_0746.JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5218867130659845698" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_ytwE4nJowo4/SG0kASzxNkI/AAAAAAAAABk/pdnMda3CCJ8/s320/IMG_0746.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;راستش خیلی وقته هم خودم دلم می خواد بیام و در مورد خیلی از اتفاقات تازه و موضوعات جالب یا مهم خودمون و پیرامونمون بنویسم و هم خانم شین نازنینم توصیه های اکید در این زمینه به حقیر داشتند. اما چه کنم فرصت نشده. راستش الان هم دیر وقته و هم من پس از مدتها به اینترنت وصل شدم و خدا می دونه چقدر ایمیل نخونده و جواب نداده دارم. فقط خلاصه کنم که در سایه صبر، تحمل و عشق خالص خانم شین ما الان یه پسر نازنین داریم که الان 12 روزشه و ما تصمیم گرفتیم اسمش رو رادبد بگذاریم. عکسش رو میگذارم تا شما هم از دیدنش مشعوف بشین. راستش فامیلهای خانم شین می گن بیشتر شبیه اونه و اطرافیان من می گن شبیه منه. من و خانم شین هنوز به اتفاق نظر مشخصی نرسیدیم. تا نظر شما چی باشه. به زودی بر می گردیم&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-5941627364733785287?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/5941627364733785287/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=5941627364733785287&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5941627364733785287'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5941627364733785287'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='رادبد'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp1.blogger.com/_ytwE4nJowo4/SG0kASzxNkI/AAAAAAAAABk/pdnMda3CCJ8/s72-c/IMG_0746.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-6333037136238960480</id><published>2008-06-18T12:16:00.002+04:30</published><updated>2008-06-18T12:34:03.957+04:30</updated><title type='text'>حلالیت</title><content type='html'>سلام میدونم بیمعرفتم و حدود 2 ماهی است که کلا اینترنت رو بوسیدم گذاشتم کنار ولی امتحان خوبی بود همیشه فکر میکردم بعد از نزدیک به 10 سال کار کردن روزی 8 ساعت با کامپیوتر اگه نخوام با هاش کار کنم چی میشه که خدا رو شکر اتفاقی نیافتاد و فهمیدم من پوستم کلفتر از این حرفهاست و اساسا وابستگی به اینجور چیزها خیلی وقته تو قاموسه ما نیست&lt;br /&gt;بگذریم چه خبرها ما رو نمی بینید خوشید؟ من از اول اردیبهشت به تجویز پزشک خونه نشین شدم و همون موقعها هم صاحبخانه محترم اعلام کرد خونش رو لازم داره این بود که نزدیک به یک ماه و نیم کار من تو خونه شد تماس گرفتن با آگهی های توی روزنامه و جدول حل کردن  فقط من باب اینکه خدای ناکرده دچار آلزایمر نشم حدود دو هفته پیش هم به لطف آقای رییس جمهور و انقلاب اقتصادی پیش رو یه خونه گرفتیم و با همیاری همه جانبه خانواده در عرض دو روز اسباب کشی رو به پایان رسوندیم کار اتاق بچه هم به پایان رسید و خدا رو شکر ما حالا همه جانبه منتظر ورودشیم و پسرک ما هم روز اول تیر روز تولد پدرش به دنیا میاد بله یعنی 3 روز دیگه و اگه انشاء الله به مادرش بره و بچه آرومی باشه بنده سعی میکنم زود به زود اینجا بیام و ازش بنویسم خلاصه که همه اینها رو گفتم که بگم اگه خوبی، بدی دیدید به بزرگواری خودتون ببخشید و پشت سر من هم زیاد حرف بد نزنید امیدوارم هممون هم بعد از انقلاب اقتصادی که قرار روز اول تیر اعلام بشه زنده و سلامت باقی بمونیم به امید دیدار مجدد همتون مراقب خودتون باشید&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-6333037136238960480?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/6333037136238960480/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=6333037136238960480&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6333037136238960480'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6333037136238960480'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/06/blog-post.html' title='حلالیت'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-5259768438895706841</id><published>2008-05-10T10:47:00.000+04:30</published><updated>2008-05-10T10:55:46.435+04:30</updated><title type='text'>مساله مسکن</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;اگه اين روزها با مساله مسکن اعم از اجاره يا خريد مواجه نيستيد بايد به استحضارتون برسونم هر جا که هستيد سفت بشينيد که اوضاع خيلی خرابه. ما که اين روزها مصداق ضرب المثل معروف زپلشک آيد و زن زايد و مهمان عزيز آيد و ... هستيم درگير اجاره يه خونه جديديم و بدجوری از ديدن و شنيدن اجاره های 10 ميليون 900 هزار تومان يا 15 ميليون 850 هزار تومان لذت می بريم. تازه يه موقع فکر نکنيد داريم دنبال خونه های 100 متر به بالا و نوساز اون هم تو شمال شهر تهران می گرديم. نه خير. ما دنبال خونه های 80 تا 90 متر، چند سال ساخت تا سقف 20 سال اونهم تو يه منطقه معمولی هستيم. تو فرمانيه خونه 100 ميليون ماهی 5/1 ميليون و تو جردن خونه ماهی 5/2 ميليون سراغ دارم البته برای اجاره و نه خريد. تازه اگه بريد و يه سری به اين خونه ها بزنيد احتمالاً خيلی هم ازشون خوشتون نمياد. به قول يه دوست که می گفت هر کی تو تهران اين روزها خونه اش رو بفروشه می تونه تو نيويورک يا حتی لندن يه خونه فوق العاده بخره.  راستش ديروز که شنيدم برنج کيلويي 4200 تومان شده تازه فهميدم چرا بعضی از دوستان نزديکم کار مهندسی رو ول کردن و رفتن سراغ کاسبی. راستش من هم يه جورهايي هوايي شدم. دليل غيبتمون هم همين امره. از همه دوستان دور و نزديک صميمانه التماس دعا داريم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-5259768438895706841?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/5259768438895706841/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=5259768438895706841&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5259768438895706841'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5259768438895706841'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/05/blog-post.html' title='مساله مسکن'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-1188353911759829189</id><published>2008-04-16T13:38:00.002+04:30</published><updated>2008-04-16T14:23:46.023+04:30</updated><title type='text'>نمايشگاه کتاب در مصلای تهران</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;راستش يه توافق ناگفته و نانوشته بين من و خانم شين هست مبنی بر اينکه در رابطه با هر اتفاقی که تو اين مملکت گل وبلبل می افته هی چه کنم چه کنم نکنيم. اما چه کنم که بعضاً ديگه کاسه صبرم پر می شه و دادم در می ياد و راستش همش می ترسم اين کار من کفر خانم شين رو که خيلی هم پديده نادر اما خطرناکيه در بياره چون من هر وقت خان شين در مواردی از اين دست از کوره در ميره و صداش در مياد نقش کولر گازی رو بازی می کنم و البته می دونم اينکار چه اثری روی اعصاب و روان طرف مقابل داره. بگذريم.&lt;br /&gt;اما داستان اينبار مربوط می شه به برگزاری نمايش سالانه کتاب در محل مصلای تهران. من پيش و بيش از هر چيز به وزير محترم ارشاد به خاطر کشف اين کاربری برای مصلای تهران صميمانه تبريک می گم. يکي بايد به ايشون يادآور بشه که وقتی نمايشگاه معدن و نفت و لوازم آرايش و شکلات و مبلمان و غيره و غيره در محل دائمی نمايشگاه تهران برگزار می شه کمی برگزاری نمايشگاه کتاب تهران در محل مصلای تهران به ويژه در فصل بهار که احتمال بارندگی کم هم نيست سوال برانگيزه. بعلاوه بعضی ها از جمله خود من البته تحت ارشادات خود شيطان پدر سوخته اساساً حاضر نيستيم که پامون رو در محل متبرکی مثل مصلا اونهم برای خريد چند جلد کتاب به قيمت خون ابا و اجادمون بگذاريم. آخه يکی بپرسه مصلای تهران به چه دليل شايسته تر از نمايشگاه بين المللی برای برگزاری نمايشگاه سالانه کتابه. قشر دانشجو و اهل علم و قلم اين مملکت مگه چه کرده که بايد کتاب مورد نيازش رو بايد توی خاک و خل و زير نم نم باران بخره. از اون مهمتر چرا بين اينهمه نمايشگاه فقط نمايشگاه کتاب که مخاطب اصليش قشر تحصيل کرده و عموماً اهل تفکر اين جامعه اند و از خودشون می پرسند که چرا پول اين مملکت بايد صرف ساختن اين مصلا بشه در حاليکه نزديک نيمی از مردم اين مملکت محتاج به نان شبشون هستند، درمصلا برگزار می شه. و خيلی حرفهای ديگه که نه حوصله و نه وقت گفتنش نيست. نمی خوام بگم اين نمايشگاه رو تحريم کنيد  و نمی خوام هيچ پيشنهاد ديگه ای به هيج کس بدم. اما ازتون می خوام به اين موضوع فکر کنيد و اگه ممکنه ما رو هم راهنمايي کنيد. به خدا بعضی وقتها فکر می کنم ديوونه شدم يا حداقل زيادی حساس شدم&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-1188353911759829189?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/1188353911759829189/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=1188353911759829189&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1188353911759829189'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1188353911759829189'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/04/blog-post_16.html' title='نمايشگاه کتاب در مصلای تهران'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4007047077825183289</id><published>2008-04-08T12:41:00.001+04:30</published><updated>2008-04-08T12:45:07.651+04:30</updated><title type='text'>عيد امسال و قطع شدن اينترنت من</title><content type='html'>پيش از هر چيز، سال نو مبارک. آرزوی روزهای خوش و  مملو از سعادت و مهر برای همه دارم&lt;br /&gt;ببخشيد اگه کمی دير شده ولی تقصير از من نيست. خدا نبخشه و نيامرزه اونی رو که دمه عيدی پا گذاشت رو خرخره اين اينترنت پرسرعت ما. نامروت نکرد فقط پا رو يکيش بذاره. هم اينترنت شرکت رو قطع کرد هم اينترنت خونه رو. حالا هم که گوش شيطون کر نشستم پای اينترنت از طريق يه خط تلفنه که اونهم اونقدر کنده که نگو و نپرس. اينا رو گفتم تا از همه دوستان، آشنايان و بستگان محترم و عزيزی که طی ايام تعطيلات و بعد از اون به اشکال مختلف اعم از تلفن، پيام کوتاه، ايمیل، کامنت توی وبلاگ، مراجعه حضوری و امثالهم ما و بخصوص بنده رو با انواع عبارات، اعم از تبريک، فحشهای مهرآميز و فضيحتهای صميمانه، گله، سکوت، قيافه های اخمو و حق به جانب، قهر، تهديد، مشت، لگد و البته در موارد متعددی دوستانه، بزرگوارانه و پر مهر مورد عنايت قرار داده بودند، پوزش خواسته و به استحضار برسانم در اولين فرصت به منظور عرض ادب و ارادت و تبريک سال نو و بعضاً جبران به هر شيوه ممکن و در دسترس خدمت خواهيم رسيد. البته اگر عمری باقی باشه.&lt;br /&gt;خلاصه اينکه شرمنده ايم به خدا هم به خاطر غيبتهای طولانی و هم به خاطر کوتاهی های انجام شده&lt;br /&gt;به اميد سرافزاری و پيروزی همه دوستان در سال جديد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4007047077825183289?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4007047077825183289/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4007047077825183289&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4007047077825183289'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4007047077825183289'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/04/blog-post_08.html' title='عيد امسال و قطع شدن اينترنت من'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4906554075884829568</id><published>2008-04-06T07:48:00.002+04:30</published><updated>2008-04-06T08:00:00.245+04:30</updated><title type='text'>سلامي چو....</title><content type='html'>سلامي به رنگ سبز زيباي درختان و بنفشه ها و شمشادهاي كنار اتوبانها &lt;br /&gt;اميدوارم سال خوبي رو آغاز كرده باشيد سال نوي ما كه با سرماخوردگي شديد و عجيب غريب اينجانب آغاز گرديد و بنده 10 روز تمام خونه نشين شدم و تمام سريالها و فيلمهاي تلويزيون رو از نظر گذرانيدم كه خداي ناكرده زحمت تلويزيون در پخش اونهمه فيلم دزدي به هدر نره &lt;br /&gt;البته يك چند روزي رو فقط يك ساعت در طول روز بيدار بودم كه خب از اين فيض عظمي هم بي نصيب موندم&lt;br /&gt;نگاهي به تقويم امسال انداختيد جان من تعطيلات رو ديديد از اون سالهاي توپه كه فكر نكنم حالا حالاها نمونش ديده بشه پس به اميد تعطيلات لذت بخش در پيش رو&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4906554075884829568?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4906554075884829568/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4906554075884829568&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4906554075884829568'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4906554075884829568'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/04/blog-post.html' title='سلامي چو....'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-967682938696287239</id><published>2008-03-18T11:09:00.002+03:30</published><updated>2008-03-18T11:12:17.285+03:30</updated><title type='text'>نوبهارست در آن كوش كه خوشدل باشي</title><content type='html'>فقط اومدم از طرف خودم و آقاي الف بگم كه سال نو همگي مبارك اميدوارم سال جديد براي همتون پر از شادي و خنده و اتفاقهاي خوب باشه&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-967682938696287239?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/967682938696287239/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=967682938696287239&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/967682938696287239'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/967682938696287239'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/03/blog-post_18.html' title='نوبهارست در آن كوش كه خوشدل باشي'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-3343547300635209259</id><published>2008-03-09T11:20:00.002+03:30</published><updated>2008-03-09T11:28:10.395+03:30</updated><title type='text'>سرگرميهاي جديد</title><content type='html'>جاتون خالي صبح نيم ساعت اولي كه در ترافيك صدر بسر مي‌برديم قبل از اون يك ساعتي كه تا برسيم شركت تخت بخوابم يك صحنه بسيار جالب در ماشين بغلي رويت شد حيف كه وقتي رسيدم شركت يادم افتاد كه بايد عكس ميگرفتم خانم راننده ماشين بغلي كه يك 206 بود در كمال خونسردي بين حركتها و توقفها ميل بافتني دستش مي‌گرفت و شروع مي‌كرد به بافتن گرچه اين صحنه رو براي بغل دستي راننده ديده بودم ولي اين يكي كاملا نوبر بود تازه خانمه جوون هم بود و اصلا فكر نكنيد يه پيرزن پشت فرمون بود به نظر شما تو ترافيك وحشتناك اين روزها براي جلوگيري از خورد شدن اعصاب چه كارهاي مثبت ديگه‌اي ميشه انجام داد؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-3343547300635209259?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/3343547300635209259/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=3343547300635209259&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3343547300635209259'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3343547300635209259'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/03/blog-post_09.html' title='سرگرميهاي جديد'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8070736659236361376</id><published>2008-03-01T11:19:00.003+03:30</published><updated>2008-03-01T11:26:14.908+03:30</updated><title type='text'>هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستم</title><content type='html'>اين رو بهش ميگن سوء استفاده وبلاگي &lt;br /&gt;خواهشمند است در اسرع وقت ليست مغازه‌هاي فروشنده لباس شب مناسب حاملگي كه خيلي هم شيك باشه رو در اختيار يك نيازمند واقعي كه هفته آينده عروسيه برادرشه و هنوز هيچ اقدامي در جهت تهيه لباس نكرده قرار دهيد و دل اينجانب را شاد نماييد&lt;br /&gt;با تشكر &lt;br /&gt;خانم شين بي لباس&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8070736659236361376?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8070736659236361376/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8070736659236361376&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8070736659236361376'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8070736659236361376'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/03/blog-post.html' title='هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستم'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8331190136316030676</id><published>2008-02-19T08:58:00.002+03:30</published><updated>2008-02-19T09:59:22.626+03:30</updated><title type='text'>گمشده پيدا شد</title><content type='html'>يك دو سه امتحان ميكنيم......&lt;br /&gt;از پاي گيرنده‌هاتون تكون نخوريد اشتباهي نشده اين شخص شخيص خانم شين با يك موجود كوچولو درون شكمش كه الان داره دست و پا ميزنه كه من يادم نره ازش بنويسم &lt;br /&gt;اين موجود كوچولو پس از نيم ساعت مشاهده توسط سونوگرافي 80 درصد پسر معرفي شد بنابراين هر وقت آقاي الف ميخواد حالش رو بپرسه ميگه 80 درصد پسرم 20 درصد دخترم چطوره؟&lt;br /&gt;ميبينيد لوس بازيها شروع شد&lt;br /&gt;بگذريم.... من اين روزها خوبم يعني خيلي بهتر از قبلم فقط شبها چون خيلي راحت نمي‌تونم بخوابم صبحها با مصيبت از جام بلند مي‌شم راستي من همينجا و از طريق همين تريبون يه تشكر به آلوچه خانم عزيز بدهكارم گرچه با ايميل اين كار رو انجام دادم اما دكتري كه بهم معرفي كرد پزشك فوق العاده‌ايه و اصولا من و آقاي الف از اين بابت خيالمون ديگه كاملا راحته&lt;br /&gt;سعي ميكنم از اين به بعد در زمينه وبلاگنويسي فعالتر عمل كنم مخصوصا كه آقاي الف حسابي تهديدم كرده&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8331190136316030676?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8331190136316030676/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8331190136316030676&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8331190136316030676'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8331190136316030676'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/02/blog-post_19.html' title='گمشده پيدا شد'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-6416968749145402622</id><published>2008-02-12T13:31:00.000+03:30</published><updated>2008-02-12T13:46:12.586+03:30</updated><title type='text'>سالگردهای عزیز</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;بیست و یک و بیست و سه بهمن به ترتیب سالگردهای عقد و نامزدی ماست. راستش هیچ کس مثل تو تاریخ ها و روزهای مهم رو نمی تونه به خاطر بسپاره و لذا اینکه فکر کنم با دیدن این پست سورپرایز خواهی شد اساساً عبثه. لذا همین قدر بهت می گم که دوست دارم و خوشحالم که به عنوان همسر در کنارم  هستی. ممنونم که طی اين سالها (که از صمیم قلب خوشحالم که دیگه شماره شون داره از دستم خارج می شه) من رو با وجود همه نقاط ضعفم پذیرفتی و تحمل کردی. ممنونم که به خاطر من داری سختی مادر شدن و مادر بودن رو به جان می خری. من همیشه عزیزترین چیزهام رو گم یا فراموش کردم. ممنون که برای من یادآورهمه چیزهای عزیزی. مرسی که نمی ذاری من تو تنهایی ها و غصه ها غرق بشم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-6416968749145402622?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/6416968749145402622/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=6416968749145402622&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6416968749145402622'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6416968749145402622'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/02/blog-post_12.html' title='سالگردهای عزیز'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-1342417407413424689</id><published>2008-02-05T15:44:00.000+03:30</published><updated>2008-02-05T15:49:48.771+03:30</updated><title type='text'>جشن سده</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;به بهانه دهم بهمن ماه و جشن سده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستایش پاک تو را باشد، ای آتش پاک گهر،&lt;br /&gt;ای بزرگترین بخشوده ی اهورامزدا،&lt;br /&gt;ای فروزنده ای که در خوری ستایش را،&lt;br /&gt;میستاییم تو را، که در خانه مانمان افروخته ای...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اوستا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی نوشت: برای اطلاعات بیشتر &lt;a href="http://arsham2500.persianblog.ir/"&gt;اینجا&lt;/a&gt; را ببینید&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-1342417407413424689?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/1342417407413424689/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=1342417407413424689&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1342417407413424689'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1342417407413424689'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/02/blog-post_05.html' title='جشن سده'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-2497096755867271886</id><published>2008-02-05T11:48:00.000+03:30</published><updated>2008-02-05T11:49:23.722+03:30</updated><title type='text'>خنده تلخ من ....</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;چند وقته که موضوعاتی که منطقاً باید باعث تاسف و تاثرم بشه باعث خنده ام می شه. دیشب داشتم یه برنامه تهوع بر انگیز در مورد آقای امیر عباس هویدا می دیدم که تلویزیون جمهوری اسلامی خیلی براش زحمت کشیده بود! چیزی نمونده بود به خاطر خنده چایی بپره تو گلوم. بعدش داشتم فکر می کردم که زندگیه حداقل من شده مصداق این شعر که&lt;br /&gt;خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است&lt;br /&gt;کارم از گریه گذشته است بدان می خندم&lt;br /&gt;آخه یکی نیست بگه باباجان گیریم آقای هویدا بهایی بود، دست نشانده آمریکا و نوکر اسراییل بود، شریک همه جنایاتی بود که طی 13 سال صدارتش رخ داده بود اینکه دلیل نمی شه که بگیم یارو همجنس باز بوده و براش مجبور شیم بریم سند ساواک علم کنیم. آخه اگه بوده مگر آقای دکتر عباس میلانی که کتاب معمای هویداش تو همین خراب شده به چاپ دو رقمی (تا 28 رو من خبر دارم تا 3 سال پیش) رسیده کور بوده. بابا این کتاب رو بخونید. دکتر عباس میلانی از جمله بنیانگذارن تاریخ نگاری مستند در این مملکته. تو اون کتاب هیچ چیز بدون سند و مدرک قابل اتکا درج نشده. اونوقت تو چشم اینهمه آدم نگاه می کنن می گن هویدا فلان و فلان بوده. دشمن رو کوچیک کردن خود زنیه. عقل هم خوب چیزیه&lt;br /&gt;می خواستم در مورد فرستادن آپولو به فضا و کشف داروهای معجزه گر هم یه چیزهایی بگم که راستش ترجیح می دم فعلاً لبخند بزنم. فقط اینقدر بگم که علت اینکه بقیه تا حالا آپولو هوا نکردن بیسوادیشون نبوده. این کار دیگه در قیاس ثمراتی که عاید اون کشور می کنه صرفه اقتصادی نداره. در مورد داروها هم امیدوارم داستان واکسن ایدز و داروی درمان ام اس تکرار نشه. به خدا گناه دارن این بیماران خاص. امید واهی به این آدمها دادن جنایته. بگذارین حداقل این یه قلم دیگه سیاسی و ملعبه نشه&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-2497096755867271886?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/2497096755867271886/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=2497096755867271886&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2497096755867271886'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2497096755867271886'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/02/blog-post.html' title='خنده تلخ من ....'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4930888444473909321</id><published>2008-01-22T09:41:00.000+03:30</published><updated>2008-01-22T10:22:23.595+03:30</updated><title type='text'>گاز رسانی</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;ایران دومین کشور دارنده منابع گاز در جهانه (بعد از روسیه). این رو گفتم تا وقتی می شنوید که در گرگان، شاهرود، دامغان، قائم شهر و حتی ساری و اردبیل گاز نزدیک به یکماه که قطعه (نه اینکه فشارش کمه، قطعه)، عمق فاجعه رو لمس کنید. خانم شین دوستی تو گرگان داره که لطفش به ما زیاده و هر از چند گاهی تماس می گیره. طی این ماه دو بار تماس گرفته و در هر دوبار گفته گازشون قطعه و این بنده خدا با همسر و فرزند نوزادش برای بهره مندی از نعمت گرمایش به خانه مادرش پناه بردن. اون وقت یه مشت آدم بی پدر(می گم چون حقشونه) میان تو تلویزیون و راست راست تو چشم من وشما و این همه  آدم لرزان از سرما نگاه می کنن و می گن مشکل فشار گاز( نمی گن قطعی می گن کاهش فشار) حل شده. بر پدر هرچی آدم دروغ گو لعنت. اونقدر دلم پره که اگه بخوام بنویسم کار به جاهای باریک می کشه. خلاصه اش کنم که دلم بدجور می سوزه. نه به حال این و اون. فعلاً به حال خودم. به حال خانواده ام. دوستانم. اونقدر نگران آینده ام که حد و حساب نداره. راستش دچار یکجور افسردگی شدم. اونقدر این روزها عصبیم که تقریباً هیچکس بی نصیب نمونده. هیچ چیز در هیچ جای این مملکت درست کار نمی کنه. این جمله رو به این معنی هم می شه گرفت که هیچ کس در هیچ جای این مملکت درست کار نمی کنه.ناراحت نشین خواهش می کنم. به خودتون هم نگیرید. این جمله پای خود من و عزیزانم رو هم می گیره. بیایید کلاهمون رو قاضی  کنیم.یه چند وقت خودمون رو (هر کی خودش رو) تحت نظر بگیره. خدائیش من یه دوسالیه که دارم خودم رو نظارت می کنم. می دونید نتیجه اخیری که گرفتم چی بوده. حالم داره از خودم به هم می خورده. پاک زده به سرم. حسابی داغونم. اگه شنیدید که من و خانم شین طی روزهای آتی سر گذاشتیم به بیابون خیلی تعجب نکنید. گرچه زندگی تو شهرهای این مملکت هم مشکلاتش کم از زندگی در بیابون نیست.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4930888444473909321?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4930888444473909321/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4930888444473909321&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4930888444473909321'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4930888444473909321'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/01/blog-post_22.html' title='گاز رسانی'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-2856991230981611232</id><published>2008-01-13T09:37:00.000+03:30</published><updated>2008-01-13T10:02:20.983+03:30</updated><title type='text'>گفت‌وگوي‌ رامين‌ جهانبگلو با دالايي‌ لاما</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;مدتها پیش این مطلب رو دیدم و خیلی دلم می خواست شما هم (البته اگر قبلاً ندیده باشید) اون رو ببینید و مطالعه کنید. از آقای جانبگلو قبلاً کتاب "گاندی و ریشه های فلسفی عدم خشونت" رو قبلاً خوندم. مطالعه کتاب مذکور رو به همه دوستانمون توصیه می کنم.&lt;br /&gt;------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;دالايي‌ لاما رهبر معنوي‌ تبتي‌ها و يكي‌ از مهمترين‌ رهبران‌ مذهبي‌ دنياست  كه‌ صلح‌ طلبي‌ مهم‌ترين‌ خصوصيت‌ او به‌ شمار مي‌رود. مقامات‌ چيني‌ او را خرابكار و تجزيه‌ طلب‌ مي‌خوانند و رئيس‌ كميته‌ نوبل‌ هنگام‌ اهداي‌ جايزه‌ با گاندي‌ مقايسه‌اش‌ مي‌كند. ۲۴ ساله‌ بود كه‌ از ترس‌ دستگيري‌ با پاي‌ پياده‌ به‌ هند گريخت‌. دولت‌ در تبعيد تشكيل‌ داد و نوبل‌ صلح‌ گرفت‌. حالا او نماد تساهل‌ است‌. حالا كمتر كسي‌ نام‌ واقعي‌ او را به‌ ياد دارد. او دالايي‌ لاماي‌ چهاردهم‌ است‌.&lt;br /&gt;عاليجناب‌، شما در ششم‌ ژوئيه‌ ۲۰۰۵ هفتاد ساله‌ شديد. امروز شهرت‌ و نفوذ حضرتعالي‌ بسي‌ فراتر از جامعه‌ ۶ ميليون‌ پيروان‌ تبتي‌ است؛ در مرتبهء‌ حافظ‌ وجدان‌ جهاني‌ قرار داريد. هرگز در گذشته‌ دالايي‌ لامايي‌ اين‌ همه‌ سفر نكرده‌ بود و  زير بار اين‌ همه‌ مسؤليت‌ نرفته‌ بود. اجازه‌ مي‌فرماييد از حضرتعالي‌ بپرسم‌ راز اين‌ سرزندگي‌ چيست‌؟ و چگونه‌ از عهده‌ انبوه‌ امور مربوطه‌ در زمان‌ واحد برمي‌آييد؟&lt;br /&gt;گمان‌ مي‌كنم‌ به‌ عملكرد من‌ مربوط‌ باشد. مي‌دانيد همه‌ اديان‌ از ضرورت‌ به‌ كار بستن‌ عشق‌، بخشندگي‌، تساهل‌ و اينگونه‌ امور سخن‌ مي‌گويند. در آيين‌ بودايي‌ نيز شفقت‌ اساس‌ و پايه‌ است‌. قطعا از دو سنت‌ پالي‌ و سانسكريت‌ در دل‌ آيين‌ بودايي‌ مطلع‌ايد. در سنت‌ سانسكريت‌ شفقت‌ صرفا احساس‌ همدردي‌ نسبت‌ به‌ ديگري‌ نيست‌. گونه‌اي‌ سپردن‌ التزام‌ و تعهد به‌ ديگران‌ است‌. بخشي‌ از اين‌ عمل‌ كل‌ وجود من‌ است و نه‌ تنها من‌، همه‌ كساني‌ كه‌ وجود خود را در راه‌ خدمت‌ به‌ ديگران‌ مي‌سپارند و نه‌ فقط‌ در اين‌ زندگي‌ همچنين‌ در زندگي‌ بعدي‌، چنين‌اند. آيين‌ بودايي‌ اين‌ الزام‌ و تعهد را ايجاب‌ مي‌كند. مثالي‌ مي‌آورم‌ از يك‌ راهب‌ بودايي‌ كه‌ اينك‌ ۸۵ ساله‌ است‌. پس‌ از ۱۹۵۹ اين‌ مرد ۱۸ سال‌ از عمرش‌ را در گولاك‌ (زندان ها)ي‌ چين‌ سپري‌ كرد. اوايل‌ ۱۹۸۰ به‌ دارام‌ سالا آمد، چون‌ چيني‌ها به‌ بعضي‌ از تبتي‌ها اجازه‌ خروج‌ از تبت‌ دادند. در گفت‌وگويي‌ كه‌ با اين‌ مرد داشتم‌ به‌ من‌ گفت در آن‌ ۱۸ سال‌ در زندان‌ با خطرات‌ بسياري‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ كرده‌ است‌. از او درباره‌ آن‌ خطرات‌ پرسيدم‌. به‌ من‌ گفت‌ بدترين‌ خطر ترس‌ از دست‌ دادن‌ شفقت‌ نسبت‌ به‌ چيني‌ها بود. گمانم‌ شفقت‌ چنين‌ مهم‌ است‌ و اگر آسيب‌ ببيند بشريت‌ در خطر خواهد افتاد. من‌ شايد در مرتبه‌ آن‌ راهب‌ تبتي‌ نباشم‌، شايد آدمي‌ باشم‌ كه‌ از كوره‌ در مي‌رود. اما توانايي‌ من‌ هرچه‌ باشد، در هر مرتبه‌اي‌ باشم‌، مي‌توانم‌ و بايد به‌ نحوي‌ به‌ ديگران‌ خدمت‌ كنم‌. احساس‌ مي‌كنم‌ به‌ عنوان‌ يك‌ بودايي‌ و هم‌ در مقام‌ دالايي‌ لاما- با اين‌ فرصتي‌ كه‌ در اختيار من‌ است‌- با داشتن‌ عنوان‌ دالايي‌ لاما را با خود دارم‌، در مقايسه‌ با آن‌ راهبان‌ در شرايط‌ بهتري‌ براي‌ خدمت‌ به‌ ديگران‌ قرار گرفته‌ام‌. پس‌ از اين‌ فرصت‌ بهره‌ مي‌برم‌. هرگاه‌ اينگونه‌ با زندگي‌ روبرو شويد احساس‌ خستگي‌ به‌ شما دست‌ نمي‌دهد. راز سرزندگي‌ من‌ اين‌ است‌.&lt;br /&gt; پس‌ لابد از برخي‌ علائق‌ خود مانند پرداختن‌ به‌ كارهاي‌ يدي‌ از جمله‌ ساعت‌سازي‌ باز مي‌مانيد؟&lt;br /&gt;براي‌ اينگونه‌ كارها اصلا فرصت‌ ندارم‌. چندان‌ علاقه‌اي‌ هم‌ به‌ كارهاي‌ يدي‌ ندارم‌. سرگرمي‌ مورد علاقه‌ام‌ كتاب‌ خواندن‌ است‌. اين‌ روزها اگر فرصتي‌ دست‌ بدهد كتاب‌ مي‌خوانم‌، كتاب‌هاي‌ كلاسيك‌، گاهي‌ هم‌ كتاب‌هاي‌ جديد، بيشتر كتاب‌هايي‌ كه‌ به‌ زبان‌ تبتي‌ نوشته‌ شده‌ باشد.&lt;br /&gt; دليل‌ اقبال‌ روزافزون‌ به‌ آيين‌ بودايي‌ در شرق‌ و غرب‌ را چه‌ مي‌دانيد؟ آيا مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ انديشهء‌ بودايي‌ در جهان‌ از نو احيا شده‌ است‌؟&lt;br /&gt;مطمئن‌ نيستم‌ آنچه‌ شما احياي‌ آيين‌ بودايي‌ مي‌خوانيد در واقع‌ وجود داشته‌ باشد. اما گمان‌ مي‌كنم‌ اين‌ روزها اطلاعات‌ و كتاب‌هاي‌ بيشتري‌ در دسترس‌ مردم‌ است‌ و به‌ سبب‌ گسترش‌ توريسم‌ خبررساني‌ به‌ نقاط‌ مختلف‌ دنيا آسان‌تر شده‌ است‌. وانگهي،‌ مسلماً افراد متفاوتي‌ با خصلت‌هاي‌ غيرمتعارف‌ پيدا مي‌شوند و آيين‌ بودايي‌ يا انديشه‌ هند كهن‌ به‌ نظر آنها پديده‌اي‌ نو جلوه‌ مي‌كند. در واقع‌ افرادي‌ گاه‌ از سركنجكاوي‌ و گاهي‌ با منطق‌ و عقل‌ سليم‌ راهبرد بودايي‌ را مناسب‌تر مي‌پندارند. تصور مي‌كنم‌ به‌ دليل‌ شرايط‌ و آگاهي‌ موجود مردمي‌ در ديگر نقاط‌ دنيا كه‌ هيچگونه‌ رابطه‌اي‌ با آيين‌ بودايي‌ نداشته‌اند حال‌ به‌ اين‌ آيين‌ تمايل‌ نشان‌ مي‌دهند. اين‌ را هم‌ بگويم‌ كه‌ در جامعه‌ تبتي‌ در ميان‌ بودايي‌ها هم‌ به‌ دليل‌ زياد شدن‌ اخبار عده‌اي‌ نقادانه‌ به‌ آيين‌ بودايي‌ مي‌نگرند. مدتي‌ آيين‌ بودايي‌ در چين‌ به‌ كلي‌ ممنوع‌ بود. اما  اين‌ روزها به‌ دليل‌ در دسترس‌ بودن‌ اخبار توجه‌ و هيجان‌ نسبت‌ به‌ آيين‌ بودايي‌ تبتي‌ بيشتر شده‌ است‌.&lt;br /&gt; به‌ نظر مي‌رسد كه‌ سخنانتان‌ پيرامون‌ عدم‌ خشونت‌ و شفقت‌ بسيار مؤثر بوده‌ است‌ چون‌ بيشتر برابعاد صلح‌ جويانه‌ انديشهء‌ ديني‌ تاكيد دارد؟&lt;br /&gt;من‌ خود را هواخواه‌ يا شاگرد مهاتما گاندي‌ مي‌دانم‌ و دوستدار مادر ترزا. اما تفاوت‌ ميان‌ من‌ و مهاتما گاندي‌ در اين‌ است‌ كه‌ گاندي‌ پيشگام‌ بود و راه‌ را نشان‌ داد و من‌ او را سرمشق‌ قرار دادم‌ و راه‌ او را دنبال‌ مي‌كنم‌. وانگهي‌، بي‌ترديد در عصرما، در پايان‌ قرن‌ بيستم‌ و آغاز قرن‌ بيست‌ و يكم‌ ما چه‌ بسا علمي‌تر شده‌ايم‌ و در نگرش‌ خود نرمش‌ بيشتري‌ داريم‌. اما مهاتما گاندي‌ يك‌ قديس‌ بود و من‌ انسان‌ كوچكي‌ هستم‌. با اين‌ همه‌ راهبرد من‌ از عدم‌ خشونت‌ متكي‌ بر آموزش‌ها نيست‌، برعقل‌ سليم‌ تكيه‌ دارد. هرگاه‌ درباره‌ عدم‌ خشونت‌ صحبت‌ كنم‌ به‌ بودا يا سنت‌ ديني‌ ديگري‌ ارجاع‌ نمي‌دهم‌، فقط‌ از تجربه‌هاي‌ مشترك‌ مي‌گويم‌. خشونت‌ يعني‌ آزار؛ صلح‌ و آرامش‌ تنها به‌ معناي‌ نبود درد نيست‌، بلكه‌ راهي‌ است‌ براي‌ حمايت‌ و حفاظت‌ از شادي‌. هدف‌ حفظ‌ خويش‌ است‌ از رنج‌ و ترفيع‌ به‌ سرچشمه‌ شادي‌ دروني‌. اين‌ آرامش‌ است‌، خواه‌ از طريق‌ دستاوردهاي‌ علمي‌ به‌ دست‌ آيد خواه‌ با تجارب‌ و دريافت‌هاي‌ مشترك‌. من‌ درباره‌ زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ يا خدا حرف‌ نمي‌زنم‌. بگذريم‌ كه‌ در آيين‌ بودايي‌ ايده‌ روشني‌ از خدا نيست‌. از نظر يك‌ مسيحي‌ يا يك‌ يهودي‌ من‌ بي‌دين‌ به‌ حساب‌ مي‌آيم‌. در مقابل‌ كمونيست‌ها مرا ديندار مي‌شناسند. چه‌ مي‌دانم‌، شايد ميان‌ اين‌ دو باشم‌! بنابراين‌، آيين‌ بودايي‌ را گاه‌ چون‌ پلي‌ توصيف‌ مي‌كنم‌. اين‌ آيين‌ ارزش‌هاي‌ والا چون‌ مراقبه‌ و مكاشفه‌ و نيايش‌ و دعا خواندن‌ را اينجا و آنجا پذيرفته‌ است‌. با دينداران‌ نيز روابطي‌ داريم‌. درست‌ است‌ كه‌ تصور كلي‌ از خدا نداريم‌، اما دريافتي‌ از وجود اعلي‌ داريم‌ كه‌ به‌ درگاهش‌ نيايش‌ كنيم‌ و طالب‌ رحمتش‌ باشيم‌. راديكال‌ها آيين‌ بودايي‌ را اصلا به‌ عنوان‌ دين‌ نمي‌شناسند. مي‌گويند نوعي‌ دانش‌ و معرفت‌ ذهن‌ است‌. پس‌ آيين‌ بودايي‌ پيوندي‌ هم‌ با علم‌ دارد.&lt;br /&gt;اگر به‌ گفته‌ جنابعالي‌ عدم‌ خشونت‌ عقل‌ سليم‌ باشد، و چنانچه‌ بپذيريم‌ كه‌ دنياي‌ كنوني‌ دنياي‌ خشونت‌ است‌، يعني‌ دنياي‌ ما عقل‌ سليم‌اش‌ را از كف‌ داده‌ است‌؟&lt;br /&gt;بله‌! به‌ اعتقاد من‌ دنياي‌ ما عقل‌ سليم‌ را از دست‌ داده‌ است‌. رها كردن‌ عقل‌ سليم‌ در دو سطح‌ مطرح‌ است‌. يك‌ وقت‌ عقل‌ سليم‌ را از دست‌ مي‌دهي‌ و ديوانه‌ مي‌شوي‌. زمان‌ ديگر ۲۰ ساعت‌ رفتار طبيعي‌ داري‌، بعد چندساعتي‌ دچار نفرت‌ مي‌شوي‌. در آن‌ لحظات‌ نحوه‌ تفكر فرد فاقد عقل‌ سليم‌ است‌، چون‌ مبناي‌ عقل‌ سليم‌ بر تفكر عقلاني‌ است‌ و زماني‌ كه‌ ذهن‌ مقهور نفرت‌ است‌ قادر نيست‌ معقول‌ كار كند. بنابراين‌ در آن‌ مدت‌ فرد مورد نظر آدم‌ ديوانه‌اي‌ است‌. اين‌ نوع‌ ديوانگي‌ بدتر از ديوانگي‌ عادي‌ است‌. اين‌ دو اختلال‌ دماغي‌ را با يكديگر بسنجيد! در مورد اول‌، شخصي‌ ديوانه‌ است‌ اما در امور نادرست‌ دخالت‌ نمي‌كند. در مورد دوم‌، شخص گرفتار نفرت‌ است‌ و از مسير تفكر طبيعي‌ خارج‌ مي‌شود. اين‌ يكي‌ بدتر است‌ چون‌ مي‌تواند فجايع‌ عديده‌ به‌ بار آورد. مثل‌ اين‌ است‌ كه‌ فردي‌ هميشه‌ دروغ‌ مي‌گويد، چون‌ همه‌ مي‌دانند كه‌ آدمي‌ دروغگوست‌ كسي‌ به‌ او اعتماد نمي‌كند و دروغ‌هايش‌ خطرناك‌ نيستند. اما اگر فرد راستگو و صادقي‌ دروغ‌ بگويد خيلي‌ خطرناك‌ است‌. به‌ همين‌ صورت‌ آدمي‌ كه‌ ۲۴ ساعت‌ ديوانه‌ باشد، چندان‌ خطري‌ ندارد، اما غالبا آدم‌هاي‌ بسيار طبيعي‌ گاه‌ و بي‌گاه‌ دچار جنون‌ مي‌شوند - مانند بعضي‌ از رهبران‌ سياسي‌ ما در جهان‌ امروز. اين‌ آدم‌ها واقعا خطرناك‌اند.&lt;br /&gt;فكر مي‌كنيد اديان‌ مختلف‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ صلح‌ در جهان‌ چگونه‌ و به‌ چه‌ نحوي‌ بايد با هم‌ كار كنند؟&lt;br /&gt;در گام‌ اول‌ به‌ تماس‌ شخصي‌ نياز داريم‌ كه‌ بسيار اساسي‌ است‌. بايد كنار هم‌ بنشينيم‌ و يكديگر را بشناسيم‌ و به‌ تبادل‌ تجربه‌هاي‌ فردي‌ بپردازيم‌. سپس‌ مي‌توانيم‌ مشابهت‌ها را بيابيم‌. به‌عنوان‌ مثال‌ در عهد كودكي‌ من‌ در لهاسا در تبت‌، عده‌اي‌ مسلمان‌ آنجا زندگي‌ مي‌كردند. جامعه‌ كوچكي‌ از مسلمانان‌ هند كه‌ دست‌ كم‌ چهار قرن‌ بود كه‌ در تبت‌ بسر مي‌بردند، در پرونده‌ اين‌ مسلمانان‌ هيچ‌ مورد نزاعي‌ نبود. مردم‌ بسيار آرام‌ و بسيار مهرباني‌ بودند.&lt;br /&gt;خب‌، اگر معيار ما اين‌ مسلمانان‌ باشند، مي‌توان‌ گفت‌ مسلمانان‌ هند و مسلمانان‌ لاداخ‌، مردان‌ بسيار مهرباني‌ هستند. خود من‌ هم‌ به‌ سبب‌ تماس‌هاي‌ شخصي‌ دوستان‌ مسلماني‌ در هند دارم‌. مسلمانان‌ هند، بويژه‌ مسلمانان‌ لاداخ‌ خيلي‌ به‌ من‌ نزديك‌اند. سال‌ گذشته‌ فرصتي‌ پيش‌ آمد و براي‌ نخستين‌ بار به‌ كشور اردن‌ سفر كردم‌. با بعضي‌ از رهبران‌ مسلمانان‌ در آنجا آشنا شدم‌ - اعم‌ از دانشگاهيان‌ و دانش‌پژوهان‌ و دانشجويان‌ مسلمان‌. همگي‌ بسيار خوشرو بودند و رفتار بسيار دوستانه‌اي‌ داشتند. به‌ نظر من‌ در اداي‌ تكاليف‌ ديني‌ ارزش‌هاي‌ شفقت‌، عبادت‌، ايثار نزد مسلمانان‌ و بودايي‌ها يكسان‌ است‌. حتي‌ مسيحيان‌ و مسلمانان‌ و يهوديان‌ يك‌ خدا دارند. در مسيحيت‌، كاتوليك‌ها و پروتستان‌ها وجود دارند. در اسلام‌ تفاوت‌ اندكي‌ ميان‌ شيعه‌ و سني‌ هست‌. به‌ همين‌ ترتيب‌ تفاوت‌هايي‌ ميان‌ بودايي‌ها نيز به‌ چشم‌ مي‌خورد - حتي‌ ميان‌ بودايي‌هاي‌ تبتي‌، مثلا در اختلاف‌ رنگ‌ كلاه‌ها - كه‌ اهميت‌ چنداني‌ ندارد. با اين‌ همه‌ در نظر مردم‌ بي‌سواد و نادان‌ رنگ‌ كلاه‌ها اهميت‌ دارد. به‌ همين‌ قياس‌ هم‌ تفاوت‌هاي‌ ميان‌ مسلمانان‌، مسيحيان‌ و هندوها مهم‌ جلوه‌ مي‌كند. همين‌ آغاز ناراحتي‌ است‌ و از همين‌جاست‌ كه‌ رسانه‌هاي‌ غربي‌ و بعضي‌ از دانش‌پژوهان‌ غربي‌ مسلمان‌ را مشابه‌ تروريست‌ معرفي‌ مي‌كنند. گاهي‌ هم‌ يك‌ فرد غربي‌ به‌ اين‌ فكر مي‌افتد كه‌ ميان‌ تمدن‌ غربي‌ و جهان‌ اسلام‌ تصادم‌ است‌، اما در حقيقت‌ هيچ‌ تصادمي‌ نيست‌. تصور مي‌كنم‌ وقتي‌ مي‌گوييم‌ تمدن‌ غربي‌، منظور همان‌ تمدن‌ مدرن‌ است‌. مدرنيته‌ بيشتر يعني‌ تكنولوژي‌ بيشتر. جامعه‌ مدرن‌ جامعه‌اي‌ است‌ صنعتي‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ الگوي‌ ديگري‌ از جامعه‌ انساني‌ ظهور مي‌كند، اما كشورهاي‌ اسلامي‌ و هند نيز اين‌ مسير را طي‌ كرده‌اند. كشور بودايي‌ چون‌ تايلند هم‌ در مسير مدرنيسم‌ حركت‌ مي‌كند. اين‌ يك‌ شيوه‌ زندگي‌ است‌. بر اين‌ پايه‌ نمي‌توان‌ تمايزي‌ ميان‌ غربي‌ و غيرغربي‌ قايل‌ شد، اما در دنياي‌ كنوني‌ هركجا روش‌ زندگي‌ متفاوت‌ باشد، شيوه‌ تفكر هم‌ متفاوت‌ است‌.&lt;br /&gt;پس‌ تمايز ميان‌ مدرن‌ و غيرمدرن‌ است‌، نه‌ ميان‌ تمدن‌ غربي‌ و جهان‌ اسلام‌. تا جايي‌ كه‌ مساله‌ دين‌ مطرح‌ است‌، به‌ اعتقاد من‌ اسلام‌ همپاي‌ مسيحيت‌ و يهوديت‌ مهمترين‌ اديان‌ جهانند. هميشه‌ اين‌ را به‌ صراحت‌ گفته‌ام‌. حالا مفهوم‌ حقيقت‌ يگانه‌ و دين‌ يگانه‌ در سطح‌ فردي‌ اهميت‌ دارد. به‌عنوان‌ مثال‌، من‌ بودايي‌ام‌، پس‌ آيين‌ بودايي‌ يگانه‌ دين‌ و يگانه‌ حقيقت‌ است‌ و آيين‌ بوداني‌ نزد من‌ بهترين‌ است‌، اما نمي‌توانم‌ بگويم‌ كه‌ براي‌ دوست‌ مسيحي‌ من‌ نيز آيين‌ بودايي‌ حقيقت‌ و دين‌ يگانه‌ باشد. مسيحيت‌ حقيقت‌ و دين‌ يگانه‌ دوست‌ مسيحي‌ من‌ است‌. ما هر دو بايد دو دين‌ و دو حقيقت‌ را بپذيريم‌. در سطح‌ جامعه‌ بايد چند حقيقت‌ و چند دين‌ مورد قبول‌ واقع‌ شود. وقتي‌ مسلمانان‌ در ميان‌ خود از خدايي‌ نام‌ مي‌برند - كه‌ خداي‌ يگانه‌ است‌ و اين‌ كاملاً بجاست‌، اما اين‌ را نمي‌توانند به‌ همه‌ دنيا بقبولانند، ايجاد ناراحتي‌ خواهد كرد. من‌ اگر بخواهم‌ به‌ همه‌ دنيا بقبولانم‌ كه‌ آيين‌ بودايي‌ برترين‌ است‌، موجب‌ ناراحتي‌ خواهد شد. وانگهي‌ اصلا واقع‌بينانه‌ نيست‌. خود بودا هم‌ هرگز تلاش‌ نكرد كه‌ همه‌ جهان‌ را به‌ آيين‌ بودايي‌ بكشاند. بعضي‌ از مسيحيان‌ تلاش‌ كردند تا تمام‌ دنيا را به‌ مسيحيت‌ بگروانند - بعضي‌ از مسلمانان‌ نيز چنين‌ كردند، اما هر دو ناكام‌ ماندند. در اينجا نيز به‌ عقل‌ سليم‌ نياز است‌. درست‌ است‌ كه‌ حضرت‌ مسيح‌ گفته‌ بود كه‌ آموزش‌هاي‌ من‌ به‌ دورترين‌ نقاط‌ خواهد رسيد - يعني‌ گرويدن‌ بشريت‌ به‌ مسيحت‌، اما در عصر حضرت‌ مسيح‌ دنياي‌ شناخته‌شده‌ محدود به‌ مساحت‌ كوچكي‌ بود. آن‌ گفته‌ در آن‌ عصر واقع‌بينانه‌ بود. بايد عقل‌ سليم‌ را به‌كار گيريم‌. پس‌ اگر بگوييم‌ به‌ جاي‌ يك‌ دين‌ و يك‌ حقيقت‌ چندين‌ دين‌ و چندين‌ حقيقت‌ وجود دارد، هيچ‌ تضادي‌ در اين‌ گفته‌ نيست‌. غالبا مثال‌ دارو را ارائه‌ مي‌دهم‌. نمي‌توان‌ گفت‌ كه‌ فقط‌ يك‌ دارو درمان‌ همه‌ دردهاست‌، اما اگر بيمار شديد، آن‌ دارو ممكن‌ است‌ خوب‌ يا بد باشد. براي‌ سردرد آن‌ دارو مناسب‌ است‌. براي‌ درد مفاصل‌ دارويي‌ ديگر، هر دارويي‌ متناسب‌ با بيمار و بيماري‌ خاص‌ تجويز مي‌شود.&lt;br /&gt;يكي‌ از امور اصلي‌ كه‌ به‌ آن‌ توجه‌ كرده‌ايد و به‌ آن‌ اهميت‌ خاص‌ داده‌ايد معنويت‌ عرفي‌ است‌ و بسيار جالب‌ است‌ كه‌ از سوي‌ شخصيتي‌ مذهبي‌ ادا شده‌ است‌. در يكي‌ از نوشته‌هاي‌  شما  خواندم‌ كه‌ ميان‌ معنويت‌ با ايمان‌ و معنويت‌ بي‌ايمان‌ تمايز قايل‌ شده‌ايد. چگونه‌ ممكن‌ است‌ فردي‌ معنوي‌ باشد، اما مذهبي‌ نباشد؟&lt;br /&gt;عرفي‌ نگري‌ در نظر من‌ به‌ معناي‌ بي‌دين‌ نيست‌. من‌ واژه‌  عرفي‌ نگري‌  را به‌ مثابه‌ آن‌ در قانون‌ اساسي‌ هند به‌كار مي‌برم‌. در قانون‌ اساسي‌ هند سكولار يعني‌ احترام‌ به‌ همه‌ اديان‌ و نه‌ رد اديان‌.  پس‌ در اصول‌ اخلاقي‌ موردنظر من‌ سكولار يعني‌ محترم‌شمردن‌ همه‌ سنت‌ها، اما در واقع‌ اهميت‌ شفقت‌، بخشندگي‌ و عطوفت‌ در اتكاي‌ آن‌ بر عقل‌ سليم‌ است‌.&lt;br /&gt;احساس‌ محبت‌ را مثال‌ بزنيم‌. زندگي‌ ما از بدو تولد با مهر و محبت‌ آغاز مي‌شود. بدون‌ محبت‌ زنده‌ نمي‌مانيم‌. به‌ مادر يا محبت‌ فرد ديگري‌ جانشين‌ او نياز داريم‌ كه‌ از ما مراقبت‌ كند. نوزاد توانايي‌ تنها زنده‌ماندن‌ را ندارد، يكسره‌ وابسته‌ به‌ ديگران‌ است‌ كه‌ به‌ او برسند، اما مراقبت‌ از سر تكليف‌ و نه‌ با محبت‌ كافي‌ نخواهد بود. به‌ مراقبت‌ و محبت‌ توامان‌ نياز داريم‌. علم‌ پزشكي‌ مدرن‌ تماس‌ بدني‌ را در پرورش‌ مغز بسيار مهم‌ ارزيابي‌ كرده‌ است‌. پس‌ زندگي‌ ما اينگونه‌ آغاز مي‌شود. در سال‌هاي‌ نخستين‌ زندگيمان‌ مراقبت‌ ديگران‌ از ما نقش‌ حياتي‌ در رشد ما دارد، اما بالاخره‌ ما بزرگ‌ مي‌شويم‌، احساس‌ استقلال‌ مي‌كنيم‌ و ديگر نيازي‌ هم‌ به‌ مراقبت‌ ديگران‌ از خود نداريم‌. بعد تصور كاذبي‌ در ما بروز مي‌كند - معتقدم‌ سرشت‌ اصلي‌ ما در كودكي‌ طراوت‌ بيشتري‌ دارد - بعد هوش‌ و ذكاوت‌ ما بيشتر و پيچيده‌تر مي‌شود و ارزش‌هاي‌ اصولي‌ را بديهي‌ مي‌انگاريم‌، بدون‌ تلاش‌ چندان‌ نيروي‌ خود را در زمينه‌هاي‌ گوناگون‌ به‌كار مي‌اندازيم‌.&lt;br /&gt;بارها به‌ اين‌ فكر افتاده‌ام‌ كه‌ اگر آدم‌هايي‌ مثل‌ هيتلر واستالين‌ در بدو تولد و دوران‌ كودكي‌ از زندگي‌ طبيعي‌ و بهنجاري‌ برخوردار مي‌بودند، در بزرگسالي‌ چنان‌ ظالم‌ و خشن‌ مي‌شدند؟ پس‌ مهر و محبت‌ مادر خيلي‌ مهم‌ است‌. چون‌ زندگي‌ ما با مهر مادري‌ آغاز مي‌شود، اين‌ تجربه‌ را بايد تا دم‌ مرگ‌ به‌ ياد بسپاريم‌. از اين‌ رو مهر و محبت‌ در خانواده‌ ما - در جامعه‌ ما موجودات‌ بشري‌ اهميت‌ بسزا دارد.&lt;br /&gt;باورهاي‌ اساسي‌ من‌ بر پايه‌ واقعيت‌ زندگي‌ و مكانيسم‌هاي‌ زيستي‌ استوار است‌. افرادي‌ كه‌ در شرايط‌ طبيعي‌ زندگي‌ شاد و سرحال‌اند بي‌ترديد از سلامت‌ جسماني‌ بيشتري‌ نيز برخوردارند. آشكارا مي‌توان‌ ديد كه‌ چه‌ كسي‌ در خانواده‌اي‌ با مهر و محبت‌ بار آمده‌ است‌. كودكان‌ شاد و خندان‌ رشد جسماني‌ بهتري‌ دارند، در قياس‌ با كودكان‌ تحت‌ ستم‌ و كتك‌ خورده‌. اين‌ كودكان‌ از نظر جسمي‌ و روحي‌ رنجورند. همه‌ اين‌ عواطف‌ مفيد اساس‌ سعادت‌ و توفيق‌ ماست‌ و خصلت اصلي‌ بشريت‌ به‌شمار مي‌آيد، اما نفرت‌ و حسادت‌ نيز در گوشه‌اي‌ از ذهن‌ ما جاي‌ دارد و به‌ مجردي‌ كه‌ پرورانده‌ شود، شخص آرامش‌ ذهني‌ را از دست‌ مي‌دهد. دچار سوءهاضمه‌ و فشارخون‌ و ديگر بيماري‌ها مي‌شود. به‌ عبارت‌ ديگر، از نظر زيستي‌ هم‌ بعضي‌ از هيجان‌ها براي‌ سلامت‌ ما بسيار زيان‌آور است‌ و بعضي‌ ديگر مي‌تواند مفيد باشد. پس‌ مي‌توان‌ بين‌ هيجان‌ مطلوب‌ و هيجان‌ نامطلوب‌ فرق‌ گذاشت‌.&lt;br /&gt;در خود هيچ‌گونه‌ خشمي‌ نسبت‌ به‌ چيني‌ها احساس‌ نمي‌كنيد؟  آيا چيني‌ها براي‌ سلامت‌ شماخوب‌ هستند يا بد هستند؟&lt;br /&gt;تصور مي‌كنم‌ مساله‌ چيني‌ها بسيار جدي‌ است‌، اما احساس‌ نفرت‌ ندارم‌.گاهي‌ رنجش‌ها و مسائل‌ كوچكي‌ پيش‌ مي‌آيد. برايتان‌ تعريف‌ كنم‌: چندي‌ پيش‌ با يكي‌ از خبرنگاران‌ تلويزيون‌ ملاقات‌ داشتم‌. به‌ آن‌ خانم‌ گفتم‌ اگر يك‌ بند سوالات‌ بي‌ربط‌ مطرح‌ كند از كوره‌ در مي‌روم؛‌ خانم‌ خبرنگار درباره‌ آينده‌ از من‌ سوال‌ مي‌كرد. به‌ او گفتم‌ در مقام‌ راهب‌ بودايي‌ به‌ آينده‌ فكر نمي‌كنم‌ اما تا جايي‌ كه‌ در توان‌ دارم‌ در اين‌ زندگي‌ تشريك‌ مساعي‌ خواهم‌ داشت‌. اما اگر بيش‌ از اندازه‌ به‌ فكر شهرت‌ام‌ باشم‌ اعمال‌ مثبت‌ من‌ هم‌ منتفي‌ خواهد شد و به‌ صورت‌ انگيزه‌ خودخواهي‌ من‌ در خواهد آمد. آن‌ خانم‌ باز همان‌ سوال‌ را تكرار كرد و باز همان‌ پاسخ‌ را شنيد. براي‌ بار سوم‌ هم‌ باز همان‌ سوال‌ كه‌ ديگر از كوره‌ در رفتم‌. بله‌، سال‌ گذشته‌ اين‌ خانم‌ را در نيويورك‌ ديدم‌ و از يادآوري‌ اين‌ صحنه‌ كلي‌ باهم‌ خنديديم‌.&lt;br /&gt;فكر مي‌كنيد بارديگر تبت‌ را خواهيد ديد؟&lt;br /&gt;بدون‌ شك‌، برآورد جهاني‌ از تغييرات‌ در چين‌ دگرگوني‌ بسيار مثبتي‌ را نشان‌ مي‌دهد. چيني‌ها بيش‌ از پيش‌ به‌ آيين‌ بودايي‌ تبتي‌ و فرهنگ‌ علاقه‌نشان‌ مي‌دهند. با تبت‌ هم‌ برخورد بهتري‌ دارند، در سطح‌ بالاي‌ حكومت‌ غالبا تفكر افراطي‌ و تند حاكم‌ است‌. اين‌ روزها كه‌ حكومت‌ چين‌ در درون‌ كشور و جامعه‌ خود با مشكلات‌ روبروست‌ به‌ آينده‌ تبت‌ بيشتر اميد دارم‌. البته‌ در پي‌ استقلال‌ يا جدايي‌ كامل‌ از چين‌ و مردم‌ چين‌ نيستيم‌. مي‌خواهيم‌ به‌ خودمختاري‌ قابل‌ پذيرشي‌ برسيم‌ تا بتوانيم‌ فرهنگ‌ خود، معنويت‌ و محيط‌ زيست‌ خود را حفظ‌ كنيم‌. زندگي‌ با مردم‌ چين‌ توقع‌ پيشرفت‌ مادي‌ را بالا مي‌برد. براي‌ ۶ ميليون‌ تبتي‌ در سرزمين‌ پهناور قطعا يك‌ تنه‌ پيشرفت‌ دشوار خواهد بود. اگر با چيني‌ها بمانيم‌ از نظر اقتصادي‌ به‌ سود ما خواهد بود و پيشرفت‌ بهتري‌ خواهيم‌ داشت‌. اين‌ پايه‌ فكر من‌ است‌. اتحاديه‌ اروپا را ببينيد، منافع‌ مشترك‌ مهمتر از منافع‌ فردي‌ است‌.&lt;br /&gt;قاعدتا به‌ عهده‌ داشتن‌ نقش‌ ديني‌ و معنوي‌ و نقش‌ سياسي‌ باهم‌ بايد بسيار دشوار باشد؟آيا آشتي‌ بين‌ اين‌ دو آسان‌ است‌؟&lt;br /&gt;تاكنون‌ كه‌ فعاليت‌ سياسي‌ من‌ در مبارزه‌ براي‌ آزادي‌ بوده‌ است‌. منظورم‌ از آزادي‌، آزادي‌ دين‌ است‌ و آزادي‌ فرهنگ‌ تبتي‌. پس‌ نوع‌ سياستي‌ كه‌ در آن‌ دخالت‌ دارم‌ بخشي‌ از برنامه‌ معنويت‌ من‌ است‌. هرگاه‌ كه‌ سياست‌ حزبي‌ شود ديگر در آن‌ دخالت‌ نخواهم‌ داشت‌. اين‌ مطلب‌ را در ۱۹۹۲ كاملا روشن‌ ساختم‌ كه‌ پس‌ از آزادي‌ تبت‌ اين‌ قدرت‌ اندكم‌ را به‌ ديگران‌ مي‌سپارم‌ و به‌ صورت‌ شهروند عادي‌ تبتي‌ زندگي‌ خواهم‌ كرد.   به‌ راستي‌ خدمت‌ به‌ ديگران‌ را مهمترين‌ امر مي‌دانم‌.&lt;br /&gt;پس‌ براي‌ شما دموكراسي‌ همان‌ خدمت‌ به‌ ديگري‌ است‌؟&lt;br /&gt;بله‌، البته‌! حاصل‌ دموكراسي‌ بايد به‌ جامعه‌ برسد و صلاح‌ و حرمت‌ ديگران‌ از ۱۹۵۱ كه‌ اين‌ مسووليت‌ را به‌ عهده‌ گرفتم‌ همواره‌ تامين‌ دموكراسي‌ را مد نظر داشتم‌. در ۱۹۵۹ به‌ هند آمدم‌ و از آن‌ زمان‌ براي‌ ايجاد دموكراسي‌ در تبت‌ تلاش‌ كرده‌ام‌. در حال‌ حاضر نمايندگان‌ خود را هر ۵ سال‌ يكبار به‌ صورت‌ كاملا دموكراتيك‌ انتخاب‌ مي‌كنيم‌ و شخص من‌ مقام‌ نيمه‌ بازنشسته‌ را به‌ عهده‌ دارم‌.&lt;br /&gt;سوال‌ آخر من‌. عالي‌جناب‌ در تمام‌ رويدادها،حتي‌ به‌ هنگام‌ رنج‌ها، لطف‌ خود را از مردم‌ دريغ‌ نفرموده‌ايد. نمي‌دانم‌ آيا ممكن‌ است‌ روزي‌ به‌ ايران‌ بياييد؟&lt;br /&gt;در جلسه‌اي‌ خانم‌ شيرين‌ عبادي‌ برنده‌ جايزه‌ نوبل‌ از ايران‌ را ملاقات‌ كردم‌ و اشتياق‌ خود را براي‌ ديدار از ايران‌ بيان‌ داشتم‌. در چشم‌ من‌ مسلمان‌، هندو، بودايي‌، حتي‌ كمونيست‌همه‌ موجودات‌ بشري‌ هستيم‌ و عملا باهم‌ روي‌ يك‌ سياره‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌. اين‌ انديشه‌ كه‌ آمريكا يا اروپا مراكز جهان‌ هستند البته‌ خطاي‌ بزرگي‌ است‌. مسلمانان‌ نيز معيار كل‌ جهان‌ نيستند. بايد جهان‌ را كشف‌ كرد و سنت‌هاي‌ متفاوت‌ را شناخت‌. هميشه‌ مشتاق‌ بوده‌ام‌ كه‌ جوامع‌ گوناگون‌ و نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ را بشناسم‌. واقعا بر اين‌ باورم‌ كه‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ تماس‌ بيشتر با دنياي‌ خارج‌ نياز دارد. انزوا نحوه‌ تفكر كهنه‌اي‌ است‌. كشورهاي‌ اسلامي‌ نيازمند ارتباط‌ با جهان‌ خارج‌اند تا كشف‌ و شناسانده‌ شوند. متاسفانه‌ به‌ سبب‌ شفاف‌ نبودن‌ در رسانه‌ها به‌ صورت‌ مثال‌هاي‌ ناپسند درآمده‌اند و نيكي‌هاي‌ آنها پنهان‌ مانده‌ است‌. بدون‌ شفافيت‌، همبستگي‌ و دوستي‌ ميان‌ ملت‌ها شكوفا نخواهند شد. اين‌ ديدگاه‌ من‌ است‌.&lt;br /&gt;اگر به‌ ايران‌ سفر كنيد با افتخار ميزباني‌ حضرتعالي‌ را پذيرا هستم‌.&lt;br /&gt;مثالي‌ برايتان‌ بزنم‌. چند سال‌ پيش‌ از فلسطين‌ ديدار كردم‌ مردم‌ فلسطين‌ از من‌ استقبال‌ كردند و سرپوش‌ عربي‌ را پيشكش‌ دادند و من‌ برسرم‌ گذاشتم‌ و بعد مرا سوار خر كردند. بنا به‌ سنت‌ تبتي‌ خرسواري‌ مذموم‌ است‌. اما به‌ خود گفتم‌: چه‌ مانعي‌ دارد؟حكايت‌ ديگري‌ برايتان‌ بگويم‌. در لاداخ‌ در برخي‌ از جوامع‌ مسلمانان‌ اگر تن‌ فرد بودايي‌ به‌ جامه‌ شخص  مسلماني‌ ماليده‌ شود فرد مسلمان‌ بايد غسل‌ كند. پس‌ فرد بودايي‌ نجس‌ به‌ شمار مي‌آيد چون‌ بي‌دين‌ است‌. وانگهي‌ يك‌ بودايي‌ با يك‌ مسلمان‌ هرگز همسفره‌ نمي‌شود اما هنگامي‌ كه‌ از فلسطين‌ ديدن‌ مي‌كردم‌ فلسطينيان‌ مرا به‌ نهار دعوت‌ كردند و من‌ مشتاقانه‌ دعوت‌ آنها را پذيرفتم‌ و با آنها غذاخوردم‌ و چه‌ غذاي‌ خوشمزه‌اي‌! اين‌ اهميت‌ دارد و بسيار اهميت‌ دارد. مي‌گوييم‌ همه‌ موجودات‌ بشري‌ دهان‌ و شكم‌ دارند. اين‌ برخورد از اهميت‌ خاصي‌ برخوردار است‌ بايد به‌ اين‌ فكر كنيم‌ كه‌ بيش‌ از شش‌ ميليارد موجود بشري‌ روي‌ كره‌ زمين ‌ زندگي‌ مي‌كنند و ناگزيريم‌ آينده‌ را با هم‌ طرح‌ بريزيم‌&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-2856991230981611232?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/2856991230981611232/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=2856991230981611232&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2856991230981611232'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2856991230981611232'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/01/blog-post_13.html' title='گفت‌وگوي‌ رامين‌ جهانبگلو با دالايي‌ لاما'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8472829794425949791</id><published>2008-01-07T12:47:00.000+03:30</published><updated>2008-01-07T13:13:37.563+03:30</updated><title type='text'>حال ما این روزها</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;این روزها هم من هم خانم شین داریم روزهایی رو تجربه می کنیم که شاید هیچوقت به فکرمون هم نرسیده بود. راستش کار خاصی انجام نمی دیم اما  همش  مشغولیم. با وجود اینکه  صبحها خیلی دیر سرکار می ریم و عصرها هم زودتر از معمول بر می گردیم اما من یکی که خیلی احساس خستگی می کنم. همش فکر می کنم کسر خواب دارم. اوایل فکر کردم به بیماری آنفولانزای سوغات تبریز یا حتی نامزدی برادرم آقای میم ربط پیدا می کنه. چند روز گذشته هم نوشتم به پای برف و زمستون و این چیزها اما راستش نه. واقعیت اینه که الانتظار اشد من الموت. بابام بنده خدا می گفت تا پدر نشدی حرفهای منو نمی فهمی. الان می فهمم راست می گفت. من هنوز تمام و کمال پدر نشده خیلی چیزهایی رو که قبلاً نمی فهمیدم دارم عمیقاً درک می کنم. به عبارت ساده ترباز هم به قول بابام دارم یواش یواش آدم می شم. از حال و روز خانم شین هم اگر می پرسید، عارضم که خدا رو شکر خیلی بهتره. بین خودمون بمونه مامان شدن خیلی بهش میاد. ظاهراً برعکس من که هر کی می بینه یا می شنوه میگه اصلاً بهت نمیاد. آی حرص می خورما.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8472829794425949791?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8472829794425949791/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8472829794425949791&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8472829794425949791'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8472829794425949791'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2008/01/blog-post.html' title='حال ما این روزها'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8331746890759178915</id><published>2007-12-22T08:31:00.000+03:30</published><updated>2007-12-22T08:34:08.305+03:30</updated><title type='text'>زرتشت و اندیشه عدم خشونت</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;از طرف یکی از دوستان خانم شین به عنوان شادباش شب یلدا، پیغام بسیار زیبا و پرمحتوایی دریافت کردیم که به جرات زیباترین پیغام  شادباشی بود که تا به حال به دستمان رسیده بود. جمله ای از زرتشت، پیامبر بزرگ ایران زمین بود با این مضمون که "ستیز من، تنها با تاریکیست. برای ستیز و نبرد با آن شمشیر بر نمی کشم، چراغ می افروزم". وقتی خانم شین این جمله را برای من خواند  راستش صداش ده ها بار تو مغزم منعکس شد و جمله تقریباً تو استخوانهام نفوذ کرد. به نظرم رسید که همه آنچه که در قالب اندیشه و فلسفه عدم خشونت قابل گفتن هست در این یک جمله خلاصه شده. راستش می خواستم در موردش زیاد بنویسم. اما حیفم آمد با آلودنش به تفسیر خرابش کنم. لذا دو باره می نویسمش و همه دوستان رو به مطالعه و تحقیق در اندیشه های زرتشت و آئین بهی و مقایسه اون با هر آنچه که تا کنون دیده، شنیده و خوانده اند دعوت می کنم:&lt;br /&gt;ستیز من تنها با تاریکیست. برای ستیز و نبرد با آن شمشمیر بر نمی کشم، چراغ می افروزم&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8331746890759178915?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8331746890759178915/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8331746890759178915&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8331746890759178915'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8331746890759178915'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/12/blog-post_22.html' title='زرتشت و اندیشه عدم خشونت'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-2869068373996152654</id><published>2007-12-18T08:10:00.000+03:30</published><updated>2007-12-18T09:50:20.510+03:30</updated><title type='text'>تجربه اين روزها 1</title><content type='html'>شايد بد نباشه براي اينكه از سستي  دربيام يه كم در مورد حال و احوال 2،3 ماه گذشته‌ام بنويسم&lt;br /&gt;بدتر از همش حالت تهوع مداومه كه معلوم نيست كي به سراغت مياد صبح ، ظهر،شب چند روز اول اينقدر اذيتم كرد كه يه 10 روزي سر كار نرفتم تمام مدت يا روي كاناپه دراز كشيده بودم يا در حال....... طرف يخچال هم نميتونستم برم كه اگه آقاي الف به دادم نمي‌رسيد از گرسنگي ميمردم يه قسمت بد ديگش اينه كه خوردن تنها چيزيه كه حالت تهوع من رو برطرف ميكنه بنابراين همه زحماتم در جهت كم كردن وزن باد فنا شد و اگه يك خانم باردار در طول 3 ماه اول بايد 1.5 تا 2 كيلو اضافه وزن داشته باشه بنده 5 كيلو چاق شدم &lt;br /&gt;يه مصيبت ديگه هم اين جامعه پزشكان محترم زنان زايمان هستند به نظر ميرسه بديهي ترين چيز در مورد يه خانم باردار حضور همسرش در جلساتي است كه به دكتر مراجعه ميكنه ولي خدا رو شكر كه اكثر  پزشكان خانم زنان و زايمان مرد كه مي‌بينن انگار جن ميبينن و از 2 كيلومتري اتاقهاي انتظار علايم هشدار دهنده درباره عدم حضور آقايون به چشم مي‌خوره&lt;br /&gt;بنابراين يك متخصص بسيار معروف مرد به ما معرفي شد كه با كلي بدبختي و عز و التماس از 2 ماه زودتر تونستيم براي شنبه‌اي كه گذشت ازش وقت بگيريم به من ساعت 3 وقت داده بودند ما سر ساعت 3 به مطب رسيديم و در مقابلم با چشمان بهت زده يك جمعيت عظيم رو ديدم كه در سالن انتظار بيرون مطب منتظر باز شدن در ايستاده بودند و هاج و واج مونده بودم كه يعني همه اينا ساعت 3 وقت دارند خلاصه بعد از يك ربع درب مطب باز شد و ما وارد يك هفت خوان رستم شديم اول همه بايد به منشيهاي محترم يك شرح مختصر احوال مي‌دادم تا پرونده تشكيل بشه بعد هم نوبت به مشاورها بود كه كلي سوال بپرسند و داروها،آزمايشها و سونوگرافي و هر چيز لازم ديگه رو تو دفترچه‌ات بنويسند بعد هم ميرسيدم به يك پزشك خانم همكار آقاي دكتر كه همون حرفهاي مشاورها رو تكرار كرد وصداي قلب بچه رو گوش داد فقط جاي شكرش باقي بود كه آقاي &lt;br /&gt;الف رو هم راه داد و بعد هم همه اظهار نظرها رو موكول كرد به بعد از انجام آزمايشات و سونوگرافي  و ما در طي اين مراحل اصلا و ابدا چشممون به جمال آقاي دكتر روشن نشد كه نشد البته قصه به اين سرعتي كه من گفتم طي نشد و ما يك 2 ساعت تو مطب حضور داشتيم&lt;br /&gt;حالا داشته باشيد قصه سونوگرافي رو كه حتما هم بايد يك جاي خاص انجام شه البته با اين توضيح كه سونوگرافي خاصي نيست و يك سونوي معموليه ديروز زنگ زدم كه براي هفته بعد وقت بگيرم فرمودند اولين وقتشون آخر ديماه و در صورتيكه خيلي عجله دارم ميتونم برم از ساعت 9 بشينم شايد بعدازظهر نوبتم شه خلاصه كه اين قصه سر دراز داره و اميدوارم عاقبت كار ما ختم به خير بشه الهي آمين&lt;br /&gt;پي نوشت:الميرا جان اگه به نتيجه رسيدي منم خبر كن&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-2869068373996152654?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/2869068373996152654/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=2869068373996152654&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2869068373996152654'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2869068373996152654'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/12/1.html' title='تجربه اين روزها 1'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7238250976669284422</id><published>2007-12-08T08:57:00.000+03:30</published><updated>2007-12-08T09:00:39.384+03:30</updated><title type='text'>سستي</title><content type='html'>ملودي عزيز چيستان 2 پست قبل سر كاري نبود و حالا يك موجود 10 هفته‌اي آروم آروم در وجود من بزرگ ميشه خيلي حال و احوال روبراهي ندارم يعني فكر ميكنم بدنم از لحاظ فيزيكي خيلي بهم ريخته است و احتمالا آمادگي اين تغييرات رو نداشته اميدوارم كم كم اوضاعم بهتر بشه و به روال سابق برگردم هرروز به وبلاگ همه سر مي‌زنم بعضي شبها خوابتون رو ميبينم يك شب خواب &lt;a href="http://nataliee.wordpress.com/" target=_blank&gt;ناتالي&lt;/a&gt; عزيز رو ديدم و صبح دلتنگ از خواب بيدار شدم تو خواب ميديدم كه ميگه حال آقاي ن خوب نيست و من داشتم بهش دلداري مي‌دادم يك شب خواب &lt;a href="http://khatunak.blogspot.com/" target=_blank&gt;خاتونك&lt;/a&gt; عزيز و ناز پندار گلم رو ديدم كه تو بغلم بود و هي بوسش مي‌كردم صبح از دلتنگي نمي‌دونستم چيكار كنم دلم مي‌خواست وقتي &lt;a href="http://liebe27.blogfa.com/"&gt;الميراي&lt;/a&gt; نازنين نوشت كه نينيشو از دست داده يه چيزي بگم كه ناراحتيش كم شه ولي نمي‌دونستم چي دلم مي‌خواست از &lt;a href="http://poopaksahra.blogfa.com/" target=_blank&gt;پوپك&lt;/a&gt; در مورد حالش و احساسش اين روزها بپرسم دلم مي‌خواد وقتي نوشته‌هاي زيباي اون يكي &lt;a href="http://mrsshin.blogspot.com/" target=_blank&gt;خانم شين&lt;/a&gt; رو مي‌خونم يه چيزي در تمجيد نوشته‌هاش بگم دلم مي‌خواست باز با &lt;a href="http://mrsshin.blogspot.com/" target=_blank&gt;فرانكلين&lt;/a&gt; خوش و بش كنم اما زبانم كاملا بسته است نمي‌دونم چرا كاش اين ركود و نخوت زودتر برطرف بشه كاش&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7238250976669284422?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7238250976669284422/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7238250976669284422&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7238250976669284422'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7238250976669284422'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/12/blog-post.html' title='سستي'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4746218723814114601</id><published>2007-11-22T08:55:00.000+03:30</published><updated>2007-11-22T09:22:33.504+03:30</updated><title type='text'>پل الوار، احمد شاملو، مدار صفر درجه و سانسور</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;استاد فقید احمد شاملو در کتاب "همچون کوچه ای بی انتها" یکی از آثاربسیار زیبای &lt;a href="http://www.farhanggoftego.com/Paul.Eluard24.06.06.html"&gt;پل الوار &lt;/a&gt;را به زیباترین شکل ممکن ترجمه کرده و به ادبیات کشورمان افزوده است. اما دریغ که مستحق تلاش چنین بزرگانی هرگز نبوده ایم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تو را دوست می دارم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تو را به جای همه زنانی که نشناخته ام دوست می دارم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;برای خاطر عطر گسترده بیکران &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;و برای خاطر عطر نان گرم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;برای خاطر برفی که آب می شود،&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;برای خاطر نخستین گل ها&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی رماندشان&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می دارم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تو را به جای همه زنانی که دوست نمی دارم دوست می دارم.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;جز تو ، که مرا منعکس تواند کرد؟من خود،خویشتن را بس&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اندک می بینم.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;بی تو جز گستره بی کرانه نمی بینم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;میان گذشته و امروز.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;می بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می برند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تو را دوست می دارم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تو را برای خاطر سلامت&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;به رغم همه آن چیزها&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;که به جز وهمی نیست دوست می دارم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دارم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تو می پنداری که شکی ،حال آنکه به جز دلیلی نیست&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می رود&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;(پل الوار) &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آشنا نیست؟ چرا آشناست. همون شعر معروفیه که شهاب حسینی توی سریال مدار صفر درجه با دلیل و بی دلیل هرجا که دلش خواسته و البته هر طور که دلشون خواسته خونده. خدائیش سانسور آثار ادبی فاخر دنیا و ایران هم در نوع خودش شاهکاریه&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;پی نوشت: این مطلب رو از &lt;a href="http://weally.blogsky.com/?PostID=211"&gt;این وبلاگ&lt;/a&gt; برداشت کردم.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4746218723814114601?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4746218723814114601/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4746218723814114601&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4746218723814114601'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4746218723814114601'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/11/blog-post_22.html' title='پل الوار، احمد شاملو، مدار صفر درجه و سانسور'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-6159008596121709312</id><published>2007-11-20T20:12:00.000+03:30</published><updated>2007-11-20T20:19:26.285+03:30</updated><title type='text'>چيستان</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp2.blogger.com/_ytwE4nJowo4/R0MPzbwM2SI/AAAAAAAAABc/OxXTMC8t9KE/s1600-h/IMG_0267.JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5134965376430168354" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp2.blogger.com/_ytwE4nJowo4/R0MPzbwM2SI/AAAAAAAAABc/OxXTMC8t9KE/s320/IMG_0267.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;آگه گفتيد اين چيه؟&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-6159008596121709312?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/6159008596121709312/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=6159008596121709312&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6159008596121709312'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6159008596121709312'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/11/blog-post_3625.html' title='چيستان'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp2.blogger.com/_ytwE4nJowo4/R0MPzbwM2SI/AAAAAAAAABc/OxXTMC8t9KE/s72-c/IMG_0267.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4987268085840415215</id><published>2007-11-20T11:12:00.000+03:30</published><updated>2007-11-20T11:24:21.367+03:30</updated><title type='text'>به یاد باغچه بان</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;چهارم آذر سالروز درگذشت پدر آموزش ناشنوايان در ايران , جبار عسگرزاده معروف به باغچه بان است. ميرزا جبار عسگرزاده معروف به جبار باغچه بان که اصليت جدش تبريزي بود در سال 1264 در شهر ايروان پايتخت کنوني جمهوري ارمنستان به دنيا آمد. وي تا 34 سالگي به فعاليت مطبوعاتي در روزنامه ها اشتغال داشت و پس از انقلاب روسيه و کشمکش هاي قومي و فرهنگي در سال 1298 به ايران آمد و در مرند و سپس در تبريز به آموزگاري در مدارس دولتي مشغول شد. پدر آموزش ناشنوايان با توجه به نارسايي هاي آموزشي در تدريس الفباي فارسي روش تازه اي ابداع کرد که در عمل با موفقيت زيادي همراه بود. وي در دو کتاب تحت عناوین "برنامه کار آموزگار" و "کتاب الفباي آسان" که در سالهاي 1302 و 1303 منتشر شد اين روش را به ديگران معرفي کرد. کتاب الفباي آسان نخستين کتاب آموزش الفبا در نوع خودش محسوب مي شود. در روش استاد باغچه بان که ترکيبي از روش مکتب خانه ها و مدارس قديم ايران و روش مدارس نوين آن روز است، ابتدا دانش آموز با کلمه آشنا مي شود و در قالب آن کلمه، حروف جديد را مي آموزد و کلمه و اجزاي آن به طور همزمان به دانش‌آموز آموخته مي شود. باغچه‌ بان را بايد نخستين کسي دانست که آموزش سمعي بصري را به دستگاه آموزشي ايران وارد کرد. وي نخستين بار به فکر تعليم و تربيت کودکان ناشنوا افتاد و نخستين دبستان ناشنوايان را در چهار راه حسن آباد در خانه‌اي محقر تاسيس کرد. باغچه بان روش آموزش الفباي دستي را اختراع کرد و هنگام تعليم و تربيت به روش ديگري دست يافت که امروزه به نام روش ترکيبي معروف است و با گذشت اين همه سال به عنوان مترقي ترين روش در مدارس سراسر ايران استفاده مي شود. وي با نوشتن کتابهاي ديگر همچون بازيچه الفبا 1311 و دستور تعليم الفبا 1314 و الفباي سربازان 1323 و الفباي خود آموز براي سالمندان 1326 و اسرار تعليم و تربيت يا اصول تعليم الفبا ,1327روش ترکيبي را به تکامل رساند , روشي که هم اکنون نيز با تغييراتي به عنوان مترقي‌ترين روش آموزشي همچنان در مدارس ايران مورد استفاده قرار مي گيرد. باغچه بان با تشويق مدير کل فرهنگ آذربايجان نخستين کودکستان تحت پوشش وزارت معارف با نام باغچه اطفال را در مقصوديه کوچه انجمن تبریز در 23 ارديبهشت 1303 شمسي راه اندازي کرد و کلمه باغچه بان را به عنوان نام خانوادگي خويش برگزيد و به جبار باغچه بان معروف شد. باغچه بان به طور اتفاقي و بدون يک برنامه از پيش تعيين شده به صحنه آموزش ناشنوايان وارد شد. وي همچنين در سال 1303 نخستين بار در ايران آموزش دو کودک کر و لا‌ل مادرزاد را برعهده گرفت. اين دو کودک شش ماه بعد در حضور مردم, فرهنگيان و حتي اعضاي کنسولگري ها براي مردم خواندند و روي تخته سياه ديکته نوشتند به اين ترتيب جبار باغچه بان آموزش کودکان کرولا‌ل را پايه گذاري کرد. جبار باغچه بان بدون تعليمات کلاسيک و نوين با سعي و کوشش به رموز صداهاي زبان دست يافت و روش الفباي دستي را اختراع کرد که در آن تلفظ هر حرف را با شکل انگشتان و محل گذاشتن دست بر سينه يا نگاهداشتن آن در مقابل دهان نشان مي دهد و به علت تاکيد زياد روي تلفظ و لبخواني به الفباي گوياي باغچه بان شهرت يافت و با چاپ در کتاب الفباي گويا به سال 1329 شمسي به تکامل رسيد. باغچه بان سال 1311 شمسي به تهران آمد و تلاش براي تاسيس دبستان ويژه کرولالها را آغاز کرد. وي در محلي کوچک و محقر آموزش پنج کودک کرولال را بر عهده گرفت. ده سال بعد جمعيت حمايت از کودکان کرولال به ثبت رسيد. باغچه بان در 1322 شمسي بار ديگر قلم در دست گرفت و به نشر نخستين شماره مجله زبان در اول بهمن 1323 شمسي پرداخت. نخستين دوره يک ساله تربيت معلم در سال 1335 شمسي در دبستان باغچه بان تشکيل شد. دو کتاب ارزشمند "روش آموزش کرولالها" و "حساب کرد" شامل آخرين نظريات آموزشي باغچه بان است و در سالهاي 1343 و 1344 شمسي منتشر شد. سرانجام سازمان برنامه و بودجه به امور مالي دبستان کرولالهاي باغچه‌بان توجه بيشتر کرد و از سال 1345 شمسي کد بودجه‌اي در بودجه کل ايران به نام آن دبستان اختصاص داد. باغچه بان آموزگار کودکان کرولال سرانجام درسن 80 سالگي پس از يک بيماري کوتاه چهار روزه در چهارم آذر سال 1345 شمسي چشم از جهان فرو بست. از او بيش از 30 تاليف در آموزش کودکان , ناشنوايان , سالمندان و ادبيات برجاي مانده است. وي مردي خود ساخته، مبتکر، خلاق و فعال بود که با کمترين امکانات و با سعي و کوشش فراوان نقشي فراموش نشدني در آموزش کودکان ايران به ويژه کودکان کرولال ايفا کرد. روحش شاد و یادش گرامی&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4987268085840415215?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4987268085840415215/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4987268085840415215&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4987268085840415215'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4987268085840415215'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/11/blog-post_20.html' title='به یاد باغچه بان'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-67531124507454246</id><published>2007-11-04T10:56:00.000+03:30</published><updated>2007-11-04T11:00:12.942+03:30</updated><title type='text'>ما با همیم شما هم باشید</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;روزهای با هم بودن همیشه سرشارند از همه آنچه که خوب است. اینو اونهایی که با همند حتماً تجربه کردن و منظور من رو هم کاملاً درک می کنن. اما این روزها گرچه هیچکدومشون با روزهای قبل به لحاظ عاطفی و کیفیت حسی قابل مقایسه نیستن اما در قیاس با فردای پرامیدی که در راهه فقط یه روز خوب به شمار می رند. همیشه با خودم فکر می کنم امروز که اینقدر خوبه چطور قراره فردا بهتر بشه و  جالبتر اونکه همیشه یه اتفاق غیر منتظره (درست مثل یه هدیه از یه دوست عزیز) می رسه و روز ما رو قشنگتر می کنه مگه اینکه اونقدر اخمو و بد اخلاق باشم که اون دوست تصمیم بگیره هدیه خودش رو فردا به دستمون برسونه. خوب که فکر می کنم می بینم به رغم همه فراز و نشیبها هرگز با هم روز بد نداشتیم.؛ روزهای سخت چرا اما روزهای بد، هیچوقت. مطمئنم شما هم اگه با همید همین احساس رو دارید. اگه ندارید حتماً یه تجدید نظری در روحیات خودتون بکنید. نمی شه آدم با کسی با هم باشه اما روزهاش بهتر نشه. خلاصه با هم باشید و از روزهای پر امید و زیبا و البته امروز خوبتون حداکثر بهره رو ببرید&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-67531124507454246?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/67531124507454246/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=67531124507454246&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/67531124507454246'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/67531124507454246'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/11/blog-post.html' title='ما با همیم شما هم باشید'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-2409852651195738379</id><published>2007-10-25T09:35:00.000+03:30</published><updated>2007-10-25T09:54:01.950+03:30</updated><title type='text'>...و اما چرا غیبت ...</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;از اینکه چند وقتیه نشده که این وبلاگ رو بروز کنیم هم ناراحتیم هم شرمنده دوستان. اما راستش این روزها ظاهراً اما موقتاً زور روزگار سختگیر کمی به ما چربیده و حسابی گرفتارمون کرده. نگران نشید. غیر از فوت عموی من که بنده خدا این اواخر حسابی بیمار بوده و گرفتاریها و فشارهای طاقت فرسای ناشی از تلنبار شدن امور کاری و غیر کاری پس از سه روز مرخصی اجباری و رفت وبرگشت جنگی به تبریز و البته چند تا مشکل کوچیک در رابطه با تموم شدن سهمیه بنزینمون (قابل توجه دوستان سخاوتمندمون) و البته اجرایی شدن یکی ازپروژه های کاری خانم شین (که خدا نیاره اون روزی رو که کسی بخواد یه نرم افزار رو تو این مملکت اجرایی کنه)  اتفاق بد دیگه ای رخ نداده. امیدواریم به زودی دوباره همه چی عادی بشه و پوزه روزگار دون به خاک مالیده بشه. خلاصه به قول سنجد: "بر می گردیم". در ضمن از همه دوستانی که به اشکال مختلف ابراز لطف کرده بودند و به ویژه جویای احوال ما در این دوران غیبت بودند صمیمانه ممنونیم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-2409852651195738379?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/2409852651195738379/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=2409852651195738379&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2409852651195738379'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2409852651195738379'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/10/blog-post_25.html' title='...و اما چرا غیبت ...'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-522313671603659774</id><published>2007-10-14T07:49:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T07:53:05.342+03:30</updated><title type='text'>عيد فطر مبارك</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;عيد فطر همگي مبارك. اگه روزه دار بودين كه خوش بحالتون اگه نبودين الهي كه با كفار صدر اسلام محشور شين. راستش ماه رمضون امسال مثل برق و باد گذشت. اصلاً راستشو بخواهيد امسال كلاً مثل برق و باد گذشته. يه نگاه به تقويمتون بندازيد. امروز بيست و دوم مهرماهه. يعني سال از نصفه هم گذشته. عمرمون به همين سرعت ميگذره. ديشب و امروز خيلي از خودم دلخورم. با خانم شين گفتم داره حالم از خودم به هم مي خوره. براي هزارمين بار به خودم قول دادم دل كسي رو نشكنم، سعي در گرفتن حال احدي نداشته باشم كه هيچ مراقب حال حداقل اطرافيانم باشم، بهتر رانندگي كنم، صميمي تر و خالص تر باشم خلاصه در يك كلام، بهتر شم حالا به هر بهانه اي. به اين اميد كه سال بعد همين موقع - اگه بودم - فكر كنم يك سال بهتر زندگي كردم. بگذريم. دوباره&lt;br /&gt;تبريك عيد و آرزوي روزهاي بهتر براي همه&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-522313671603659774?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/522313671603659774/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=522313671603659774&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/522313671603659774'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/522313671603659774'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/10/blog-post_14.html' title='عيد فطر مبارك'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4244657706047121714</id><published>2007-10-10T08:31:00.000+03:30</published><updated>2007-10-10T10:06:03.158+03:30</updated><title type='text'>ببينيد و مشعوف شويد3</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxyQb6iRYI/AAAAAAAAAC8/SD6M1cLj_xg/s1600-h/IMG_0105.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxyQb6iRYI/AAAAAAAAAC8/SD6M1cLj_xg/s320/IMG_0105.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119592503110157698" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;اينم از دسته گلهاي مردم طبيعت دوست&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxwTb6iRXI/AAAAAAAAAC0/pU89cx2-YjY/s1600-h/IMG_0139.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxwTb6iRXI/AAAAAAAAAC0/pU89cx2-YjY/s320/IMG_0139.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119590355626509682" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;نمك آبرود&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp2.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxrTr6iRWI/AAAAAAAAACs/rfidm-sZnqc/s1600-h/IMG_0088.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp2.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxrTr6iRWI/AAAAAAAAACs/rfidm-sZnqc/s320/IMG_0088.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119584862363338082" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;درياچه قو&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxoRL6iRVI/AAAAAAAAACk/bnnze-J1icE/s1600-h/IMG_0078.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxoRL6iRVI/AAAAAAAAACk/bnnze-J1icE/s320/IMG_0078.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119581520878781778" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;در مسير جواهر ده&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxgUb6iRUI/AAAAAAAAACc/4r1P0wHCckk/s1600-h/IMG_0072.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxgUb6iRUI/AAAAAAAAACc/4r1P0wHCckk/s320/IMG_0072.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119572780620334402" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;هنر عكاسي شخص شخيص خانم شين&lt;/center&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4244657706047121714?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4244657706047121714/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4244657706047121714&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4244657706047121714'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4244657706047121714'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/10/3.html' title='ببينيد و مشعوف شويد3'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwxyQb6iRYI/AAAAAAAAAC8/SD6M1cLj_xg/s72-c/IMG_0105.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-1856275748457642884</id><published>2007-10-09T10:09:00.000+03:30</published><updated>2007-10-09T10:37:54.113+03:30</updated><title type='text'>2ببينيد و مشعوف شويد</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp2.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rwsld76iRSI/AAAAAAAAACM/LOcgC3yjBjE/s1600-h/IMG_0079.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp2.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rwsld76iRSI/AAAAAAAAACM/LOcgC3yjBjE/s320/IMG_0079.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119226597666342178" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;درياچه قو&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rwsleb6iRTI/AAAAAAAAACU/ldp7U7XdjaI/s1600-h/IMG_0101.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rwsleb6iRTI/AAAAAAAAACU/ldp7U7XdjaI/s320/IMG_0101.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119226606256276786" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;تو راه جواهر ده&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwsjSr6iRQI/AAAAAAAAAB8/pAJrZh0IJcM/s1600-h/IMG_0054.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwsjSr6iRQI/AAAAAAAAAB8/pAJrZh0IJcM/s320/IMG_0054.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119224205369558274" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;center&gt;تو راه جواهر ده&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rwsj7b6iRRI/AAAAAAAAACE/sW3CEYvzllc/s1600-h/IMG_0073.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rwsj7b6iRRI/AAAAAAAAACE/sW3CEYvzllc/s320/IMG_0073.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119224905449227538" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;محوطه متل جواهر ده&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كشتم خودم رو تا تونستم اين عكسها رو بذارم پروكسي شركت دجار اشكال شده فعلا اينا رو ببينيد تا بقيه رو بذارم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-1856275748457642884?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/1856275748457642884/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=1856275748457642884&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1856275748457642884'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1856275748457642884'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/10/blog-post_5574.html' title='2ببينيد و مشعوف شويد'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp2.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rwsld76iRSI/AAAAAAAAACM/LOcgC3yjBjE/s72-c/IMG_0079.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-6629951365220173326</id><published>2007-10-09T08:38:00.000+03:30</published><updated>2007-10-09T08:46:14.980+03:30</updated><title type='text'>ببينيد و مشعوف شويد</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwsHyL6iRNI/AAAAAAAAABk/ekocQmeaBLc/s1600-h/IMG_0015.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp3.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwsHyL6iRNI/AAAAAAAAABk/ekocQmeaBLc/s320/IMG_0015.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5119193960209859794" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;ساحل هتل هايت&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;فعلا اين يكي رو ببينيد اين بلاگر كشت منو تا همين يكي رو تونستم بذارم شايد هم اشكال از پروكسي ماست&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-6629951365220173326?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/6629951365220173326/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=6629951365220173326&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6629951365220173326'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6629951365220173326'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/10/blog-post_09.html' title='ببينيد و مشعوف شويد'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RwsHyL6iRNI/AAAAAAAAABk/ekocQmeaBLc/s72-c/IMG_0015.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7340873460729691309</id><published>2007-10-08T08:06:00.000+03:30</published><updated>2007-10-08T09:06:45.654+03:30</updated><title type='text'>برمي‌گردم</title><content type='html'>دلم بد جور براي نوشتن اينجا ، خوندن وبلاگاتون و روزي صد بار سر زدن به بالاترين براي خوندن خبرهاي جديد تنگ شده اما اين روزها سخت درگير كارم و يه خورده احتياج به تمركز داره كه كمتر فرصت اين ور و اونور گشتن بهم ميده &lt;br /&gt;جاتون خالي باز ما شبهاي احيا پاشديم رفتيم مسافرت و اين دفعه شمال و يك روز هم جواهر ده كه عالي بود و دست آلماي عزيز به خاطر &lt;a href="http://almakhanoom.blogfa.com/post-113.aspx" target=_blank&gt;اطلاعات كاملش &lt;/a&gt;درد نكنه البته از &lt;a href="http://msherrym.blogfa.com/post-96.aspx" target=_blank&gt;درياچه قوي شري &lt;/a&gt;هم استفاده كرديم وسط كلي گل و لجني كه پس از 3 روز بارندگي به وجود اومده بود اينقدر رفتيم تا اين درياچه رو پيدا كرديم كه البته تعطيل بود و ما فقط چند تا عكس انداختيم خلاصه كه &lt;br /&gt;جاي همتون خالي نظرتون چيه ايندفعه قرار وبلاگي فصلي مربوط به پاييز رو يه تور يك روزه يه جايي بريم البته همينطوري به ذهنم رسيد اگه خيلي دردسر داره جدي نگيريد&lt;br /&gt;ايندفعه هم قول ميدم طي همين امروز و فردا عكس بذارم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7340873460729691309?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7340873460729691309/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7340873460729691309&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7340873460729691309'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7340873460729691309'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/10/blog-post.html' title='برمي‌گردم'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-5649974569115075225</id><published>2007-09-23T13:36:00.000+03:30</published><updated>2007-09-24T09:43:43.829+03:30</updated><title type='text'>سه سال گذشت .....</title><content type='html'>بار خدايا به حرمت محبتي كه بين ماست &lt;br /&gt;روزهاي با هم بودنمان را مستدام دار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پي نوشت:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RvdVbdVBLqI/AAAAAAAAABc/MAv6kX_eGzU/s1600-h/DSC00049.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp3.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RvdVbdVBLqI/AAAAAAAAABc/MAv6kX_eGzU/s320/DSC00049.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5113649832120102562" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-5649974569115075225?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/5649974569115075225/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=5649974569115075225&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5649974569115075225'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5649974569115075225'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/09/blog-post_23.html' title='سه سال گذشت .....'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RvdVbdVBLqI/AAAAAAAAABc/MAv6kX_eGzU/s72-c/DSC00049.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-326901535606757026</id><published>2007-09-19T11:23:00.000+03:30</published><updated>2007-09-19T11:40:02.974+03:30</updated><title type='text'>شهريار - شاعر عاشق</title><content type='html'>راستش ديشب داشتيم با خانم شين در مورد پستي كه درمورد استاد محمد حسين شهريار نوشته بودم صحبت مي كرديم كه ياد يه خاطره ديگه افتادم كه فكر كردم چون ممكنه ديگه تا مدتها فرصتي پيش نياد تا در مورد اين شاعر نامي صحبتي كنيم تصميم گرفتم تا فرصت هست اين خاطره رو هم تعريف كنم تا حداقل تلاشم رو به عنوان يه تبريزي براي اداي دين ام به اين شاعر همشهري انجام داده باشم. اميدوارم شما رو كسل نكنه&lt;br /&gt;مرحوم دكتر محمود پديده تعريف مي كردن كه يكبار يه دانشجوي تهراني توي دانشكده ادبيات دانشگاه تبريز داشتيم كه علاوه بر اينكه شاگرد اول دانشكده بود اشعار بسيار زيبايي هم مي سرود و تقريباً همه اساتيد در مورد قوت طبع شعر اون هم عقيده بودند. ايشون مي گن يكروز كه به همراه تعدادي از اساتيد مي خواستيم به ديدن استاد شهريار بريم به پيشنهاد يكي از اساتيد اين جوان دانشجو رو هم همراه خودمون برديم تا هم ايشون را به استاد شهريار معرفي كنيم و هم استاد اشعار ايشون رو بشنون و احياناً راهنماييش بكنن. خلاصه رفتيم و اين جوان هم اشعارش رو خوند و استاد شهريار هم با دقت تمام گوش كرد. وقتي از ايشون در مورد اشعار اين جوان سوال كرديم، استاد رو به جوان كردند و پرسيدند : ببينم پسر جان، عاشقي؟ جوان دانشجو هم پس از كلي كلنجار رفتن با خودش گفت نه. استاد رو به ايشون مي كنن و مي گن اشعارت به لحاظ ادبي زيبا هستند مثل يك مجسمه ولي روح ندارند و فقط تركيبهاي زيبايي از كلماتند. برو و به جاي اينكه شاعري كني. عاشقي پيشه كن تا عشقت به شعرت جان بده. اونوقت يك شاعر كاملي. مرحوم دكتر پديده مي گفتند من تازه اونجا فهميدم كه تفاوت امثال من با استاد شهريار در چي بوده. تازه من دكتراي ادبيات دارم ولي استاد شهريارتحصيلات آكادميك در اين حوزه ندارن. ايشون مي گفتند استاد شهريار بيش و پيش از اونكه شاعر بزرگي باشند عاشق بزرگي بودند و به همين جهت اشعار برجسته ايشون دلنشين بودندد.در حالي كه خيليها فقط شاعرند و هرگز عاشقي رو ترجمه نمي كنند. اون موقع من بچه سال بودم و عقلم نرسيد بپرسم تعبيرشون از عشق چي بوده.  ياد هر دو بزرگوار گرامي.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-326901535606757026?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/326901535606757026/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=326901535606757026&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/326901535606757026'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/326901535606757026'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/09/blog-post_19.html' title='شهريار - شاعر عاشق'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8609145599481718547</id><published>2007-09-18T09:25:00.000+03:30</published><updated>2007-09-18T09:28:19.408+03:30</updated><title type='text'>پي نوشت پست رييس پليس امنيت اخلاقي</title><content type='html'>&lt;a href="http://video.google.co.uk/videoplay?docid=6395761063279295957&amp;hl=en-GB" target=_blank&gt;اينم لينك سخنان گهر بار جناب رييس&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8609145599481718547?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8609145599481718547/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8609145599481718547&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8609145599481718547'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8609145599481718547'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/09/blog-post_7773.html' title='پي نوشت پست رييس پليس امنيت اخلاقي'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-5581084998330780131</id><published>2007-09-18T08:50:00.000+03:30</published><updated>2007-09-18T09:01:14.741+03:30</updated><title type='text'>استاد شهريار - اديب دريا دل ايران زمين</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;امروز سالروز بزرگداشت استاد سيد محمد حسين بهجت تبريزي متخلص به شهرياره. ايشون علاوه بر اين كه يك شاعر پارسي گوي بسيار چيره دست بودند يك شاعر آذري سراي بسيار توانمند هم به شمار مي روند. همه ما شايد شعر ايشون با مطلع "علي اي هماي رحمت  تو چه آيتي خدا را - كه به ما سوا فكندي همه سايه هما را"  به خاطر داشته باشيم. علاوه بر اين نام و حتي محتوا و اشعار منظومه "حيدربابا" هم كه به آذري سروده شده شايد كم و بيش به گوش همه آشناست. اما يادمون باشه كه اينها تنها اشعار استاد نيستند و اشعار ايشون تنها در مدح ائمه و انقلاب و رزمندگان اسلام و شهدا نيست. بلكه اشعار ارزشمند ديگري هم دارند كه در صورت علاقمندي مي تونيد لابلاي ديوان اشعار ايشون اونها رو پيدا كنيد و اتفاقاً اعتبار و شهرت استاد بعضاً به خاطرهمين دست اشعارشه و نه اشعاري كه در مدح اين و اون و به مناسبتها و دلايل مختلف سروده شده. قصدم تعريف و تمجيد از ايشون نيست. فقط وقتي تو تقويم ديدم كه امروز سالروز بزرگداشت ايشونه چيزي به خاطرم رسيد كه به نظرم نوشتن و خوندنش خالي از لطف نيست.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من بخش عمده اي از دوره دبيرستانم رو دبيرستان فردوسي تبريز بودم. سال دوم و سوم دبيرستان استاد ادبياتي داشتم بنام استاد دكتر محمود پديده كه سالها پيش فوت شدن (روحش شاد). ايشون استاد ادبيات دانشگاه تبريز بودند و هر سال يك يا دو كلاس از كلاسهاي ادبيات سالهاي مختلف دبيرستان ما رو به صورت افتخاري درس مي دادند. من از بخت بلندي كه دارم دو سال طي سالهاي دوم و سوم دبيرستان اون هم كاملاً اتفاقي توي كلاس دوم و سوم 13 افتخار شاگردي ايشون رو داشتم. دكتر پديده علاوه بر اينكه خودشون اديب و شاعر بودند و بعدها پس از فوتشون ديوان انصافاً زيبايي هم از ايشون چاپ شد، يكي از نزديكان استاد شهريار هم بودند. ايشون تعريف مي كردند كه بعد از انقلاب استاد شهريار به دلايل خاصي (كه بماند) خيلي مورد توجه برخي آقايون از جمله رييس جمهور وقت (كه الان شخص اول مملكت هستند) قرار گرفته بودند و بارها گاه و بيگاه با ايشون ديدار مي كردند. اين در حالي بود كه استاد شهريار به عللي در اوج سختي و تنگناي مالي قرار داشتند طوري كه حتي بعضاً به جهت تنگناي مذكور و البته پيري حتي امكان تهيه نفت جهت روشن كردن بخاري و گرم كردن منزلشون در فصل زمستون براي ايشون وجود نداشت (لذت ببريد از توجهي كه به ايشون مي شده). در همين گيرودار يه روز رييس جمهور وقت به ديدن ايشون مي رن (من يادمه چون بعدها به فاصله كمي از تلويزيون هم بخشهايي از اين ملاقات رو پخش كردن) و وقتي اين وضعيت اسفبار زندگي ايشون رو مي بينن مبلغ درشتي رو طي يك چك به ايشون تقديم مي كنن. دكتر پديده تعريف مي كردن كه من خودم اونجا بودم و اين صحنه رو به چشم ديدم كه استاد چك رو بدون اينكه حتي نگاهي بهش بكنه گرفت و ضمن تشكر، اون رو برگردوند و همونجا پشتش رو امضا كرد و تقديمش كرد به يكي از اين انجمنهاي حمايت از كودكان بي سرپرست. به قول دكتر محمود پديده از كسي كه پزشكي و آينده درخشان خودش رو به عنوان يك پزشك به گوشه چشم معشوق بخشيده انتظاري غير از اين نمي شد داشت. استاد محمد حسين شهريار عاشقي دريادل و شاعر و اديبي مردمي و رنج كشيده بود. روحش شاد و يادش جاويد باد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-5581084998330780131?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/5581084998330780131/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=5581084998330780131&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5581084998330780131'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5581084998330780131'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/09/blog-post_18.html' title='استاد شهريار - اديب دريا دل ايران زمين'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7510360852103083726</id><published>2007-09-17T09:44:00.000+03:30</published><updated>2007-09-17T09:59:05.685+03:30</updated><title type='text'>رييس پليس امنيت اخلاقي</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;خانم شين گفت، اما راستش ته دلم نخواستم باورش كنم. با خودم فكر كردم شايد يه شايعه يا يه فيلم ويديويي ساختگي باشه. تا اينكه چند روز پيش يكي از دوستانم بهش لينك داد. راستش تا الان ده بار نگاهش كردم. بعضي وقتها عصباني شدم، بعضي وقتها غصه ام گرفته بعضي وقتها هم نا تموم قطعش كردم. حالا گذشته از خود خبر كه به هر حال جالب بود (اينكه تو يه مملكت اسلامي چه اتفاق ها كه نمي افته) اينكه يه مقام مسوول تو اين مملكت به خودش اجازه بده توي رسانه اصلي اين مملكت و توي يكي از پرببينده ترين برنامه هاي خبري، اين جوري وقاحت به خرج بده و نه يكبار بلكه دوباراسم خليج فارس رو بدون كلمه فارس يا حتي به صورت تحريف شده بگه و احساسات و باورهاي ملي ميليونها نفر رو به بازي بگيره، اون هم تو يه همچين اوضاع به هم ريخته، واقعاً تاسف برانگيزه. من گرچه حاضرم گدايي كنم و جاي اين آدم نباشم اما اگر خدا عقوبتم مي كرد و جاي اين آقاي نامحترم مي بودم روزي ده بار از طريق همه رسانه هاي ممكن از مردم اين سرزمين پوزش مي خواستم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7510360852103083726?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7510360852103083726/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7510360852103083726&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7510360852103083726'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7510360852103083726'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/09/blog-post_17.html' title='رييس پليس امنيت اخلاقي'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-6105326878602199355</id><published>2007-09-09T07:43:00.000+03:30</published><updated>2007-09-09T07:50:01.596+03:30</updated><title type='text'>جسارت</title><content type='html'>لطفا به گيرنده‌هاي خودتون دست نزنيد اين همون وبلاگ وزين روزهاي با همه&lt;br /&gt;بالاخره تهديد ناتالي جونم كارساز شد و از ترس اينكه وبلاگ ما رو از لينكهاش حذف كنه در يك حركت جهادي 10 دقيقه‌اي همه چيز رو ريختم بهم.&lt;br /&gt;اميدوارم به قول فرهنگستان زبان، پوسته جديد، تو ذوق كسي نزنه&lt;br /&gt;فقط ناتالي جون اميدوارم بتوني كامنت بذاري&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-6105326878602199355?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/6105326878602199355/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=6105326878602199355&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6105326878602199355'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6105326878602199355'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/09/blog-post_09.html' title='جسارت'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-5475333696380588317</id><published>2007-09-06T08:06:00.000+03:30</published><updated>2007-09-06T08:13:00.078+03:30</updated><title type='text'>گاهي دلم براي خودم تنگ مي‌شود</title><content type='html'>دلم براي خودم تنگ شده است براي جنب و جوشهاي بي امانم،&lt;br /&gt; براي ولع بينهايتم براي بيشتر دانستن،&lt;br /&gt; هر روز ايده جديد و يك تصميم جديد براي دانسته‌اي نو،&lt;br /&gt; بارها گمان كردم شايد نبود رفيق سالهاي دور، پاي ثابت همه انديشه‌هاي نو من دليل ركود اين روزهاست&lt;br /&gt;شايد به دوش كشيدن مسئوليت يك زندگي مشترك، شايد........&lt;br /&gt; اما نه اگر همراه روزهاي گذشته‌ام در كنارم نيست تو در تمام روزهاي مشتركمان كنار من بوده‌اي&lt;br /&gt;در تمام ترديها و دودلي‌هايم جرئت تصميم گرفتن به من بخشيده‌اي&lt;br /&gt;ديروز اما بند نهم يك &lt;a href="http://khanoomhana.blogspot.com/2007_09_01_archive.html" target=_blank&gt;نوشته&lt;/a&gt; پاسخ همه جمود اين روزهاي من بود “من انگيزه‌ام را گم كردم ”  &lt;br /&gt;،نميدانم در لابلاي كدام روزمرگي، در پي شنيدن كدام خبر، در پي كدام رفتار محافظه‌كارانه‌ام،هنگام راضي نگاه داشتن كدام فرد &lt;br /&gt;انگيزه‌ام، جسارت گرفتن يك تصميم متفاوت و همه شور گذشته‌ام را جا گذاشته‌ام&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-5475333696380588317?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/5475333696380588317/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=5475333696380588317&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5475333696380588317'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5475333696380588317'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/09/blog-post_06.html' title='گاهي دلم براي خودم تنگ مي‌شود'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7085034446740893645</id><published>2007-09-05T07:29:00.000+03:30</published><updated>2007-09-05T07:50:30.318+03:30</updated><title type='text'>نوشابه‌خورترین ملت جهان</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;قبل از هر چيز بگم كه من يه معتاد نوشابه اي هستم و گرچه به لطف ارشادات و حمايتهاي مستمر خانم شين دز مصرفم خيلي كم شده (از 5/1 نيم ليتر مصرف به ازاي هر وعده غذا به تقريباً 3 ليتر در هفته كاهش پيدا كرده) اما همچنان معتقدم بعد ازبرق (كه خدا پدر اديسون رو بيامرزه) نوشابه هاي گازدار بهترين اختراع خداوند هستند.از همين رو تمام اعضاي فاميل و دوستان دور و نزديك مي دونن كه دعوت ما به منزلشون جهت صرف شام يا ناهار بدون وجود حداقل دو رنگ نوشابه روي ميز غذاشون عملاً مورد قبول و شمارش قرار نمي گيره و يكي از نشانه هاي بارز بي احترامي و عدم توجه به حقوق مهمان تلقي مي شه و در اسرع فقط با انواع متلك، زخم زبون و بعضاً آسيبهاي فيزيكي از جمله شكستن يا تخريب يكي از اسباب و لوازم ضروري منزلشون جبران مي شه. از همين رو يكي از دوستان ما كه از اين موضوع خبر داره و البته قصد جون منو كرده مطلبي رو برامون ايميل كرده بود كه فكر كردم در راستاي ترك اون عادات قبيحه ممكنه هم براي من و هم براي ساير دوستان هم مسلك مفيد فايده باشه و اون اينكه سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ ليتره كه با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می‌رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه‌هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده‌ایم. برای این که بیشتر وحشت کنید، بد نیست بدونید که:&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; 1- ميانگين مصرف نوشابه‌هاي گازدار در دنيا براي هر فرد 10 ليتره. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;2- در بيست سال اخير، مصرف نوشابه هاى گازدار در كشور، نزديك به ۱۵درصد رشد داشته. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;3- در طی این بیست سال، مصرف شير و لبنيات، تنها حدود يك دهم درصد رشد كرده است. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;4- سرانه‌ مصرف لبنيات در ايران كمتر از يك سوم استاندار جهاني است. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;5- طبق آمار، ۹۰ درصد كودكان ۲۴ ماهه تا ۱۲ساله کشورمان، روزانه حداقل يك بار پفك و نوشابه مصرف كرده‌اند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;6- 25 درصد از كودكان ايرانى به نوعی با سوءتغذيه دست‌به‌گریبانند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;7- یک‌سوم از مرگ‌ومیرهای کشور به علت بیماری‌های قلبي و ‌عروقي است كه یکی از عوامل اصلي بروز آن، تغذيه غلط است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;مطلع باشيد وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افته:&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; 10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم اون را کمی می‌گیره و شیرینی‌اش را خنثی می‌کنه.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; 20 دقیقه بعد: قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;40 دقیقه بعد: حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; 45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;. بعد از 60 دقیقه: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; مدتی بعدتر: کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; سالم و سعادتمند باشید و تا مي تونيد از خوردن نوشابه هاي گازدار لذت ببريد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7085034446740893645?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7085034446740893645/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7085034446740893645&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7085034446740893645'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7085034446740893645'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/09/blog-post_05.html' title='نوشابه‌خورترین ملت جهان'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-889702502637060069</id><published>2007-09-04T10:13:00.000+03:30</published><updated>2007-09-04T10:15:42.983+03:30</updated><title type='text'>اروميه رفتن ما تو يه پاراگراف</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;طي تعطيلات آخر هفته گذشته به انضمام شنبه و يكشنبه  بعد از مدتها به همراه خانم شين وآقاي ر يه سر رفتيم تبريز. از اونجا كه خانم شين هيچوقت اروميه و به ويژه درياچه معروفش رو نديده بود قرار شد از تبريز طي يه سفر ضربتي (اصلاح مي كنم جهادي) يه سري هم به اروميه بزنيم. بعد از شور و مشورت فراوان تصميم گرفتيم از مسير درياچه و با شناورهايي كه ماشينها رو تا ساحل مقابل حمل مي كنن خودمون رو به اروميه برسونيم. چشمتون روز بد نبينه. صبح ساعت 9:30 صبح بود كه رسيديم كنار اسكله و ديديم يه صف به طول چند كيلومتر تشكيل شده. دلمون رو خوش كرديم كه اين صف در اسرع وقت تموم مي شه و نوبت ما مي رسه. البته حدسمون درست نبود و مجبور شديم تا ساعت 2 بعد از ظهر زير تابش تند آفتاب جهان افروز در كنار يكي از شورترين درياچه هاي جهان هواي مملو از نمك تنفس كنيم. تازه اروميه هم كه رسيديم ديديم همه جا تعطيله. دريغ از يه مغازه باز. خلاصه كنم بعد از يه گشت مختصر در شهر و صرف ناهار، از مسير زميني (جاده قديم) برگشتيم تبريز و راستش رو بخواهيد فقط خستگي يه سفر يه روزه برامون باقي موند والبته چند تا جعبه نقل بيد مشك با مغز گردو كه البته اونهم به همت خانم شين و برادرم آقاي ميم تهيه شده  بودند.باري به هر جهت اگه يه موقع تصميم گرفتيد يه سري به اروميه بزنيد يه مشورتي با ما بكنيد بد نيست. عكس و فيلم هم داريم كه اميدوارم خانم شين وقت كنه و بگذارشتون تا ببينيد ما چه لذتي از لحظات سفر يه روزه امون برديم. تا بعد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-889702502637060069?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/889702502637060069/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=889702502637060069&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/889702502637060069'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/889702502637060069'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/09/blog-post.html' title='اروميه رفتن ما تو يه پاراگراف'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7233031502179669742</id><published>2007-08-27T09:21:00.000+03:30</published><updated>2007-08-27T12:05:56.388+03:30</updated><title type='text'>قهرمان جهان</title><content type='html'>تيم واليبال نوجوانان ايران قهرمان جهان شد بدون ادعا بدون حاشيه بدون حرف پيش و پس&lt;br /&gt;اولين قهرماني جهان در ورزشهاي تيمي مباركشون باشه لايقش بودن&lt;br /&gt;پي نوشت:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RtKMr5Kp11I/AAAAAAAAAA8/obqqzTPSV_g/s1600-h/Img_GetImage2.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RtKMr5Kp11I/AAAAAAAAAA8/obqqzTPSV_g/s320/Img_GetImage2.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5103296013471962962" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RtKMr5Kp12I/AAAAAAAAABE/s53loegIjXo/s1600-h/Img_GetImage3.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RtKMr5Kp12I/AAAAAAAAABE/s53loegIjXo/s320/Img_GetImage3.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5103296013471962978" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RtKMsJKp13I/AAAAAAAAABM/fusd8YYmOp4/s1600-h/Img_GetImage.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp1.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RtKMsJKp13I/AAAAAAAAABM/fusd8YYmOp4/s320/Img_GetImage.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5103296017766930290" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7233031502179669742?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7233031502179669742/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7233031502179669742&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7233031502179669742'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7233031502179669742'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/08/blog-post_27.html' title='قهرمان جهان'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RtKMr5Kp11I/AAAAAAAAAA8/obqqzTPSV_g/s72-c/Img_GetImage2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8341804129292722713</id><published>2007-08-25T14:41:00.000+03:30</published><updated>2007-08-25T14:45:33.411+03:30</updated><title type='text'>ارتشا؟ نعوذ بالله</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;رشوه دادن و گرفتن گرچه كار ضد اخلاقي و نادرستي تلقي مي شه اما كم وبيش همه جاي دنيا وجود داره كه در اين بين كشور ما هم از اين موضوع مستثني نيست. اما اونچه كه ما رو با بعضي از جاهاي دنيا متفاوت مي كنه نحوه برخورد با اين پديده است كه نمود عملي با دست پس زدن و با پا پيش كشيدنه. نمونه اش هم همين داستان ارتشا و ضد و بند جمعي از اين آقايون داوران فوتباله. وقتي آدمي با شان و منزلت و اعتبار دكتر پرويز سيار مياد و تويه برنامه تلويزيوني فرياد مي زنه كه چرا آقاي فلاني كه طي دوران تصدي آقاي دكتر دادكان به جرم ارتشا و ضد و بند  كنار گذاشته شده بود دوباره به جامعه داوري برگشته و تو روي آقاي عنايت بهش جلسات و صحبتهايي رو كه با هم در مورد اين آقاي داور و همپالكيهاي احتماليش داشته رو يادآور مي شه نمي دونم چرا كسي توجه نمي كنه و حتي در حالي كه جلسات دادگاه اين آقايون تموم نشده و حكمي صادر نشده اين آقاي داور نه تنها تعليق نمي شه بلكه بازيهاي مهمي هم بهش مي دن و اين در حاليه كه آقاي دكتر پرويز سيار كه دليلي هم نداره دروغ بگه و خودش رو با اين جمعيت گرگها درگير كنه به طور كل از صحنه رسانه اي اين مملكت حذف مي شه و صداش هم به گوش احدي نمي رسه (اين رو مقايسه كنيد با برخورد فيفا با آقاي مسعود مرادي داور معروف و توانمند كشورمون در مسابقات قهرماني آسيا اون هم فقط به خاطر يك يا دو اشتباهي كه همش هم تقصير اين آدم نبوده). در واقع به نظر مي رسه كه بيشتر صورت مساله پاك شده باشه و گرنه مساله اساساً پابرجاست. حالا اينكه پاي كي و چي وسطه، خدا مي دونه. خلاصه درس اخلاقي اينكه رشوه دادن و گرفتن كار بدي نيست بلكه اسمش بد در رفته تا دست توش زياد نشه. اگر هم بد باشه كسي نمي تونه ثابتش كنه. خداي ناكرده اينجا رو هم با آلمان يا ايتاليا يكي نكنيد كه وقت كسي حتي در حد نخست وزير يا رييس جمهور متهم به جرمي مي شه براش دادگاه تشكيل مي دن و سين-جيمش مي كنن چه برسه به داوران فوتبال و غيره و ذالك. اينجا سرزمين آدمهاي پاك و معصومه و احدي خلاف نمي كنه به ويژه رشوه نمي گيره. كسي هم اگر در اين مورد حرفي بزنه اولاً به همه اعضاي جامعه پاك اون صنف يا جامعه توهين كرده و انگ چسبونده و لذا بايد پدرش رو درآورد و ترجيحاً آبروش رو هم برد ثانياً براي اينكه ديگه اين قبيل اعتراضات و افشاگريهاي قبيح بروز نكنه بايد دست عامل اون رو از همه جا وهمه چيز و همه كس كوتاه كرد تا مبادا صداش به گوش كسي برسه حتي اگر اين آدم دكتر پرويز سيار، پزشك پير خوش اخلاق و با دانش  باشه&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8341804129292722713?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8341804129292722713/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8341804129292722713&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8341804129292722713'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8341804129292722713'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/08/blog-post_25.html' title='ارتشا؟ نعوذ بالله'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-3072696988385516118</id><published>2007-08-20T11:23:00.000+03:30</published><updated>2007-08-20T11:33:38.899+03:30</updated><title type='text'>براي دانشجويان زنداني دانشگاه پلي تكنيك</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;راستش من از اون دسته ام كه به شدت با سياسي كاري دانشجوها به ويژه در محيطهاي آكادميك مخالفم. اما اين به اين معني نيست كه با گرفتن و زنداني كردن و زدن و كشتن وشكنجه دانشجوها به هر اتهام سياسي و غير سياسي موافق باشم. راستش چند وقتيه كه هي دارم در مورد اين چند نفر دانشجوي زنداني به ويژه در مورد اين چند نفر آزاد نشده مي خونم و مي شنوم و سعي مي كنم حرف نزنم. اما امروز يه چند تا موضوع رو همينطوري اتفاقي خوندم و ديگه نتونستم ساكت باشم. هر چي اومدم بنويسم ديدم اوني كه مي خوام نمي شه و اوني كه بايد بگم رو نمي رسونه. تا اينكه اين شعر رو به لطف خانم شين تو يه وبلاگ پيدا كردم. نه اسم شاعرشو مي دونم نه اسمي از نويسنده و وبلاگش يادمه. فقط همه اون حرفهاييه كه چند وقته سر دلم مونده. به اميد آزادي همه اونهايي كه به خاطر فكر و عقيده اشون تو بندن&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;این عوعو سگان شما نیز بگذرد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;گرد سم خران شما نیز بگذرد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;هم بر چراغدان شما نیز بگذرد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;زین کاروان سرای؛ بسی کاروان گذشت&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;ناچار کاروان شما نیز بگذرد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;نوبت زناکسان شما نیز بگذرد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;بیش از دو روز فرصت دیگر کسان نبود&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;بعد از دو روز زآن شما نیز بگذرد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-3072696988385516118?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/3072696988385516118/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=3072696988385516118&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3072696988385516118'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3072696988385516118'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/08/blog-post_20.html' title='براي دانشجويان زنداني دانشگاه پلي تكنيك'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-311779781559094905</id><published>2007-08-18T08:42:00.000+03:30</published><updated>2007-08-18T09:35:20.961+03:30</updated><title type='text'>گزارش كنسرت</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RsaE3pKp1wI/AAAAAAAAAAU/-9TK6sI_vC8/s1600-h/20070806006.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp3.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RsaE3pKp1wI/AAAAAAAAAAU/-9TK6sI_vC8/s320/20070806006.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5099909719521875714" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ببخشيد كه غيبتمون غيبت كبري شد ولي هفته گذشته فرصت كافي نبود &lt;br /&gt;فعلا به اين يه عكس قناعت كنيد. راستش با وجود اينكه متاسفانه من بر خلاف آقاي الف خيلي از موسيقي سنتي لذت نمي‌برم اما از اين كنسرت خيلي خوشم اومد. كيفيت صدا و تهويه سالن  خيلي خوب بود دكور هم كه حرف نداشت. جماعت هنرشناس موبلند كلاه به سر سيگار به لب هم، كه از در و ديوار ميرفت بالا به لطف دوستي كه براي ما بليط تهيه كرد هم تقريبا در بهترين جاي سالن نشسته بوديم يعني بالكن روبرو. از حاشيه مراسم هم حضور آدمهاي معروف بود مثل فردوسي پور، الهام حميدي و چند نفر ديگه مثل پرويز پرستويي و مسجد جامعي كه البته ما فقط دو تاي اول رو ديديم آخر مراسم هم مردم مرتب ميخواستند كه گروه مرغ سحر رو اجرا كنه (كه واقعا شعر و آهنگ و البته اجراي شجريان بينظيره) وقتي همه نشستند كه  استاد آهنگ رو اجرا كنه يه پسره بلند شد و آهنگ رو تقديم كرد به دانشجويان دربند پلي تكنيك و مردم هم كلي دست و سوت البته فكر كنم نصفشون نفهميدند پسره چي گفت. تنها ضعف موجود همانا بوفه سالن بود كه آشغالترين ساندويچي كه در زندگيم ديده بودم تحويل مردم ميداد با قيمتهاي آنچناني و چون كنسرت تا بعد ار 12 شب ادامه داشت ملت مجبور بودند بخورند خلاصه كه جاي همتون خالي بود و بسي خوش گذشت&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-311779781559094905?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/311779781559094905/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=311779781559094905&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/311779781559094905'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/311779781559094905'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/08/12.html' title='گزارش كنسرت'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/RsaE3pKp1wI/AAAAAAAAAAU/-9TK6sI_vC8/s72-c/20070806006.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-102279720195014236</id><published>2007-08-07T10:11:00.000+03:30</published><updated>2007-08-07T10:14:23.328+03:30</updated><title type='text'>مرغ سحر</title><content type='html'>فقط اومدم بگم به قول رييس جمهور محبوب ما جوانان ايراني فعل خواستن رو صرف كرديم و ديشب رفتيم كنسرت استاد شجريان اونهم شب آخر. گزارشهاي مبسوط بعدي به همراه صدا و تصوير به زودي تقديم دوستان خواهد شد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-102279720195014236?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/102279720195014236/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=102279720195014236&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/102279720195014236'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/102279720195014236'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/08/blog-post_07.html' title='مرغ سحر'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4363707307760488574</id><published>2007-08-06T07:41:00.000+03:30</published><updated>2007-08-06T07:55:27.338+03:30</updated><title type='text'>بسكتبال</title><content type='html'>اومدم كه كلي بنويسم از بسكتبال و از حجم خوشحالي كه دارم و گلايه كنم از مردمي كه انگار همه آرزوهاشون با فوتبال به سرانجام ميرسه از تيمي كه با ميانگين سني 22 سال و با يك مديريت حساب شده و علمي كاري كرد كارستون و از آقايوني كه از گوشه انزواي باخت فوتبال بيرون اومدند و حالا قهرماني رو به خودشون نسبت ميدند اما همه جمله ها بد و افتضاح از آب دراومد نه هيچ كدومشون ميتونه شادي بي حد و حصر من رو بيان كنه نه گلايه منديم رو &lt;br /&gt;پس فقط يك كلام به تك تكتون افتخار ميكنيم رعنا قامتان ميهن&lt;br /&gt;(ميگم فكر كنم بايد يواش يواش توضيح وبلاگ رو به روزنوشته هاي ورزشي تغيير بديم چيكار كنم ديگه من خوره ورزشم البته خودم ورزشكار نيستم اما ورزشكارا رو دوست دارم) &lt;br /&gt;&lt;a href="http://days-together.blogspot.com/2006/12/blog-post_16.html" target=_blank&gt;قبلا هم از اين تيم بسكتبال براتون گفته بودم&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4363707307760488574?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4363707307760488574/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4363707307760488574&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4363707307760488574'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4363707307760488574'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/08/blog-post_06.html' title='بسكتبال'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-6852345861041608229</id><published>2007-08-01T12:07:00.000+03:30</published><updated>2007-08-01T12:17:03.325+03:30</updated><title type='text'>كنسرت استاد شجريان</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;دست رو دلمون نگذاريد كه بد جور خونه. خداييش خيلي زور داره كه از يكماه قبل بري و پيش ثبت نام كني و پول به حساب بانك سامان مسخره با اون سيستم پرداخت الكترونيكي مزخرفش بريزي و كلي دلتو صابون بزني بعد بفهمي كه 19000 تا بليط فروش رفته و اونوقت تو دو سه تا دونه بليط نتونستي تهيه كني. اين روزها صداي آواز اسطوره آواز ايران (استاد محمد رضا شجريان) توي تالار وزارت كشور هر شب طنين اندازه. خوش به حال همه اون 19000 نفري كه از نزديك صداي ساز و آواز ايشون و همراهانشون رو مي شنون. از همه اشون التماس دعا داريم به خصوص اگه بگن چه جوري بليط تهيه كردن. در ضمن اگه دو تا دونه بليط هم يه موقع از يه جايي سراغ داشتين يا پيدا كردين شما رو به خدا تك خوري نكنين و حداقل واسه يكبار تو زندگيتون ايثار و فداكاري و گذشت در راه همنوع رو تجربه كنيد و بدينش به ما. هم مژدگاني دريافت كنيد و هم چند تا خانواده رو از نگراني نجات بديد. خراب شه اين بانك سامان، الهي. هك بشه اين سايت دل آواز، انشا الله&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-6852345861041608229?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/6852345861041608229/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=6852345861041608229&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6852345861041608229'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6852345861041608229'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/08/blog-post.html' title='كنسرت استاد شجريان'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4482671589858266504</id><published>2007-07-31T14:50:00.000+03:30</published><updated>2007-07-31T15:02:45.963+03:30</updated><title type='text'>بمب گوگلي و خليج فارس</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;حتماً مي دونيد كه يكي از معيارهاي موتور جستجوي گوگل براي مرتب كردن نتايج جستجوها، تعداد مراجعات به يك وب سايته و اگر مكانيزيمي وجود داشته باشه كه بشه به يك صفحه خاص به مقدار زياد ارجاع كرد در كوتاه مدت به دليل بالا رفتن آمار مراجعه به اون، در رنكينگ نتايج گوگل بالا مياد تا اينكه اولين نتيجه جستجو بشه و قبل از بقيه نشون داده بشه. علاوه بر اين تقريباً همه مي دونن كه اعراب ملخ خور كه چنديه هواي تاج كياني به سرشون زده دنبال جعل اسم خليج هميشگي فارس به يك اسم بي معنا هستند. حدود 5 سال پيش جمعي از هموطنان باهوشمون سايتي به اسم زير راه انداختن تا با استفاده از تكنيك معروف به بمب گوگلي با حركت احمقانه اعراب مقابله كنن. نتيجه اينكار اين شده كه اگر امروز تو گوگل دنبال اون اسم مجعول بگردين اولين نتيجه اين صفحه است كه البته محتواي جالبي هم داره. به اين ترتيب علاوه بر دعوت از همه دوستان براي ديدن اين صفحه، از همه خواهش مي كنم در صورت امكان و تمايل به همين آدرس لينك بدن تا حتي الامكان آمار مراجعه به سايت مذكور بالاتر بره. به هر حال در جايي كه اعراب از هر چيز و ناچيزي براي رسيدن به اهداف پست و پليدشون استفاده مي كنن اينكار در نوع خودش مي تونه هم جالب و هم موثرباشه&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://arabian-gulf.info/"&gt;http://arabian-gulf.info/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4482671589858266504?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4482671589858266504/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4482671589858266504&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4482671589858266504'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4482671589858266504'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post_31.html' title='بمب گوگلي و خليج فارس'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-1185048307829804683</id><published>2007-07-30T13:29:00.000+03:30</published><updated>2007-07-30T13:47:24.512+03:30</updated><title type='text'>تنبلي</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rq24NGbptFI/AAAAAAAAAAM/dvKodyNH2HU/s1600-h/follow_me_4_by_ilona.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rq24NGbptFI/AAAAAAAAAAM/dvKodyNH2HU/s320/follow_me_4_by_ilona.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5092929288830301266" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي يك فروند كارمند خابالو مثل من هيچي لذت بخش تر از اين نيست كه ساعت 7 شب بخوابي &lt;br /&gt;و 2،3 ساعت يكبار از خواب بلند شي ببيني به به هنوز يه عالمه وقت براي خوابيدن داري&lt;br /&gt;پي نوشت:اين جمله رو همين الان تو بالاترين ديدم اينجا ميذارمش باعث انبساط خاطرتون بشه&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;زین پس بجای واژه نامانوس و زشت « بچه پررو » از واژه وزين «قلعه نوعی» استفاده کنید&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-1185048307829804683?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/1185048307829804683/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=1185048307829804683&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1185048307829804683'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1185048307829804683'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post_30.html' title='تنبلي'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp0.blogger.com/_OAnqNVrcYh4/Rq24NGbptFI/AAAAAAAAAAM/dvKodyNH2HU/s72-c/follow_me_4_by_ilona.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8703302731056869106</id><published>2007-07-25T08:12:00.000+03:30</published><updated>2007-07-25T09:49:26.727+03:30</updated><title type='text'>تحريك امنيت اجتماعي</title><content type='html'>خبرنگار:خب خانوم تعريف كن ببينيم چي شده &lt;br /&gt;دختر:من داشتم ساعت 1 ظهر از تو محلمون رد ميشدم چند تا پسر كنار خيابون نشسته بودن اومدن جلو بهم متلك انداختند دهنشون بوي مشروب ميداد منو با چاقو زخمي كردن انداختن تو ماشين بردن تو خونشون&lt;br /&gt;خبرنگار :شما بهشون التماس هم كرديد&lt;br /&gt;دختر : بله خيلي&lt;br /&gt;خبرنگار: ميشه دقيقا بگين چطوري التماس ميكردين&lt;br /&gt;دختر : هر چي لازم بود گفتم حاضر بودم بميرم بهم تجاوز نكنند&lt;br /&gt;خبرنگار : آقا پسر تعريف كنيد ببينيم به اين خانوم چطور تجاوز كرديد؟&lt;br /&gt;پسر :هيچي با دوستام نشسته بوديم تو كوچه اين خانوم داشت رد ميشد ما مشروب خورده بوديم و هيچي حاليمون نبود با تهديد چاقو سوار ماشينش كرديم هر چي هم بهمون التماس كرد گوش نكرديم و بهش تجاوز كرديم داشت از دستمون فرار ميكرد 9 ضربه چاقو بهش زديم(لازم به ذكر است آخرين ضربه چاقو باعث شده طحال دختره رو در بيارن اما تا حالا دليل اصلي اين تجاوز هنوز مشخص نشده كه بيكباره آقاي خبرنگار باهوش يك سوال بسيار مهم ميپرسه)&lt;br /&gt;خبرنگار:اين خانوم وضع لباس پوشيدنش چطور بود؟( و پسره هم به يكباره يادش ميافته كه تمام مشكلاتي اتفاق افتاده مربوط به مشروب خوردن آقا و يا اساسا اينكه ايشون يه بيمار رواني هست نداره)&lt;br /&gt;پسر : اين خانوم لباساش تحريك آميز بود مانتوش تنگ بود شلوارش هم كوتاه بود موهاش هم پيدا بود&lt;br /&gt;خبرنگار:خانوم شما لباساتون چطوري بود؟&lt;br /&gt;دختر :به نظر من لباسهاي من تحريك آميز نبود تازه با اين وضع هر بلايي كه دلشون خواست سر من آوردن اگه لباس تحريك آميز تنم بود چيكار ميكردن&lt;br /&gt;خبرنگار : شما براي هم سن و سالهاتون پيامي ندارين&lt;br /&gt;دختر : يك ذره بيشتر تو لباس پوشيدن مراعات كنند&lt;br /&gt;اينها گوشه هايي از برنامه ديشب كوله پشتيه &lt;br /&gt;نتيجه گيريش باشه با شما ولي منكه اگه خبرنگار دم دستم بود قطعا خفش ميكردم&lt;br /&gt;پي‌نوشت:&lt;a href="http://feranklin.persianblog.ir/" target=_blank&gt;فرانكلين&lt;/a&gt; عزيز من هم اونقدر عصباني بودم كه آقاي الف از ترس اينكه بلايي سر تلويزيون نيارم سريع كانال رو عوض كرد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8703302731056869106?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8703302731056869106/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8703302731056869106&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8703302731056869106'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8703302731056869106'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post_25.html' title='تحريك امنيت اجتماعي'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-586848762768267554</id><published>2007-07-16T12:41:00.000+03:30</published><updated>2007-07-16T12:53:22.235+03:30</updated><title type='text'>پيروزي تيم واليبال جوانان ايران و درسهاي اون</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;از برد تيم واليبال جوانان در مسابقات جهاني مقابل ايتاليا اون هم براي بار دوم با نتيجه 3 به 1 و كسب مقام سوم جهان توسط اونها خيلي خوشحال شديم و از شايستگي و اعتماد به نفسشون واقعاً انرژي مثبت زيادي گرفتيم. به عنوان يك ايراني به همه اين قهرمانان، مربيانشون و خانواده هاشون صميمانه تبريك مي گيم و براشون آرزوي بهروزي و موفقيتهاي روزافزون داريم. نكته مهم در اين موارد صرفاً برنده شدن و ارضاي حس رقابت نيست. اين بردها صرف فعل "شدن" و "توانستن" در فضاي نمي شود ها و نمي توانيم هاست. در ورزش مي شد و ما تونستيم بارها  و بارها پيروزيهاي بزرگ به دست بياريم. در المپيادها مي شد و ما تونستيم مقامهاي ارزنده اي به دست بياريم. در هنر مي شد و ما تونستيم آثار درخشاني ايجاد كنيم. در پزشكي و مهندسي مي شد و ما تونستيم دستاوردها و پيشرفتهاي علمي بزرگي به دست بياريم. پس چرا در اقتصاد و اجتماع و فرهنگ نتونيم. حتماً مي تونيم. فقط بايد از حصار نمي شودها و نمي توانيم ها بيائيم بيرون. فقط بايد مثل هموطنان موفقمون مثلاً مثل اعضاي تيم واليبال جوانان از شكست نترسيم، بخواهيم و بجنگيم. حتماً پيروزي در انتظار ماست. پيروز باشيد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;پي نوشت: به افتخار تيم واليبال جوانان ايران - بي بيب، هورا&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-586848762768267554?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/586848762768267554/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=586848762768267554&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/586848762768267554'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/586848762768267554'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post_16.html' title='پيروزي تيم واليبال جوانان ايران و درسهاي اون'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-5743959904535131644</id><published>2007-07-14T08:04:00.000+03:30</published><updated>2007-07-15T13:24:34.520+03:30</updated><title type='text'>.................</title><content type='html'>- خيلي خوشحالم كه پنجشنبه اومدم و ديدمتون اگه نميومدم تموم مدت مينشستم خودمو سرزنش ميكردم گرچه كوتاه بود ولي به من كه خيلي خوش گذشت دلم براي همتون تنگ شده بود دوستاي گلم و جاي بقيه هم كه نتونستند بيان خيلي خيلي خالي بود&lt;br /&gt;- ديشب بنده وقتي يك فاصله 20 دقيقه اي رو به اندازه 2 ساعت تو ترافيك موندم تازه به مزاياي عظيم سهميه بندي بنزين پي بردم و فهميدم مردم چقدر نگران تموم شدن سهميه اشون هستند&lt;br /&gt;- ديشب به يه نتيجه ديگه‌اي هم رسيدم پليسها جايي حضور دارند كه شانسي براي جريمه كردن مردم وجود داشته باشه و اصولا بشه براي نيروي انتظامي عزيز درآمد زايي كرد والا چه لزومي داره تو يه ترافيك خفن كه پر از دوده و علتش توقفهاي بيخود راننده هاي اتوبوس و شخصي كنار جاده و رانندگيهاي وحشيانه بعضي از دوستان كاميون دار است پليس حضور داشته باشه&lt;br /&gt;-  همه اين غر زدنها به اين دليل ميباشد كه من ديشب نتونستم يانگوم ببينم عجب مصيبتي&lt;br /&gt;-و عنوان اين پست هم هر چي دلتون خواست بذاريد&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پي نوشت :خدا رو شكر اين كامنتدوني راه افتاد داشتم دق ميكردم فكر كردم ديگه دارم خيلي چرت و پرت مينويسم از &lt;a href="http://natalieviews.blogspot.com/" target=_blank&gt;ناتالي&lt;/a&gt; عزيز هم تقاضامندم يك تستي بكنه ببين مشكل برطرف شده يا نه؟&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-5743959904535131644?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/5743959904535131644/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=5743959904535131644&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5743959904535131644'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5743959904535131644'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post_14.html' title='.................'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-5187740669268551219</id><published>2007-07-10T08:02:00.000+03:30</published><updated>2007-07-10T08:32:42.495+03:30</updated><title type='text'>شعر پاياني سريال مدار صفر درجه</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;شايد شما هم با من موافق باشيد كه ساختار و تم اشعار آقاي افشين يداللهي در نوع خودش منحصر به فرد و البته زيباست. اين روزها شعر پاياني سريال مدار صفر درجه با صداي آقاي عليرضا قرباني و شعر آقاي افشن يداللهي با استقبال خوبي مواجه شده. من هم ديشب موفق شدم اين شعر رو بنويسم و راستش خيلي ازش خوشم اومد. به همين جهت ميگذارمش اينجا و تقديمش مي كنم به خانم شين عزيز&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;وقتي عدم چشم تو را هيچ از ازل مي آفريد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;وقتي زمين ناز تو را در آسمانها مي كشيد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;وقتي عطش طعم تو را با اشكهايم مي چشيد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلي&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;يك آن بُد اين عاشق شدن، دنيا همان يك لحظه بود&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;وقتي كه من عاشق شدم، شيطان به نامم سجده كرد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده كرد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من بودم و چشمان تو، نه آتشي و نه گلي&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;چيزي نمي دانم از  اين ديوانگي و عاقلي&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-5187740669268551219?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/5187740669268551219/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=5187740669268551219&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5187740669268551219'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5187740669268551219'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post_10.html' title='شعر پاياني سريال مدار صفر درجه'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-930984764496277325</id><published>2007-07-08T08:10:00.000+03:30</published><updated>2007-07-08T08:26:40.151+03:30</updated><title type='text'>راز</title><content type='html'>يك هفته‌اي هست كه تحت تاثير فيلم راز تصميم گرفتم صبحها با وجود مصيبتي كه موقع از خواب بيدار شدن دارم لبخند بزنم به خاطر چيزهايي كه دارم تشكر كنم و آرزوهاي بزرگ بكنم و هر روز چند دقيقه‌اي رو به آرزوهام فكر كنم ديروز در يك اقدام عجيب mp4 player رو گذاشتم تو گوشتم و بلند بلند زدم زير آواز همش منتظر بودم همسايه زنگمون رو بزنه يه چيزي بهم بگه  تازه بعدش كلي احساس رضايتمندي كردم. موقع ورزش كردن ديگه به زمان و كالري ها نگاه نميكنم بلكه سعي ميكنم شاد باشم و خودم رو بسپارم دست آهنگ و براي خودم برقصم سعي ميكنم اجازه ندم چيزي ناراحتم كنه. سخته خيلي سخت مخصوصا براي مني كه مدتهاست عادت كردم غر بزنم و حرص بخورم ولي من همه تلاشم ميكنم كه اين روند رو عوض كنم فعلا كه يك هفته اي دووم آوردم حالا براي اينكه صبح اول صبحي روي لبهاي شما هم لبخندي بشينه و پر از انرژي بشين تو اين روز تابستوني ابري اين شعر سيمين بهبهاني رو كه صبح تو يه &lt;a href="http://jelveh-sobh.blogspot.com/2007/07/blog-post_05.html" target=_blank&gt;وبلاگ&lt;/a&gt; ديدم براتون ميذارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتی که: می بوسم تو را، گفتم: تمنا می کنم&lt;br /&gt;گفتی: اگر بيند کسی، گفتم: که حاشا می کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتی: ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در&lt;br /&gt;گفتم: که با افسون گری او را ز سر وا می کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتی: چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام&lt;br /&gt;گفتم: که من خود را در او عريان تماشا می کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتی: اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو؟ا&lt;br /&gt;گفتم: که صد سال دگر امروز و فردا می کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتی: اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم؟ا&lt;br /&gt;گفتم: ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينم يه &lt;a href="http://www.fotocommunity.com/pc/pc/mypics/671799/display/7076711" target=_blank&gt;تصوير&lt;/a&gt; زيبا كاش يه خونه كنار اين درياچه فوق العاده داشته باشم&lt;br /&gt;پي نوشت :اگه بهر دليلي نتونستيد تصوير رو ببينيد بگيد مستقيما بذارمش رو وبلاگ&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-930984764496277325?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/930984764496277325/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=930984764496277325&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/930984764496277325'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/930984764496277325'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post_08.html' title='راز'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-743134217631243044</id><published>2007-07-05T12:07:00.000+03:30</published><updated>2007-07-05T12:12:11.976+03:30</updated><title type='text'>تكذيب رسمي و تاييد تلويحي هولوكاست</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;بالاخره من نفهميدم اين كشتار يهوديان به دست نازيها يك تحريف تاريخي بزرگه (به گفته بعضيها) كه بايد از بيخ و بن فراموشش كرد يا يك حقيقت محض از دوران جنگ جهاني (به روايت سريال مدار صفر درجه) كه بايد بجا و بيجا عميقاً بهش پرداخت و حتي پاي ايرانيهاي آريايي و برادر و هم نژاد ژرمنها رو هم كشوند وسط معركه. در هر صورت مصداق ضرب المثل دم خروس و قسم حضرت عباسه. جالبه كه هر دو حالت هم باعث موضعگيري افكار عمومي جهان عليه ما مي شه. چون نه انكار حقايق تاريخي رو بر مي تابند و نه حمايت از جنايتكاران و احساس برادري با اونها رو.راستش من سريال مدار صفر درجه رو علاوه بر بازي خوب شهاب حسيني به خاطر آواز خوب آقاي عليرضا قرباني و شعر فوق العاده آقاي افشين يداللهي نگاه مي كنم. اما بعضاً تناقضات جالبي هم به ذهنم مي رسه كه ترجيح مي دم عموماً خودم رو يه آميب تك سلولي (دور از جون شما) جا بزنم تا خيلي دچار تشتت فلسفي نشم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-743134217631243044?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/743134217631243044/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=743134217631243044&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/743134217631243044'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/743134217631243044'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post_05.html' title='تكذيب رسمي و تاييد تلويحي هولوكاست'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8331829748137493116</id><published>2007-07-04T12:23:00.001+03:30</published><updated>2007-07-04T12:55:20.272+03:30</updated><title type='text'>تاريخچه جشن تيرگان</title><content type='html'>برگرفته از &lt;a href="http://www.msk733.blogfa.com/post-139.aspx" target=_blank&gt;گریزی به ناگزیریهای فرهنگ وادب ایران زمین&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انگيزه اين جشن به زمان تجاوز افراسياب _شاه توران_ به خاك ايران در زمان منوچهر شاه برميگردد.افراسياب چون به كشور ايران تاخت،منوچهر شاه را در تبرستان به محاصره در آورد.اين محاصره مدتي دوام يافت،تا آنجا كه شاه ايران و سپاهش از لحاظ معاش و خوراك در تنگنا قرار گرفتند.در مذاكراتي كه جهت صلح ميان افراسياب و منوچهر انجام گرفت،شاه ايران پيشنهاد داد كه جهت تعيين مرز به اندازه مسافت پرتاب يك تير از سوي تير اندازي از سپاه ايران موافقت شود و سركرده تورانيان اين پيشنهاد را پذيرفت.امشاسپند اسپندارمذ_يكي از امشاسپندان يا فرشتگان درگاه خداوند_ به شاه ايران پيام آورد كه دستور دهد كماني با مشخصات لازم بسازند و پرتاب كننده آن را نيز نام برد.به فرمان شاه آن مرد را كه ارخش-آرش- نام داشت،حاضر كردند.آرش مردي بود ديندار و نيك كردار.منوچهرجهت را به وي نشان داد وگفت بايداين چوبه تير را با اين كمان پرتاب كني.آرش آماده گشت.پوشاك از تن به درآورد و خطاب به شاه و مردمان گفت:پيكر مرا ببينيد كه از هر زخم و عيبي پاك است.مي دانم كه چون با همه نيرو تيري بيندازم،پيكرم پاره پاره خواهد شد و خواهم مرد ولي به خاطر عشق به ميهن و ايرانم اين كار را خواهم كرد.پس برهنه شد و آن كمان بزرك و سنگين را با نيرويي كه خداوند به وي بخشيده بود آنچنان كشيد كه تا نهايت،زه باز شد و تير را رها ساخت و آن چنان كه گفته بود بدنش پاره پاره شد و بمرد.به فرمان خداوند,باد آن تیر را از کوه رویان به دورترین نقطه خراسان,جایی میان فرغانه و طبرستان برد و تیر به درخت گردوی بزرگی برخورد کرد.مسافت چنان بود که گویندهزارفرسنگ می شد و منوچهر و افراسیاب بدین مرز با هم صلح کردند؛ از آنگاه به بعد زرتشتیان به یادبودچنین ماجرایی در روز تیر از ماه تیر یعنی 13 تیربا پاشیدن آب به یکدیگر این روز را جشن می گیرند.بر اساس روایات و بیانات جشن تیرگان در شهر آمل باشکوه تر از سایر نقاط برگزار میشد.هر سال مردم آمل در روز جشن آبریزگان-تیرگان-به کنار دریای خزر می رفتند و تمام روز را به آب بازی و پایکوبی می پرداختند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8331829748137493116?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8331829748137493116/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8331829748137493116&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8331829748137493116'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8331829748137493116'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post_04.html' title='تاريخچه جشن تيرگان'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7843932055578706055</id><published>2007-07-03T13:59:00.000+03:30</published><updated>2007-07-03T14:11:13.622+03:30</updated><title type='text'>لكه ننگ رو دامن هيچ كس</title><content type='html'>امروز 12 تيرماهه. چند سال قبل تو يه همچين روزي 290 نفر آدمي كه شايد بدشانس ترين انسانهاي روي زمين بودند تو يه هواپيمايي نشستند كه قرار بود توسط موشكهاي يك ناو هواپيمابر آمريكايي ساقط بشه. بيش از 60 نفر از اين آدمها بين 2 تا 6 سال سن داشتند و از اين همه حتي يكنفر هم جان سالم به در نبرد. راستش نمي دونم گناه مرگ اين همه آدم به گردن  كيه؟شايد هم اصلاً قرار نيست كسي اينو بدونه.شايد قرار نيست اين لكه ننگ دامن كسي رو بگيره و اين خودش نشانه عمق فاجعه است. مي تونم بفهمم خانواده هاي داغدار اين آدمها با ديدن اجساد عزيزانشون روي دريا چه احساسي پيدا مي كنند. من كه هيچكدوم از اين آدمها رو نمي شناسم هر وقت از صفحه تلويزيون اون صحنه ها رو براي چند دهمين بار مي بينم روحم پريشون مي شه و بغضي گلوم رو مي گيره كه توصيف كردني نيست. حتي غذاي خوشمزه اي كه خانم شين زحمتش رو كشيده رو ميز يخ مي كنه و من نمي تونم بهش بگم چه مرگمه. فقط سكوت مي كنم.و در پاسخ به نگاه غمگينش كه مي دونم دليلش احساسيه كه هم جنس احساس منه فقط به زحمت يه لبخند بي معني و بيجا به لب ميارم. مبادا فكر بكنه كه دل همسرش قد دله يه جوجه است.  دلم مي خواد گريه كنم. اما گريه واسه اين غصه زيادي كمه. حيفه در سوگ 290 نفر هموطن بيگناه فقط گريه كرد. كاش مي شد كاري كرد. كاش مي شد دادي زد. گله اي كرد، كاش مي شد اين موضوع رو پيگيري كرد، كاش مي شد مسببين اين جنايت رو مجازات كرد، كاش مي شد جلوي تكرار چنين جناياتي رو به هر شكل و درهر كجا گرفت، كاش ميشد دل اونهايي رو كه عزيزي رو اين جوري از دست دادن التيام داد و هزاران اي كاش ديگه. روح همه اون هموطنان بيگناه شاد و يادشون گرامي&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7843932055578706055?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7843932055578706055/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7843932055578706055&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7843932055578706055'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7843932055578706055'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='لكه ننگ رو دامن هيچ كس'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-97957995089649982</id><published>2007-06-30T11:27:00.000+03:30</published><updated>2007-06-30T11:37:34.907+03:30</updated><title type='text'>سهميه بندي بنزين</title><content type='html'>&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_ytwE4nJowo4/RoYPI2UO4aI/AAAAAAAAAA8/CBqOOGuBIZ4/s1600-h/266.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5081765874227929506" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_ytwE4nJowo4/RoYPI2UO4aI/AAAAAAAAAA8/CBqOOGuBIZ4/s320/266.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp2.blogger.com/_ytwE4nJowo4/RoYO-GUO4ZI/AAAAAAAAAA0/RGQWpv-L4AA/s1600-h/262.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5081765689544335762" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp2.blogger.com/_ytwE4nJowo4/RoYO-GUO4ZI/AAAAAAAAAA0/RGQWpv-L4AA/s320/262.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp2.blogger.com/_ytwE4nJowo4/RoYOaGUO4YI/AAAAAAAAAAs/fqbOjsHQElg/s1600-h/255.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5081765071069045122" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp2.blogger.com/_ytwE4nJowo4/RoYOaGUO4YI/AAAAAAAAAAs/fqbOjsHQElg/s320/255.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_ytwE4nJowo4/RoYOI2UO4XI/AAAAAAAAAAk/yA8kNwxVpp4/s1600-h/246.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5081764774716301682" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_ytwE4nJowo4/RoYOI2UO4XI/AAAAAAAAAAk/yA8kNwxVpp4/s320/246.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; چيزي نگم سنگين تره.تا بعد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-97957995089649982?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/97957995089649982/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=97957995089649982&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/97957995089649982'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/97957995089649982'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/06/blog-post_30.html' title='سهميه بندي بنزين'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp1.blogger.com/_ytwE4nJowo4/RoYPI2UO4aI/AAAAAAAAAA8/CBqOOGuBIZ4/s72-c/266.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7546361532274443509</id><published>2007-06-27T14:57:00.000+03:30</published><updated>2007-06-27T15:05:37.904+03:30</updated><title type='text'>آرامش</title><content type='html'>خسته‌ام از اين همه تشويش، از اين همه اضطراب دلم يه گوشه آرام ميخواد كه سرم گرم زندگيم باشه&lt;br /&gt;خلاصه كلام همونايي كه اين &lt;a href="http://msherrym.blogfa.com/post-83.aspx" target=_blank&gt;دوستم&lt;/a&gt; گفته&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7546361532274443509?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7546361532274443509/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7546361532274443509&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7546361532274443509'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7546361532274443509'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/06/blog-post_27.html' title='آرامش'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8291828465052982804</id><published>2007-06-25T10:19:00.000+03:30</published><updated>2007-06-25T10:59:40.771+03:30</updated><title type='text'>مجله فيلم</title><content type='html'>اين چند وقته فرصت شد يه دو سه تا فيلم ببينيم گفتم بيام عالم سينما رو از نقدهاي فوق‌العاده خودم بي بهره نذارم&lt;br /&gt;روز سوم : فيلم بدي نبود ولي وقتي آدم عادت ميكنه تو ايران در باب فيلمهاي جنگي فيلمهاي حاتمي‌كيا رو ببينه و تو معيار جهاني نجات سرباز رايان  خب توقعش زياد ميشه گرچه فيلم بدي نبود ولي بعضي جاهاش يه پاچه خواري هايي داشت كه خوشم نيومد و كلا فيلم بالا و پايين زياد داره و ادم احساس ميكنه داره رو نمودار سينوسي حركت ميكنه در مورد باران كوثري هم تو اين فيلم گرچه بد بازي نكرده بود ولي اونقدر هم فوق العاده نبود كه بخاطر اين فيلم هم كانديداي بهترين بازيگر بشه از تعداد جوايزي كه به اين فيلم دادند ميشه فهميد اين روزها اوضاي سينماي ايران خيلي خوب نيست&lt;br /&gt;نقاب:البته به طريق خانگي چون عمرا حاضر نبودم برم سينما و اين فيلم رو ببينم گرچه خيلي تعريف ازش شنيدم ولي شخصا از اين مدل فيلمها كه تلاش ميكنند با عنوان كردند بعضي از مسائل (اونم فقط بدليل جلب مشتري)قبح اونها رو تو جامعه از بين ببرند و يا به اصطلاح خودشون تابو شكني كنند خوشم نمياد.از همه خنده دار تر اينكه يه جا خوندم يه بنده خدايي گفته فيلمنامه نقاب بهترين فيلمنامه‌اي كه تا حالا ديده &lt;br /&gt;كد داوينچي :نگيد عقب افتاده‌ام فيلمش مدتهاست تو خونست ولي فرصت ديدنش پيش نمي‌اومد البته از اونجايي كه بنده نسبت به بازيهاي اين آقاي تام هنكس عزيز ارادت دارم با حفظ جانبداري اين فيلم ،فيلم جالب و ديدني بود مخصوصا تحليلهاي تو فيلم از علائم مذهبي.هر جاي فيلم كه احساس ميكردي ديگه فيلم تموم شد دوباره يه موضوع جالب و پر كشش اتفاق مي‌افته. فيلم كه تموم شد گفتم اصولا اگه ما تو ايران هم يه موزه لوور داشتيم فرداي ديدن فيلم همه راه مي‌افتادند ميرفتند زيرش رو بكنن ببينن چه خبره&lt;br /&gt;و اين بود انشاي امروز ما&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8291828465052982804?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8291828465052982804/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8291828465052982804&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8291828465052982804'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8291828465052982804'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/06/blog-post_25.html' title='مجله فيلم'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8959466353172981918</id><published>2007-06-23T13:23:00.000+03:30</published><updated>2007-06-23T13:35:47.698+03:30</updated><title type='text'>تولد</title><content type='html'>تو اولين روز تابستون نيمه ديگه من،متولد اولين روز زمستونيترين ماه سال متولد شد وزندگي ما تو اولين روز فصل پاييز رنگ بهاري گرفت مهربون من تولدت مبارك&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8959466353172981918?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8959466353172981918/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8959466353172981918&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8959466353172981918'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8959466353172981918'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/06/blog-post_23.html' title='تولد'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7960976879697531938</id><published>2007-06-21T07:32:00.000+03:30</published><updated>2007-06-21T07:44:14.134+03:30</updated><title type='text'>ياد بزرگان - شريعتي و چمران</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;تاريخ سرزمين ما گرچه پر از اسطوره هاي شگرف و مردان و زنان بزرگ و نام آوره اما متاسفانه چگالي اين آدمها طي قرون و به ويژه قرن اخير به شكل بسيار تاسف برانگيزي كم بوده. با اينهمه در اين ميان تني چند از جمله كساني مثل دكتر علي شريعتي و دكتر چمران كورسوي اميدي هستند كه در اين قحط الرجال، كم و بيش مي شه بهشون دل بست و ازشون الهام گرفت. زندگي اين آدمها فارغ از هر خطاي انساني كه ارتكاب اون حق طبيعي و نه البته ضروري زندگي هر كسي هست، مملو از شور، تلاش و مبارزه است. اين رو قبلاً هم گفتم آدمهايي كه در باورهاشون راسخ و استوارند و به خاطرش حاضر به مبارزه و حتي قرباني دادن هستند صرفاً به همين دليل شايسته احترام خواهند بود. امروز و يكي دو روز آتي سالروز درگذشت اين دو عزيز از دست رفته است. شايد بهتر باشه به جاي اينكه باز بي هنر افتيم و نظر به عيب كنيم، كمي بيشتر براي شناختن اين آدمها و طرز فكرشون بكوشيم.حداقلش اينه كه به اشتباهات و خطاهاي اونها آگاه مي شيم و راه تكرار اونها رو مي بنديم. يا ممكنه حتي درس بگيريم و راههاي جديدي براي خوب زيستن پيدا كنيم. مرحوم شريعتي و مرحوم چمران تا آخرين لحظه پاي اعتقادشون ايستادند. حتي اگر ا ز نظر خيلي ها اعتقادشون غلط بود يا حداقل كاملاً درست نبود. اين روزها چند تا مثال از اين آدمها مي تونيد پيدا كنيد؟آدمهايي كه نون به نرخ روز نخورند، آدمهايي كه هيچ حقيقتي رو قرباني هيچ مصلحتي نكنن، آدمهايي كه تا اين اندازه رشد كنن، به لحاظ اجتماعي و فرهنگي بالا بيان واينقدر تاثير بگذارن. شيوه تفكر و عملگرايي مثال زدني اين آدمها كيمياي تاريخ ماست چيزي كه خيلي ها در پس نقدهاي دلسوزانه و بزرگداشت هاي روشنفكرانه اما عميقاً سوت و كور به دنبال پنهان كردنش هستند.اميدوارم اسم و رسم اين بزرگان و نظاير اونها نه فقط در سالگرد درگذشتشون بلكه هميشه زنده باشه. يادشون گرامي، راهشون پر رهرو&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7960976879697531938?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7960976879697531938/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7960976879697531938&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7960976879697531938'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7960976879697531938'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/06/blog-post_21.html' title='ياد بزرگان - شريعتي و چمران'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-3597028247326568198</id><published>2007-06-20T07:27:00.000+03:30</published><updated>2007-06-20T07:47:31.058+03:30</updated><title type='text'>زبان سرخ</title><content type='html'>ديروز ساعت 5:20 رسيدم خونه و از شدت گرما ولو شدم روي مبل و طبق عادت تلويزيون رو روشن كردم و همينطوري از اين كانال به اون كانال رسيدم به شبكه 4 و يه دفعه چشمم به جمال صادق زيبا كلام افتاد ياد سروش افتادم كه همين چند وقت پيش گفته بود كه نه صادقه و نه كلامش زيباست گفتم بذار ببينم چي ميگه يه ذره گوش دادم چشمم گرد شد آقا داشت ميگفت تو حكومت ما وقتي رهبر يه چيزي ميگه كسي ديگه نميتونه حرفي بزنه و اينجا مثل كشورهاي غربي نيست كه حكومت در برابر مردم پاسخگو باشه بيخود سعي نكنيد حكومت ما رو يه جوري به دموكراسي بچسبونيد هي گوش دادم گفتم شايد الان يه جورايي آخرش رو خوب تموم كنه ولي تا آخر داشت بحث ميكرد من كه داشت شاخام سبز مي‌شد فكر كنم همين فردا پس فرداست كه زبان سرخ سر سبز دهد بر باد&lt;br /&gt;پي‌نوشت:داشته باشيد كه در هنگام زلزله بنده آنچنان مشغول مرغ كشتن در بازي ChickenInvader بودم كه اصلا نفهميدم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-3597028247326568198?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/3597028247326568198/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=3597028247326568198&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3597028247326568198'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/3597028247326568198'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/06/blog-post_20.html' title='زبان سرخ'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-5604192321872061649</id><published>2007-06-13T09:17:00.000+03:30</published><updated>2007-06-13T09:21:04.503+03:30</updated><title type='text'>معجزه</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;وقتي اتفاق بدي تو زندگي كسي مي افته - اونقدر بد كه آرزو كنه كاش هيچوقت اون اتفاق نمي افتاد - به خودش مي گه كاش معجزه اي رخ بده. كاش واسه يكبار هم كه شده قوانين طبيعت تغيير كنه. كاش همه اين اتفاق ها خواب باشه و من يهو از خواب بپرم و در حالي كه قلبم به شدت مي زنه به خودم بگم آخي خواب بود! اما معجزه هيچوقت اتفاق نمي افته كما اينكه با اين تعاريف و باورهاي ما از معجزه، قبلاً هم اتفاق نيافتاده. اون معجزات تو كتابهان، مال قصه هان. اينو گفتم تا خانم شين كه از مرگ دكتر ميچ تو سريال پرستاران خيلي ناراحت شد و گريه كرد و همش داشت آرزو مي كرد كه معجزه اي رخ بده بدونه كه رهايي از مرگ معجزه نيست چون زندگي در متن هستي جريان داره. اين مرگه كه معجزه است. گرچه خيلي وقتها تاسف و تاثر برانگيزه. اميدوارم همگي زندگي پرباري داشته باشيم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-5604192321872061649?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/5604192321872061649/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=5604192321872061649&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5604192321872061649'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5604192321872061649'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/06/blog-post_13.html' title='معجزه'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-5007108193540746743</id><published>2007-06-11T07:21:00.000+03:30</published><updated>2007-06-11T07:42:15.202+03:30</updated><title type='text'>لبخند</title><content type='html'>درست يك نصف روز بعد از برگشتن از مسافرت و اونهمه استراحت و خوردن دستپخت عالي مادر الف توجه كنيد فقط يك نصف روز بعد از آن، تمام انرژي ذخيره شده در آن 5 روز تخليه شد اين تهران بد جوري جاذب الانرژي است&lt;br /&gt;و اما بشنويد از خارجكي هاي حسابدان، ديشب بخاطر عزيز تازه از فرنگ آمده‌اي دعوت شده بوديم يك رستوران سنتي با موسيقي زنده كه انصافا هر بار كه رفتيم خيلي خوش گذشته و اصولا آدم باور نميكنه وسط شهر تهران تو يه رستوران بشه اينقدر دست زد و كمي تا قسمتي هم رقصيد اما نكته جالب توجه اين بود كه اواسط حضورمون تو رستوران ديدم برادر مربوطه داره من رو صدا ميكنه و يه خانم خارجي رو نشون ميده و ميگه با تو كار داره من هم كلي مشعوف كه احتمالا ظاهرم مورد توجه قرار گرفته وقراره پيشنهاد بازي تو يك فيلم رو بهم بدهند رفتم جلو و ديدم نخير خانم كمك ميخواد در مورد پول شامي كه رستوران داره ازشون ميگيره و فكر ميكنه اينا دارند سرش رو كلاه ميذارند و ما فهميدم بخاطر تبليغات بسيار مثبتي كه از ايرانيان مقيم داخل در خارج وجود داره پيش فرض ما همه كلاه برداريم مگه عكسش ثابت شه و خانم خارجكي فكر ميكرد هزينه غذاي سه نفر آدم در يك رستوران با موسيقي زنده(و البته از نظر اون سر درد آور) اصولا ميشه 4500 تومان نه 45000 تومان. خلاصه خانم خارجكي و آقايون همراهش بعد از كلي چك و چونه زدن با قيافه آويزون پول رو پرداخت كردند و رفتند و ما فهميديم ما ايرانيان چقدر موجودات پولدار و لارجي هستيم كه هرچي هم ازمون پول بگيرن عين خيالمون نيست و البته ممكنه اولش كمي شوكه بشيم ولي بعد براي حفظ كلاس هم كه شده خونسرد هزينه مربوطه رو پرداخت ميكنيم و كلي هم لبخند ميزنيم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-5007108193540746743?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/5007108193540746743/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=5007108193540746743&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5007108193540746743'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/5007108193540746743'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/06/blog-post_11.html' title='لبخند'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-717632413036050928</id><published>2007-06-02T07:17:00.000+03:30</published><updated>2007-06-02T07:27:32.058+03:30</updated><title type='text'>نفرت</title><content type='html'>نفهميدم كه روح فراموشكار من كي پر شد از اين همه نفرت، شايد يكي از همون روزهاي پر از اضطراب كه تو برام ساختي شايد تو يكي از اون شبهاي پر از كابوس و شايد تو يكي از اون لحظه هاي پر از انتقام و من تمام اين 5 سال رو به انتظار نشستم حاضر بودم بيشتر از اين هم به انتظار بنشينم تا ببينم كه اين بلا به سرت بياد حالا از همون جايي كه پشتت خيلي بهش گرم بود خوردي و من به يكباره بار سنگين انتقام از تو رو به زمين گذاشتم نمي‌تونم دلسوزي كنم براي خانوادت چون باورم اينه همه از يك قماشيد تو و همه اون دوستان امروز اصلاح طلبت حالم رو بهم ميزنيد &lt;br /&gt;پي نوشت : متاسفم كه صبح روز شنبه اينجا رو پر كردم از اين همه حس بد ولي نزديك به يك ماه جلوي خودم رو گرفتم كه چيزي ننويسم داشتم خفه ميشدم مخصوصا وقتي تلاش ما براي كامنت گذاشتن تو وبلاگ سر دسته انتقاد پذيرها به جايي نرسيد و كامنت هاي ما هرگز پابليش نشد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-717632413036050928?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/717632413036050928/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=717632413036050928&amp;isPopup=true' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/717632413036050928'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/717632413036050928'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/06/blog-post.html' title='نفرت'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4004088980654199440</id><published>2007-05-29T13:26:00.000+03:30</published><updated>2007-05-29T13:36:28.355+03:30</updated><title type='text'>نون به نرخ روز خوردن</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;نون به نرخ روز خوري يكي از اون دست هنرهايي هست كه امثال من از اون سخت بي بهره هستن. قديمتر خاطرم هست كه مي شنيدم كه مي گفتند براي موفقيت پول و پارتي و پر رويي كفايت مي كنه. اين گفته گرچه هنوز به قوت خودش باقيه اما هنر مذكور هم در اثربخشي هر چه بيشتر اين عوامل موفقيت موثره و نبايد در دستيابي به پله هاي بلند ترقي مورد غفلت قرار بگيره. حتماً افرادي رو سراغ داريد كه طي سالها و دهه هاي اخير چرخشهاي ايدئولوژيك صد و هشتاد درجه اي (بلكه بيشتر) در جهات و سمت و سوي مختلف با سرعت و شيوهاي مختلف داشته اند و به قول معروف هر روز كنار يكي غش كردن. ما خودمون چندتايي سراغ داريم. جالبه بدونيد اين آقايون و خانمهاي دوآتشه امروزي كه اين روزها از اين سر بامها (تاكيد مي كنم نه يك بام بلكه هر از چند روزي يك بام) مي افتند تا همين چندي قبل گرچه باز هم دو آتشه بودند اما از اون سر بامها مي افتادند كه سبقه و خاطرات خيلي از اونها علاوه بر پرونده هاي ادارات آگاهي و شهربانيهاي قديم كه الان ديگه به لطف دوستان غير قابل دسترسي و ارجاع هستند در ذهنها و يادهاي دوستان و بستگان و آشنايان محفوظه و بعضاً به بهانه اي خواسته يا ناخواسته طرح مي شه و بعضاً باعث حيرت آدم مي شه. راستش دلم مي خواست شفاف تر بنويسم و بيشتر. اما ترسيدم حمل بر توهين يا قضاوت در مورد غير بشه. بهرحال درد دل بود&lt;br /&gt;تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل...&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4004088980654199440?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4004088980654199440/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4004088980654199440&amp;isPopup=true' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4004088980654199440'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4004088980654199440'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/05/blog-post_29.html' title='نون به نرخ روز خوردن'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-1234444165508535793</id><published>2007-05-24T07:50:00.000+03:30</published><updated>2007-05-24T07:55:21.442+03:30</updated><title type='text'>آرزو</title><content type='html'>كاش خرمي باز به تو برگرده كاش روز آزادسازيت فقط يه سوژه خبري نباشه كاش نقش جنگ از تنت پاك بشه كاش لب اروند باز پر از صداي موسيقي و هياهوي مردم بشه كاش .....&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-1234444165508535793?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/1234444165508535793/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=1234444165508535793&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1234444165508535793'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1234444165508535793'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/05/blog-post_24.html' title='آرزو'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-9152779151247340483</id><published>2007-05-21T08:33:00.000+03:30</published><updated>2007-05-21T08:39:17.847+03:30</updated><title type='text'>درگيريهاي يك ذهن مشوش</title><content type='html'>واي خدايا بازم صبح شد امروز چند شنبه است كي جمعه ميشه باز من تا هر وقت دلم خواست بخوابم 5 دقيقه ديگه بخوابم نه دير ميشه حوصله ترافيك رو ندارم دير برسم ماشينو كجا پارك كنم اي واي امروز روز زوجه بايد يه دور شمسي قمري هم بزنم تا از دست پليس فرار كنم پاشم دير شد اه چقدر ترافيكه ساعت چنده 7 خب بزار راديو رو روشن كنم اخبار ورزشي داره بازم دارند پرسپوليس رو محروم ميكنند چرا مدير عاملش استعفا داده نه دوباره آشتي كرد چرا تيم تكواندو اينقدر داره گند ميزنه ملوان چرا ميخواد از ليگ كناره گيري كنه بايد بشينم حساب كنم چطوري پرسپوليس ممكنه قهرمان شه خروجي رو رد نكنم حواسم باشه اين دور و بر پليس نباشه آخه اينروزها پليسها شدند لولو لاريجاني رو بگو با اون جمله نغزش مردم ما با لولوي شوراي امنيت رو به قبله نمي شوند و خبرگزاريهاي بدبخت رو بگو با ترجمه هاشون اه اين ماشينه چرا راه نميره الان ميمونم پشت چراغ اين چرا وايساده وسط خيابون  باز اينجا چرا تابلو توقف ممنوع سبز شد به جز دارندگان رسيد خودپرداز، خب من كه خودپردازي نمي بينم پس فعلا پارك مجاني آزاده. اه اين قفل فرمون چرا بسته نميشه الان تاخير ميخورم قانون جديد هم كه اومده تاخير ها از مرخصي كم ميشه چرا باز تو اين شركت همه چيز ريخته بهم اي واي آقاي ...رفت خانم ... اومد سرجاش عجب مصيبتي جاها چرا عوض شده سياست جديده !چي؟ بايد بريم جلسه من حوصله اين جلسه هاي بيخود رو ندارم اه اين آبدارچيه چرا چايي نمياره اين ماه بهش ماهونه نميدم اخه اينم شد محيط كار وسط روز معلوم نيست صداي درل داره از كجا مياد چرا شبكه ريخته بهم اي خدا بازم بايد برنامه رو تغيير بدم اين چه وضعيه اينا نميتونن تصميم بگيرند چي ميخوان اينجا چرا داره ارور ميده حتما مال اون تغييره نميشه اينكار رو بكنم بايد روش رو عوض كنم يعني چي ميخواين يه هفته ديگه ببرين برنامه رو نصب كنين مگه خم رنگرزيه من بايد تستش كنم &lt;br /&gt;خانم .. بيخود گفته من ساعت كاريم تا 2:30 نميتونم تا 11 شب وايسم اينجا ناراحتن استعفا ميدم بايد حال اين ايران اير رو بگيرم پس خانم تو اونجا چكاره‌اي كه نميتوني جواب يه تلفن بدي من دارم ميرم خونه ديگه مغزم نميكشه يه زنگ بزنم ببينم  الف الان مياد خونه برم دنبالش واي بازم ترافيك خدايا رواني شدم از اين تهران .اين چرا وسط اتوبان داره دنده عقب مياد پررو رو نگاه كن داره چپ چپ هم نگاه ميكنه باز اين استقلال داره الكي الكي ميبره زودتر برسم خونه بقيه اش رو از تلويزيون ببينم بازم در اين پاركينگ بازه الحمدالله اين ساختمون نگهبان كه نداره . دايي داره مياد تو زمين اين فردوسي پور هم كه دست از سر اين دايي بدبخت بر نميداره عجب خوش قدمه تا اومد سايپا دو تا گل زد يادم باشه فينال بسكتبال رو هم ببينم شام چي درست كنم سوپ درست كنم اين نون سوپها داره بيات ميشه بايد يه چيزه ديگه هم درست كنم چون فردا بايد ناهار ببريم الان الف مياد اي واي چايي يادم رفت اي خدا اين صبا باطري ببره حال اين عربها گرفته شد خوب شد كيف كردم چقدر اين خونه نامرتبه ولي حوصله ندارم چرا ورزش نميكنم چرا درس نميخونم اصلا ميدوني از خودم تنبل تر آدم نديدم اه چرا بليط پيدا نشد دلم واسه تبريز و تبريزيها تنگ شده تازه ميخواستم يه خواستگاريم برم مرده شوره اين مملكت رو ببرند هميشه براي يه سفره يه روزه هم بايد از يك ماهه قبل برنامه ريزي كني واي چقدر گلوم درد ميكنه از بس اين شركته لعنتي امروز سرد بود سرما خوردم  من ميرم بخوابم دارم ميميرم از خواب و امان از اين خواب كه توش يا دارم دنبال يه چيزي ميگردم و هر چي ميگردم پيداش نميكنم يا تو مطب دكتر دارند بهم آمپول ميزنند واي دردم گرفت&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-9152779151247340483?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/9152779151247340483/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=9152779151247340483&amp;isPopup=true' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/9152779151247340483'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/9152779151247340483'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/05/blog-post_21.html' title='درگيريهاي يك ذهن مشوش'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-1372293274640380220</id><published>2007-05-19T14:31:00.000+03:30</published><updated>2007-05-19T14:37:08.793+03:30</updated><title type='text'>روزمرگي</title><content type='html'>ظاهراً غيبت من اينجا اونقدر زياد شده كه حتي صداي خانم شين عزيز هم در اومده. راستش نه اينكه مطالب وبلاگ رو نخونم يا هر روز حداقل سري بهش نزنم اما روزمرگي اجازه نميده ذهنم به اندازه كافي براي نوشتن يك مطلب دلخواه آزاد بشه. سرم ظاهراً شلوغه اما براي چي نمي دونم. كار ترافيك سر و صدا خلاصه همه چيز اما در اصل هيچ چيز. راستش اگه يه روز خبر دار شديد كه من و خانم شين كامپيوتر و تكنولوژي و زندگي در عصر فناوري رو بوسيديم گذاشتيم رو طاقچه و رفتيم دنبال زندگي روستايي و كشاورزي و دامداري خيلي تعجب نكنيد. حتي به قول خانم شين حالا اگه دامنه هاي آلپ هم نبود خيلي مهم نيست مي ريم يه جايي خوش آب و هوا و حاصلخيز تو همين شمال خودمون. تا بعد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-1372293274640380220?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/1372293274640380220/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=1372293274640380220&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1372293274640380220'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1372293274640380220'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/05/blog-post_19.html' title='روزمرگي'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-1910356050932932194</id><published>2007-05-15T12:36:00.000+03:30</published><updated>2007-05-15T12:49:32.245+03:30</updated><title type='text'>فردوسي</title><content type='html'>ز شير شتر خوردن و سوسمار&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;   عرب را به جايي رسيده‌است كار&lt;br /&gt;كه تاج كياني كند آرزو&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تفو بر تو اي چرخ گردون تفو&lt;br /&gt;فردوسي&lt;br /&gt;25 ارديبهشت روز برزگداشت فردوسي گرامي باد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-1910356050932932194?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/1910356050932932194/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=1910356050932932194&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1910356050932932194'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/1910356050932932194'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/05/blog-post_15.html' title='فردوسي'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-55927673491415980</id><published>2007-05-14T07:42:00.000+03:30</published><updated>2007-05-14T08:07:29.908+03:30</updated><title type='text'>تنبل</title><content type='html'>شري تو وبلاگش يه &lt;a href="http://msherrym.blogfa.com/post-70.aspx" target="_blank"&gt;مطلب&lt;/a&gt; در مورد اينكه آيا به تناسخ ارواح اعتقاد دارين يا نه و اگه آره، فكر ميكنيد دوره قبلي زندگيتون كي بوديد نوشته. يه سايت سراغ داشتم كه مثل ساير سايتهاي فالگيري بر اساس تاريخ ميلادي بهت يه چيزايي در اين مورد ميگفت اما هر چي گشتم لينكش رو پيدا نكردم. در هر صورت آقاي الف معتقده اگه من در يكي از دوره هاي زندگيم تو رده بندي انسانها نبوده باشم حتما يه تنبل بودم كه در طي يكسال به خاطر غذا فقط حاضر بودم 6 متر جابجا شم. البته يه جورايي راست ميگه چون من وقتي خوابم بياد از خوابم بخاطر بزرگترين تفريحات هم نميگذرم. يادم يه دفعه با دوستام رفتيم گرگان عروسي يه دوست ديگه عروسي كه تموم شد يكي از اقوام عروس داماد خواست رسم مهمون نوازي رو به جا بياره و بنده خدا با ماشينش ما رو ببره دنبال ماشين عروس. من كه از اون شب فقط يه سوار ماشين شدن و پياده شدنش يادمه چون تمام مدت خواب بودم .يه دفعه هم تو ايام موشك باران تهران بنده پاي تلويزيون خوابم برده بود كه يك عدد موشك به فاصله 500 متري خونمون اصابت كرد و تمام شيشه هاي خونه خورد شد ولي بنده انگار نه انگار همچنان خواب تشريف داشتم و تازه 10 دقيقه بعد ازسر و صداي خانواده محترم چشمام رو باز كردم خلاصه كه بدم نمياد اگه تو دوره هاي قبلي تنبل نبودم تو دوره هاي بعدي باشم&lt;br /&gt;پي نوشت : اينم &lt;a href="http://thebigview.com/pastlife/" target="_blank"&gt;لينك&lt;/a&gt; اون سايتي كه گفتم كه از تو لينكدوني&lt;a href="http://almakhanoom.blogfa.com/" target="_blank"&gt; آلما&lt;/a&gt; پيداش كردم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-55927673491415980?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/55927673491415980/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=55927673491415980&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/55927673491415980'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/55927673491415980'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/05/blog-post_14.html' title='تنبل'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4330244493322377895</id><published>2007-05-02T07:37:00.000+03:30</published><updated>2007-05-02T07:53:27.448+03:30</updated><title type='text'>معلم</title><content type='html'>امروز وقتي جلوي ساختمان دست دختر بچه اي كه منتظر سرويس بود يه دسته گل ديدم يادم افتاد امروز روز معلم يادش بخير چقدر هيجان داشتيم واسه رسيدن اين روز چون عملا درس رو تعطيل ميكرديم و بهمون خوش ميگذشت  اينروزها معلمها دغدغه هاشون خيلي زياده و من هميشه فكر ميكنم چطور ميشه به آينده يه مملكت كه يه قشري از پليسش رشوه بگيرند (با حفظ احترام براي قشر زحمتكششون ) و معلمهاش درگير اعتصاب هستند و دغدغشون نون شبشونه اميدوار بود.&lt;br /&gt;معلم عزيز روزت مبارك&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4330244493322377895?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4330244493322377895/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4330244493322377895&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4330244493322377895'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4330244493322377895'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/05/blog-post_02.html' title='معلم'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-7078016331117666350</id><published>2007-05-01T11:36:00.001+03:30</published><updated>2007-05-01T11:36:41.442+03:30</updated><title type='text'>هواپيمايي</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;هواپيمايي در ايران براي خودش حكايتي داره. حالا گذشته از هواپيماهاي قراضه و ناراحتي كه به هر حال مجبور به تحملشون هستيم و در موردشون حق انتخابي وجود نداره مگر اينكه شانس بياري خدمات هواپيمايي هم در حد افتضاحه. تاخيرهاي طولاني بدون توضيح كنسل شدن پروازها بدون اينكه كسي خودش رو مسوول و پاسخگو بدونه يا حتي مرجعي كه بشه با شكايت به اون احقاق حقوق كرد و صفهاي بلند و كاوشهاي پليسي  و امنيتي فراوان قبل از ورود به سالنهاي انتظار فرودگاه و انتظارهاي طولاني و آزار دهنده براي دريافت بار (تازه اگر اشتباهي رخ نده و همه چيز مرتب باشه) و داستانهاي مفصلي از اين دست ديگه عادي تلقي مي شه. دليلش هم بيشتر اينه كه خدمات اينچنيني در كشور ما در مونوپل يه گروه يا سازمان خاصيه و اساساً داستان رقابت يا مطرح نيست يا اگر هم طرحه داستان همون انتخاب بين بد و بدتره وگرنه در اصل بدي بحثي نيست. حالا شما حساب كنيد بعد كلي دوندگي و گرفتن بليط براي يه سفر كاري مهم و يكروزه و طي اين هفت خوان هولناك تازه بايد نگران اين باشي كه آيا پروازت انجام مي شه يا نه و اگه انجام بشه پات به زمين سفت خدا دوباره مي رسه يا بليطت يه سره براي بهشت صادر شده&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-7078016331117666350?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/7078016331117666350/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=7078016331117666350&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7078016331117666350'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/7078016331117666350'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/05/blog-post.html' title='هواپيمايي'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-4346720715487883910</id><published>2007-04-21T07:30:00.000+03:30</published><updated>2007-04-21T07:39:32.181+03:30</updated><title type='text'>قرار فصلي</title><content type='html'>تا هنوز همه خوابند كسي مثل من خروس خون ننشسته پشت كامپيوتر، لو بدم كه من پنجشنبه كلي دوست خوب نديده وبلاگي رو ديدم و كلي خوش گذشت هيچ كس هم شبيه تصور من نبود كه صد البته اين بر ميگرده به تصوير سازي قوي ذهني من. دوستاي خوب و جديد من، مرسي كه من رو هم دعوت كرديد باز هم از اين كاراي خوب بكنيد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-4346720715487883910?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/4346720715487883910/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=4346720715487883910&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4346720715487883910'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/4346720715487883910'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/04/blog-post_21.html' title='قرار فصلي'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-2419743851307525866</id><published>2007-04-18T12:07:00.001+03:30</published><updated>2007-04-18T12:31:16.648+03:30</updated><title type='text'>بانكداري و تبلـغات</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;اين بانكداري كشورما هم در نوع خودش بي نظيره. از خدمات زمانگير و حكايت بلند نداشتن پول نقد و اخم و طلب خون پدري بعضي كارمند هاي بانك (دور از حضور بعضي ديگشون) گرفته تا تجارت و بانكداري الكترونيك و خدمات تلفني و اينترنتي و اين چند سال اخير تبيغات و تيزرهاي تلويزيوني همه و همه منحصر به فردند. تقريباً در 24 ساعت شبانه روز كليه كانالهاي تلويزيوني لابه لاي هر برنامه اي اعم از ورزشي و سياسي وآشپزي و كودك و غيره و ذالك و فارغ از سن و سال و علايق و توانايي هاي مخاطبان حداقل بين 1 تا 10 دقيقه تبليغات دارند كه از اين بين شايد چيزي حدود 80 درصدش (طبق محاسبات سر انگشتي من) اگه مال چيپس و پفك نباشه حتماً مالي يكي از اين بانكهاست. حالا مي خواد قوامين و انصار و سرمايه باشه يا ملي و صادرات و امثالهم. همشون هم ازدم التماس دعا دارند كه بيارين پولاتون بدين به ما شايد در قبالش يه روز يه جايزه اي گرفتين. گرچه بين اينهمه آدمي كه ميرن و حساب باز مي كنن بالاخره تعداد نسبتاً ناچيزي آدم خوش شانس هم هستند اما ماهيت امربيشتر آدم رو ياد مسابقات بخت آزمايي و نظاير اون ميندازه. جالبه كه هيج جاي دنيا انباشت پول مردم تو بانكها پديده خوبي تلقي نمي شه و اساساً مرجعي هم اين موضوع رو تشويق و تبليغ نمي كنه اما تو كشور ما از اونجا كه همه چيزش خلاف جريان عادي هر كاري تو دنياست. اين يه قلمش هم برعكسه و همه و همه دست به دست هم دادن تا پول مردم را به هر نحوي از دستشون بگيرن و در كارهايي مورد نظر خودشون سرمايه گذاري كنن. مثلاًا اگه كسي نخواست پولش رو به بانك بده اشكال نداره مي تونه بياد موبايل يا ماشين يا حتي خونه قسطي و مدت دار ثبت نام كنه يا بخره. تازه اگه لازم داشت از محل پول كساني كه پولشون رو به اميد جايزه تو حساب هاي قرض الحسنه خوابوندن با بهره 24 درصد وام هم مي دن. حالا با اين حساب مي شه حدس زد كه چرا بانكها حاضر مي شن اينقدر پول بابت تبليغات زياد تو همه رسانه ها خصوصاً تلويزيون بپردازن و علاوه بر پول ما (يادتون باشه بانكها بخش عمده اي از سرمايه هاشون مال مشتري هاشونه نه خودشون) وقت و چشم و مغز ما رو هم تلف كنن&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-2419743851307525866?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/2419743851307525866/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=2419743851307525866&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2419743851307525866'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/2419743851307525866'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/04/blog-post_18.html' title='بانكداري و تبلـغات'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-6675311623940946008</id><published>2007-04-17T08:59:00.000+03:30</published><updated>2007-04-17T09:04:17.374+03:30</updated><title type='text'>مسعود ده نمكي و اخراجي ها</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;گرچه نمی خواستم اين وبلاگ رو با مطالبی در مورد امثال ده نمکی ها و کارها و انديشه ها و فيلم ها شون آلوده کنم اما وقتی ديشب تکرار برنامه شب شيشه ای رو ديدم که مسعود ده نمکی کارگردان  فيلم اخراجی ها رو به عنوان مهمان برنامه دعوت کرده بود و آقای رشيد پور مجری برنامه با اون چهره جالب و خندون هميشگيش که اصلاً تناسبی با مهمان برنامه نداشت با ايشون در مورد فيلم صحبت می کرد ديگه طاقتم تموم شد. آخه تا کی می شه نخوت آزاردهنده آدم هايي مثل ده نمکی، رو تحمل کرد. نگاه های عاقل اندر سفيه، نگاه و گفتار طلبکار و منش مهاجم و مملو از حس تحقير اين آدم ها کجا با سخاوت و بزرگواری، افتادگی و متانت و احساس دين آدم هايي مثل بيژن نوباوه که قبلاً همينجا در موردش نوشتيم يا امثال اون که کم هم نيستند قابل مقايسه است. اين دو گروه رو نمی شه سر و ته يک طيف دو نست. امثال مسعود ده نمکی رو هيچ جوری نمی شه کنار بيژن نوباوه ها نشوند. روشن بينی و دريادلی گرچه جمود و نخوت رو می فهمه ولی نمی پذيره و باهاش کنار نمياد. اگر کسی قراره درمورد جنگ داد سخن بده و حرفی بزنه مطمئن باشيد اون مسعود ده نمکی نيست اگر هم هست آخريشه. مسعود ده نمکی که به گفته خودش يک دسته 15 نفری آدم رو برای برداشتن سيم های خاردار و رفتن رو مين ها- که الان براش سيما شده که برش می دارن و مي رن رو مينا (خيلی معذرت می خوام، نقل به عين از فيلمشه) - تهييج کرده و همشون رو احتمالاً به کشتن داده حق نداره در مورد جنگ حرف بزنه. اونهايي بايد حرف بزنن که سيم رو بريدن و رفتن رو مين و الان يا زير خروارها خاکن يا با ناي بسته و هزار جور معلوليت دارند داستان سيما و مينای رنگارنگ امثال آقای ده نمکی و تهيه کننده بزرگوار ايشون آقای حبيب الله کاسه ساز (که به قول آقای ده نمکی ريسک کردن و رو فيلم اول ايشون چنين سرمايه گذاری سخاوتمندانه ای انجام دادن) رو تماشا می کنن. آقای ده نمکی تو اين مملکت در حالی داره فيلم پر ستاره سينما مي سازه که به قول خانم شين امثال بهمن قبادی ها و تقوايي ها پنج سال يکبار هم بودجه مختصری برای ساختن فيلم گيرشون نمياد. آگه فيلم آقای ده نمکی داره به خاطر ميزان فروشش تو گيشه ها به يه رکورد افسانه ای (به قول خودش) دست پيدا  می کنه به خاطر اينه که  کسی به بهانه دفاع از ارزش های اسلام و انقلاب و جنگ شيشه های سينماها رو نمشکنه و مردم رو کتک نمي زنه و از علما و مفتی ها حکم شرعی و فتوا نمی گيره (حتماً فيلم مارمولک رو به خاطر داريد) چون ديگه اين دفعه فيلم مال خودشونه، پولشو دادن و لذا حتماً در خدمت و برای مظلومين و شهدا و ايثارگران و آزاده هاست و هيچ اشکالی هم درش نيست. به خاطر اينه که يالثارات الحسينی در کار نيست که صفحه سياه چاپ کنه و پخش اين فيلم رو به امام زمان تسليت بگه. حالا گيرم که توش هرکی هرچی دلش خواسته گفته و هر چی مرد و شير زن بوده رو لات، شيره کش هرزه و هرجايي معرفی کرده. راستش از کسی مثل ده نمکی انتظار نمی ره که فيلمی غير از اين بسازه. اين آدم فرهنگ و تربيت چاله ميدونی داره. از اين فرهنگ خوشش مياد و بهش دلبسته اس. اصلاً زندگي اين آدم چاله ميدونيه. اگه جنگ هم رفته به خاطر اين بوده که تو آشوب جنگ ضعفهاش پنهان می مونده. کسی متوجه زشتی گفتار، جمود فکر و سخيفی منشش نمی شده اگر هم می شده ديگه تو اون وضعيت اهميتی به موضوع نمی داده چون به هر حال پای دشمن شايد مشترک ديگه ای وسط بوده. نمي شه به امثال ده نمکی گفت فيلم نساز يا فيلم اينجوری نساز. اون حقشه فيلم بسازه، اون حقشه از آرمانها و باورها و اگه بشه به طبقه ای نسبتش داد از طبقه اجتماعی و فرهنگی خودش دفاع کنه. اما من مي تونم جايگاه اين آدم رو در رابطه با خودم (نه ديگری) تعيين کنم. مي تونم کارهايي رو کرده، حرفهايي که زده، واکنش هايي که نشون داده رو به خاطر بيارم. مسايل سياسی رو طرح نکنم. اجتماعی و فرهنگی رو که می شه طرح کرد. می تونم به ياد بيارم که اين آدم و هم فکرهاش  به تار موی زنها و دخترها  و رنگ روسری و مانتوشون يا به ماکسی و مينی بودن لباسشون يا به بلند و کوتاه بودن پيراهن آقايون يا ريش داشتن و نداشتنشون يا به چپ و راست بودن حتی گفتار مردم عادی (انديشه که بماند) کار داشتن. به خاطرش آدم از پنجره خوابگاه پرت کردن. ترور کردن. اينها رو که می تونم به ياد بيارم. هنوز يادم نرفته هيچ دختر و پسری از ترس امثال اين آقا و در سايه حمايتهای رسانه ای و تبليغاتی و عملی اونها جرات راه رفتن (تاکيد می کنم راه رفتن) تو خيابون رو نداشتن. يکيش من، يکيش تو. حالا چی شده متلک گفتن به دختر مردم و جي جي باجی از بالای ديوار و قربون صدقه رفتن و پشت پرده نشستن و دل دادن و قلوه ستوندن بلا اشکال شده. چرا؟ چون آقای ده نمکی انجامش داده؟ من نوعی که اينها رو به ياد دارم نمي رم حداقل 1500 تومان بدم 2 ساعت بشينم تو سينما که حرفهای چاله ميدونی بشنوم و هرزه خندی کنم و انوقت اون آقا و همپالکی هاش با مجموع اون پولها که مي شه بيش از دو ميليارد تومان خودشون رو سردمدار سينما و افتخار اون بدونن (البته به حق . چون تو سينما که علاوه بر هنر بودن يک صنعت هم هست آقايون يک موفقيت بي سابقه به دست آوردن که تا به حال هيچ کس به دست نياورده. بايد هم افتخار کنن) و اون وقت ببرن همون پول رو جايي سرمايه گذاری کنن که من و تو ازش دل خونی داريم. اونوقت وقتی به جای يک هفته نامه يالثارات الحسين دهها روزنامه مشابه چاپ می شه رودل می کنيم، قهر می کنيم يا کاسه چه کنم دست می گيريم و دم از روشنفکری مي زنيم وآخرش ول مي کنيم مي ريم کانادا و استراليا و آمريکا و اروپا و مي شيم مدافع مطبوعات و رسانه آزاد در ايران. اون وقت وقتی گروه فشاری به وجود مياد تعجب مي کنيم که هزينه های اينها از کجا تامين مي شه. اونوقت وقتی که آسيبی به کسی مثلاً دانشجوهای اين مملکت که نوعاً برادر يا خواهر من و شما هستند مي رسه مثلاً تو دانشگاه از دست يه دانشجو نمايه ناشناس باتوم به دست کتک مي خوره باعث و بانيشو لعن و نفرين می کنيم. حالا برو تا اکرانش تموم نشده اخراجی ها رو تو سينما فرهنگ که بليطش گرونتر هم هست تماشا کن. اگه مي تونی همه اعضای فاميل و دوستاتم با خودت ببر. کلی می خندين (البته اگه متوجه موضوع نباشين).بقيه اش که مهم نيست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-6675311623940946008?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/6675311623940946008/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=6675311623940946008&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6675311623940946008'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/6675311623940946008'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/04/blog-post_17.html' title='مسعود ده نمكي و اخراجي ها'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-944607965389482609</id><published>2007-04-16T07:30:00.000+03:30</published><updated>2007-04-16T11:37:14.069+03:30</updated><title type='text'>بندر عباس نامه 1</title><content type='html'>ما با قطارسيمرغ رفتيم بندر عباس  كه فوق العاده تميز و مجهز بود و به همتون پيشنهادش ميكنم 2 بعد از ظهر پنجشنبه 9 فروردين راه افتاديم و 9 صبح جمعه رسيديم بندر عباس. تا ظهر به جابجا شدن توي هتل گذشت شب يه سر رفتيم بازار ساحلي بندر عباس يه بازار مسقف مشرف به دريا و حسابي شلوغ .خيلي از مسافرهايي كه از ساير شهرها اومده بودند هم كنار ساحل روبروي همين بازار چادر زده بودند هوا هم كه عالي بود راستي اگه خواستيد بريد بندر عباس من هتل آتيلار رو بهتون پيشنهاد ميكنم چون هم فوق‌العاده مرتب و تميزه هم رستوران خوبي داره و هم بزرگترين حسنش اينه كه تو بهترين نقطه شهر واقع شده شما تقريبا همه جا رو ميتونيد پياده بريد و يه چشم انداز بسيار عالي هم به دريا داره يادم باشه بعدا يه پور سانت ازشون بگيرم بابت اين همه تبليغ&lt;br /&gt;صبح شنبه زود از خواب بيدار شديم كه بريم قشم براي رفتن به قشم از بندر عباس و بالعكس دو تا اسكله وجود داره اسكله حقاني و اسكله باهنر قايقهاي موتوري و اتوبوسهاي دريايي كه همون قايقهاي دو موتوره سقف دار هستد از اسكله شهيد حقاني كه روبروي همون بازار ساحليه شما رو به قشم ميبرند و لنجها و كشتي زمرد كه اين يكي فقط در ايام عيد فقط كار جابجايي مسافر رو از بندر عباس به قشم رو انجام ميداد از اسكله شهيد باهنر كه يه كم بيرونه شهره حركت ميكنند اين كشتي زمرد يه كشتي تندروست كه ظرفيت 300 تا مسافر رو داره و بوفه و تلويزيون هم داره و از همه بهتر اينه كه به شما اجازه ميدند بريد رو عرشه كه من يكي از بزرگترين لذتهاي زندگيم رو اونجا تجربه كردم فوق العاده بود واي من يه قايق تفريحي دلم ميخواد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-944607965389482609?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/944607965389482609/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=944607965389482609&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/944607965389482609'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/944607965389482609'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/04/1.html' title='بندر عباس نامه 1'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8074287429644874823</id><published>2007-04-10T12:40:00.000+03:30</published><updated>2007-04-10T12:54:36.408+03:30</updated><title type='text'>مليت : ايراني</title><content type='html'>ميدونم كه ايراني بودنمون اينروزها خيلي افتخاري نصيبمون نميكنه ميدونم همه افتخاراتمون مال گذشته هاي دوره&lt;br /&gt;ميدونم كه به طوايف مختلف تو اين مملكت ظلم شده اما بازم دلم ميگيره كه يكي كه خودش و همه اجدادش تو اين كشور متولد شدند بگه من ايراني نيستم چرا؟ چون تو اين مملكت براي من هيچ ارزشي قائل نيستند آخه براي كدوم ما ارزش قائل هستند چي به سرمون اومده كه به اين راحتي مليتمون رو زير سوال ميبريم دلم ميگيره‏‏‏‏؛ خيلي وقتها دلم از اين مردم ميگيره&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8074287429644874823?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8074287429644874823/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8074287429644874823&amp;isPopup=true' title='11 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8074287429644874823'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8074287429644874823'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/04/blog-post_10.html' title='مليت : ايراني'/><author><name>خانم شين</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07489109598730915692</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>11</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-27910901.post-8941214269142942613</id><published>2007-04-09T12:50:00.000+03:30</published><updated>2007-04-09T13:11:50.269+03:30</updated><title type='text'>انرژی هسته ای</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;امروز 20 فروردین رو روز ملی انرژی هسته ای اسم گذاری کردن. تو اخبار شنیدم که امروز عصر قراره خبر خوش هسته ای رو هم به مناسبت همین روز اعلام کنن. یه بنده خدایی هم توی رادیو داشت مصاحبه می کرد و از دولت می خواست که این روز رو یک چیزی در حد 29 اسفند (روز ملی شدن صنعت نفت) بودنه و براش برنامه ریزی های لازم رو انجام بده که البته به نظر من بیشتر منظورش تعطیل رسمی اعلام شدن این روز از طرف دولت بود وگرنه تا جایی که من می دونم روز 29 اسفند تو این مملکت کسی کاری به خاطر ملی شدن صنعت نفت نمی کنه تا بخوان مشابه اون رو 20 فروردین هم انجام بدن. راستش برخورداری ازانرژی هسته ای نه تنها بد نیست بلکه خیلی هم خوبه اما هزینه های دستیابی به اون باید طوری باشه که سرمایه گذاری ها رو توجیه کنه. اگه قرار باشه ما جزو باشگاه هسته ای باشیم اما کشورمون از محل اون متضرر بشه مثل اینه که ماشین فوق لوکس سوار بشیم اما جزو ورشکسته ها به شمار بیاییم. این موضوع در عین سادگی لابه لای تبلیغات وبوق و کرنای موافقان و مخالفان گم و گوره و ظاهراً خیلی هم مورد توجه نیست چون به هر حال هدف مالیدن پوزه بدخواهان به خاکه و لا غیر و این آزار دهنده  است. امیدوارم تو کارهامون حداقل فقط به منافع اقتصادی خودمون فکرکنیم بقیه اش پیش کش&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/27910901-8941214269142942613?l=days-together.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://days-together.blogspot.com/feeds/8941214269142942613/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=27910901&amp;postID=8941214269142942613&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8941214269142942613'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/27910901/posts/default/8941214269142942613'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://days-together.blogspot.com/2007/04/blog-post_09.html' title='انرژی هسته ای'/><author><name>آقاي الف</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11481481554771175060</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry></feed>
